به جن گفتم: یک روزی میرسد که بالاخره کشف کنند که دنیا چهار بعد دارد، نه سه بعد. بعدش، آدم میتواند برود بیرون برای قدم زدن... و برود و ناپدید بشود. نه کفن و دفنی، نه اشکی، نه هیچ توهمی، نه بهشت و جهنمی... مثلا دوستانش نشستهاند دور هم و یکی میپرسد: "جرج کجا رفت غیبش زد؟" و یکی دیگر میگوید: "راستش نمیدانم. گفت میرود سیگار بخرد."
@phobicool
#هزار_پیشه
#چارلز_بوکفسکی
@phobicool
#هزار_پیشه
#چارلز_بوکفسکی
Forwarded from ساعت چند و نیم (Hanie.)
فکر میکنیم
که آدمهای نزدیکمان را میشناسیم!
اما زمان با خودش چیزهایی میآورد
که میفهمیم:
کمتر از آنچه فکر میکردهایم میدانیم؛
یعنی تقریبا هیچ…
@theMemOriEs
#خابیر_ماریاس
که آدمهای نزدیکمان را میشناسیم!
اما زمان با خودش چیزهایی میآورد
که میفهمیم:
کمتر از آنچه فکر میکردهایم میدانیم؛
یعنی تقریبا هیچ…
@theMemOriEs
#خابیر_ماریاس
آه... آدم ها چرا جور دیگری دیده می شوند در نگاهم؟
آدم ها دیگر چرا مثل پیش از این شعف مرا بر نمی انگیزند؟
و من - شگفتا !
-چه بی کس هستم؟!
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
آدم ها دیگر چرا مثل پیش از این شعف مرا بر نمی انگیزند؟
و من - شگفتا !
-چه بی کس هستم؟!
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
خیلی دلم میخواهد خودم را ول کنم، خودم را از یاد ببرم، بخوابم، اما نمیتوانم، دارم خفه میشوم. وجود از همه طرف در من نفوذ میکند: از چشم ها، از دماغ، از دهن...
@phobicool
_تهوع
#ژان_پل_سارتر
@phobicool
_تهوع
#ژان_پل_سارتر
میفهمید چقدر سخت است که سکوت کنید و هیچی نگویید، در حالی که ذره ذره وجودتان میخواهد منفجر شود؟
تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین میکردم که چیزی نگویم. اما واقعا داشتم میمردم. ویل سر تکان داد. سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریده بریده و بی رمق بود جملهای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی بود که میتوانستم بزنم: دلم برایت تنگ شده بود.
@phobicool
_من پیش از تو
#جوجو_مویس
تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین میکردم که چیزی نگویم. اما واقعا داشتم میمردم. ویل سر تکان داد. سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریده بریده و بی رمق بود جملهای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی بود که میتوانستم بزنم: دلم برایت تنگ شده بود.
@phobicool
_من پیش از تو
#جوجو_مویس
انگار رودی بودم
گذشت خشن زمان مسیرم را عوض کرده بود
مسیری را به جای مسیری دیگر نشانده بود
در بستری دیگر جاری بود
و من کرانه هایم را نمی شناسم
آه، چه مناظری را باید ندیده باشم
پرده باید بالا رفته، بعد پایین آمده باشد
چه بسیار دوستانم را که حتا یک بار در زندگی ندیدم
و سوادهای گوناگونِ چه شهرهایی که
میتوانستند اشک از چشمانم جاری کنند
در حالی که به راستی من تنها یک شهر را می شناختم
و با لمس دست میتوانستم در خواب پیدایش کنم...
و چه بسیار شعرهایی که نگفته ام
همسرایی پنهان آن شعرها دور سرم پرسه میزند
و شاید روزی بتواند خفه ام کند.
@phobicool
#آنا_آخماتووا
گذشت خشن زمان مسیرم را عوض کرده بود
مسیری را به جای مسیری دیگر نشانده بود
در بستری دیگر جاری بود
و من کرانه هایم را نمی شناسم
آه، چه مناظری را باید ندیده باشم
پرده باید بالا رفته، بعد پایین آمده باشد
چه بسیار دوستانم را که حتا یک بار در زندگی ندیدم
و سوادهای گوناگونِ چه شهرهایی که
میتوانستند اشک از چشمانم جاری کنند
در حالی که به راستی من تنها یک شهر را می شناختم
و با لمس دست میتوانستم در خواب پیدایش کنم...
و چه بسیار شعرهایی که نگفته ام
همسرایی پنهان آن شعرها دور سرم پرسه میزند
و شاید روزی بتواند خفه ام کند.
@phobicool
#آنا_آخماتووا
Forwarded from Deleted Account
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Shahin Najafi & Gürzenich Orchester_Hazrate Naan
@Phobicool
@Phobicool
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم !
یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟
کی شمرده است؟
جز سیاست مدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟
باور نکن نارنجی!
باور نکن سبز آبی کبود من!
باور کن همهی دنیا فقط تویی و برخی دوستان !
بقیه تکراریاند !
@@phobicool
#عباس_معروفی
یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟
کی شمرده است؟
جز سیاست مدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟
باور نکن نارنجی!
باور نکن سبز آبی کبود من!
باور کن همهی دنیا فقط تویی و برخی دوستان !
بقیه تکراریاند !
@@phobicool
#عباس_معروفی
سخن اندک و مفید همچنان است که چراغی افروخته چراغی نا افروخته را بوسه داد و رفت . .
@phobicool
فیه ما فیه/ مولانا
@phobicool
فیه ما فیه/ مولانا