| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.79K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
کتاب : بِه
* سومین اثر #مهساطلوع از مجموعه #خونآبه سرانجام به درخواست دوستان و آشنایان عزیز ( تعداد #محدود ) به چاپ رسید

🧿 @phobicool
عنوان و نام پدیدآور : به / مهسا طلوع
موضوع : شعر سپید _ قرن ۱۵
persian poetry - 21 st century
طراح جلد : عسل موسوی
ویراستار : عسل موسوی
نقاشی روی جلد : مهسا طلوع
نوبت چاپ : اول زمستان ۱۴۰۳
تعداد صفحات : ۹۲ صفحه
مشخصات نشر : تهران : متخصصان ۱۴۰۳
قیمت روی جلد : ۲۱۰/۰۰۰ تومان

👁 لطفا جهت اطلاعات خرید به سایت انتشارات متخصصان مراجعه فرمائید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥11
می گویند اگر خوابی خوش را برای دیگران تعریف کنی تعبیر نمی شود و از این قبیل حرف ها ..! -. این رویا را نمی شد تعریف نکرد که خود تعبیر انتظارهایمان است
- در خواب عمیقی بودم که دستی مرا تکان داد و گفت : بیدارشو ،پیام های ناخوانده ات را بخوان ،نخواب و ببین از پنجره بیرون را ، پیام های ناخوانده ات را بخوان قرار است در خیابان مردممان جشن بگیرند و صدای خنده ی کودکانمان را بشنویم .
- تعبیر می شود این شادی
*این صلح و عشق و خنده های شادی ایران ،یادآور خنده های دوران کودکیمان است ،همان هفت سالگی
دوران عزیمتمان از هجر
با یاد فروغ
به نام طلوعی سراسر از عشق منتظر صبح صلح و شادی فرزندانمان ،در خواب و بیداری لحظه ها را می شماریم. پس بیهوده به دلمان نیوفتاده که منتظر زمان رسیدنش هستیم.این درخت کهن ریشه در دل و شهود معبرین تمام عوالم جهان دارد.
- وه ،چه رویای شیرینی
با هم قسمتش می کنیم

@phobicool
#مهساطلوع
- بریده ای از کتاب : دست پاره ها
9
در رگهایش من بودم که می دویدم
هستی اش درمن ریشه داشت همه من بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

🤩 @phobicool
-سهراب سپهری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
10
مرگ چون ابر بالای سرمان آرمیده
و قتل قطره های باران و چوبه های دار ابرهای باران زا ،
ایستا بر زمین .
نهنگ ها دسته جمعی خود کشی می کنند و ما قطره قطره میمیریم

.

مرگ پر از ابرهای باران زاست
و چشمان خشکیده مان ،
سرابی را بیهوده ست نگران !
تنها صداست که میماند
تنها صداست که میماند ؟

👁@phobicool
#مهسا_طلوع
- خونآبه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥8
Forwarded from کتاب‌ها
«که دست ظلم نماند چنین که هست دراز.»
- سعدی
👌2
نمیدانم چندمین شب است که فکر و خیالت از در و دیوار به سرم زده،چه کردی با خودت ایاز؟
به وقت آفتاب تموز که یادت نمیکنم،هنوز اندکی از شب نگذشته و حلول گرگ و میش فراز خود را دارد.نفسی حبس میکنم و به ادامه ی تجلی ات در رویاهایم روی سقف وطنم می نویسم که ما نه از شب سمور و نه از لب تنور گذشته بودیم،حقمان است،چرا که جیره مواجب خور از احدالناسی نبودیم که حالایمان چنان و چنین بماند.قدر و منزلتمان از دست و دلمان می گوید
- آفتابی شو همین روزها ،باید گرمایی باشد که به پوست من رحم نکند،این شب ها گنجشک هوای همه یخ زده ...

