| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.79K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
Khak
Fereydoon Foroghi
هر کجا رفتم غبار زندگی در پیش بود
یا رب این خاک پریشان از کجا برداشتم؟
#بیدل
3
خریدار کلید جدول.یک لنگه کفش مادرم بر لب ساحل.

@phobicool
#مهسا_طلوع
- داستان خیلی کوتاه مدرن ده کلمه ای
#نوبل#گاتهام
buyer of the crossword key. one of mother’s shoes ashore.
- Mahsa_Tolou
#GothamWriters #in_mid_june
2
چه آشنایم امروز مادر
با این خاک غریب !
نوستالژی فقط فسیلش مانده که ۲۱ درس برای قرن ۲۱ مکفیست.

_ از کتاب خو
#مهسا_طلوع
👌2
دست هایم را روی چشم هایم بسته ام
روی هوشی ابدی
دور از فسون ها تهی
فقط بیدار بمان
ماه نباید که مرا
زیر این سقف نمور
مخوف کند
ستاره میشوم
ستاره بودم
ستاره است به راه

@phobicool
#مهسا_طلوع
- خو
10
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد ازین دیوانه سازم خویش را


@phobicool
- مولانا
👍9
Forwarded from مدیریت عجیب برای …
یرما: تا حالا رقصیدن مادیون‌ها رو دیدی، خوان؟ باید رقصیدنشون رو با یه اسبِ نَر ببینی. اون‌ها - دوتایی - وامیسن کنار همدیگه. وامیسن و خیره می‌مونن به یه جای دور. اِنقده همونجور می‌مونن که نفس کشیدن‌شون با هم یکی می‌شه. اون وقت این مادیونه که سرش رو بلند می‌کنه و می‌ذاره روی یال اسب نر. میذاره و آروم - آروم توی گوش اسب، خُره می‌کشه، همینجور آروم و یه‌نواخت. بعد یهو ساکت می‌شه ساکتِ ساکت. انگار که اصلاً تا حالا هیچ صدایی از تو گلوش بیرون نیومده. بعد یهو شروع می‌کنه روی پاهاش تکون‌خوردن. آروم آروم روی پاهاش تکون می‌خوره‌. یه لرزه‌هایی می‌دوئه روی تنش، مثه لرزیدن به برگ روی شاخه. از دمش شروع میشه تا میره میرسه به یالش، همین جور آروم تکون می‌خوره و می‌لرزه. حالا اسبِ نَرِ که شروع می‌کنه با این تكون‌‌ها تکون‌خوردن. هر دو تکون می‌خورن همینجور آروم و یه‌نواخت. و این اسبِ نَره که آروم آروم بی‌تاب می‌شه. بی‌تاب می‌شه و یه کف سفید می‌شینه گوشه لب‌هاش. باید این بی‌تابی رو ببینی خوان، باید ببینی... خوان، من همیشه مثه یه مادیون برای تو رقصیدم.


… رقص مادیان‌ها
| محمد چرم شیر |
13
زین خرد جاهل همی باید شدن
دست در دیوانگی باید زدن

@phobicool
- مولانا
🙏8
فراخوان هنری " سو " با دیدگاه مبادی سواد بصری از اساتید و هنرمندان فعال در کلیه رشته های مرتبط با هنرهای تجسمی ( نقاشی،نگارگری،نویسندگی،شعر و ... ) به صورت تخصصی برای اولین بار دعوت می نماید آثار خود را همراه با تحلیل و نقد نگرش شخصیشان به | جهان هستی | در صورت تمایل به آیدی یا ایمیل زیر ارسال نمایند :
@mastolou
devourmevoid@gmail.com

- مهلت ارسال آثار : یکم اسفند ماه
- جوایز : چاپ ۱۰ اثر برتر در مجله هنری "سو" بصورت رایگان
- جایزه ی نقدی ۴ میلیون تومان مختص بهترین اثر به نفر اول
- برگزاری نمایشگاه گروهی آثار منتخب نفر اول تا دهم در صورت پذیرش و اخذ مجوز
( در صورت عدم پاسخگویی در شبکه اجتماعی تلگرام و در خواست راهنمایی بیشتر می توانید آثار خود را به ایمیل زیر ارسال نمایید ) :

devourmevoid@gmail.com
- توجه داشته باشید که :
* در صورت ارسال آثاری که اوریجینال نیستند، عدم استقبال و ارسال آثاری که قابل نمایش نیستند تا یکم اسفند ماه برگزاری فراخوان هنری "سو" توسط مدیریت کانال اطلاع رسانی یا لغو خواهد شد .*
7
دلم می سوزد برای باغچه
باغچه ای که باغبانش سال هاست مرده
کس را خبر از جنگل آن سالها نیست
مترسک را هم خواب برده
دلم می سوزد از باغی که خاطره شد
خاطره ای دست چین کلاغ ها
کلاغ هایی که به خانه شان نرسیدند و
تمام قصه های مادر بزرگ ها
دروغ بود
دروغی از جنس موهای مترسک
دروغی که راستش پنداشتیم
و گم شدیم میان شالیزار سوخته
و غرق سکونیم اینک ...
و غرق سکوتیم اینک _

🎋 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
🕊6
«به مادر بگو برایم، گاهی، گریه کند. من این جا پوسیده‌ام و کسی نمی‌داند. چهل سال
است.»

🌫 @phobicool

#عباس_نعلبندیان
💔11
درد که به عصب می زند
از آوند تا ریشه
درخت دچار زمستان است
و جای پا روی خاک
گوئی فسیل هزاران سر به مهر را
به سجده ی نافله می طلبد
سر بر زمین و دل در هوا گم است
ریشه ی سرمازده را تنها خاک
میهمان املاح میوه ای مرغوب است
درد از سوختن آفتاب زمستان
مرحم آلامش جز کشیدن ریشه هست،نیست؟

@phobicool
#مهسا_طلوع
شعری از کتاب -نآ
👌6
بارها بار دنیا آمدم 
رنجی کشیده‌ام مضاعف
در حافظه‌ای پر شده از روزِ الست و شبِ دنیا

@phobicool
درخت دایانا؛ آلخاندار پیثارنیک
👌6
Robinia’s bride by Mahsa Tolou ‘ 1402
( From personal gallery )

🖖 @phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7
بیا که می خواهم
با دستانم
زیر چانه ات قنوت بگیرم
و درخشش چشمانت
چه زیباست
رکوعی در برابرت و الله اکبر
سجده ام را کوتاه می کنم
برای دعای چشم زخمت
می ایستم و
جل الخالق ،حاجتم را روا کن
تو قبله ی حاجات منی
من نیتم قربة الی الله بود
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی خواستمت که دوش
حافظ ز دعای من به فریاد آمد
بیا که می خواهم با دستانم
زیر چانه‌ات قنوت بگیرم
و چون شیطان رجیم
آتش زنم با بوسه ای گناه آلود
تمام کتاب های مقدس را
که به نام مهسا سوگند یاد نکردند

@phobicool

- بِه
#مهسا_طلوع
7