@phobicool
#مهساطلوع
- بخشی از دست پاره ها
2
ما تکلیفمان عین روز روشن است
چرا که خوب می دانیم و دیده ایم
حتی خوانده ایم از روی دست شما
بیخود نیست هر روز و شب چهل سال
مشق های نانوشته مان را از بریم
ما هنوز زنگ نخورده ایم
ما هر روز امتحان داریم
تکلیف روشن است
می توانید تک ماده بردارید
که نمی دانم اصلا یعنی چه؟
اما خوب می دانم بعضی ها چطور بی عشق
صندلی دانشگاه می خرند،قیمت قبر پدرشان
من همیشه برای جواب دستم بالاست
من از جانب دوستانم هم معترفا امتحان داده ام بارها
ما تکلیفمان هر روزه روشن است
و هر شبی سیاه که شد
مشق هایمان با بوی کربن جریمه دارد
همه چیز را قطع کنید حتی خنده هامان را
ما عین روز روشن برگه هامان بالاست
انقدر همه چیز عیان است که خواستم با نوشتنم بر قاصر بودن کلام بر این منظر به جام طنز این سیاه بازی ها تلخندی جامه دهیم

#مهساطلوع
- از دست پاره ها
👌3
بنویس اکنون کجاست رویامان،
کجاست؟
‏کجاست بندبند استخوان‌هامان،
کجاست؟
‏کجاست حرف‌های گمشده
‏که می‌خواست گوش دنیا را کر کند؟ 
_محمد مختاری
😭3
آنکس که معصومیت چشمانم را
محکوم میکند به هزار و یک افترا
خورشید نم نمک عیان میکند
آنچه را زیر سر دارد
بیدار مانده ام تا مصلوب ببینمت
برای خوابیدن وقت بسیار است قربان !
آتش در آستین دارم
حالا که اشکی نمانده !

🌋 Art Magazine ; Phobicool

- خو
#مهسا_طلوع
👍3
ای دل غم دیده حالت بِه شود دل بد مکن
«و سخنی که ناخوش خواهد آمد، ناگفته بِهْ.»

#تاریخ_بیهقی
👌3
"اکنون عصری است که تنبلی و کودنی بر کوشش و چابکی و بی‌کاری ‌‌و مهملی بر کار و زحمت و عیب و رذالت بر تقوی و فضیلت و وقاحت بر مردانگی و پندار در کار رزم بر کردار پیروز گردیده..."

#دن‌کیشوت - میگل د سروانتس
امشب به سیم آخر زده ام
آنجا که "نت سکوت" خانه دارد
و به من زل زده است
این روزها همه حزب باد هستند
- و من به تبری فکر می کنم
که ضربه هایش این ساز را ساخت
- و و وسوسه کلبه و تنهایی در ذهنم می دَود
دور شوم...
دور...
دور ، آنجا که حتی دست خودم هم به من نرسد
دور که نه همین نزدیک ها که اوست
و این قرص های مسکن ده میل...
- تف برانگیزند
باور کن دیگر به سیم آخر زده ام
آرشه ات را بر من بکش
با تکرار سُل بی امان بتاز
شاید شعر بهتری سرودم...
شعری که منقلب از قلوب بی رگترین هامان باشد
این روزها سیب زمینی هم بود
غیرتش جوانه میزد
خواستیم جیغ نشویم به فریادمان خفه شدند
اعلام پیروزی بر من و تو
چیزی از آمار رفته ها و حتی مقصدمان
اینبار کم نخواهد کرد
قول بده تا باز با دروغ صبح دیگر سیاه شویم
- می پرسی چه شده؟
هیچ، دوباره باختی و باید به انتظار بنشینم
سیمی را که به آخر زده ام
آرشه ای که به ترمیم زخمم سُل میطلبد

@phobicool
#مهسا_طلوع
_ساعت چند و نیم
3
هرچه را که می‌خواهد بی‌اُفتد، نباید نگه داشت، باید هولش داد.

#نیچه
8
راه حلی داری؟
راه نجاتی
برای کشتی شکسته ای که
نه غرق می شود،
نه نجات پيدا می کند؟


#نزار_قبانى
3