| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریده‌اند که من سرگرم باشم، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکه و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به وجود آمده اند.
بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ‌هام جاری بود که می‌گفت این مال شما نیست، راحت باشید. پسری که عاشق کبوترها و خرگوش‌ها بود، خودش را به درختی دار زد. چرا؟
مادر گفت بماند برای بعد.
کاش تولد من هم می‌ماند برای بعد،
به کجای دنیا بر می خورد؟

@phobicool

#عباس_معروفی
_ سال بلوا
🕊7
به زودی در میان دیوارهای شهر ما، به جز دیوانه‌ها آدم دیگری دیده نخواهد شد ...

@phobicool

#آلبر_کامو
| طاعون |
🕊6
مرا از پسِ خود مى‌کش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوشِ جان‌ات
تا خانه به دنبال خواهم آمد.

@phobicool

#احمد_شاملو
5
پس که لطف می‌کند؟
کی پوست سيمای تو را به بوسه می‌دَرد
تا نور فرو ريزد و
آهسته شکر شود؟
من!
من که بوسه‌ام، ترسناک‌تر از يک امضاست...

@phobicool

#بیژن_الهی
👌5
Forwarded from مدیریت عجیب برای … ()
ماه نو
تک خالش را در آستین پنهان می کند میبینی‌اش؟
خنجری ست.


| یانیس ریتسوس |
🕊5
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
اتاقی با تابلوهای آویخته اتاقی با افکار آویخته است.


| سر جاش رنوآلدز |
8
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
دریا را ما خالی می‌خواهیم
خالی خالی خالی ‌.‌.


| رضا براهنی |
👌4
امشب به صرف بورش و خون
نمایش مونولوگ صابر ابر پس از شش سال
🦋 @phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاد بعضی نفرات
روشنم می‌دارد.
قوتم می‌بخشد،
راه می‌اندازد،
و اجاقِ کهنِ سردِ سرایم
گرم می‌آید از گرمیِ عالی دم‌شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل‌تنگی
سوی‌شان دارم دست
جراتم می‌بخشد
روشنم می‌دارد.

#نیما_یوشیج

🎬 ۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه با #عباس_کیارستمی
🔘ساخته‌ٔ #سیف‌الله_صمدیان

❤️‍🔥@phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4
Forwarded from مدیریت عجیب برای …
یرما: تا حالا رقصیدن مادیون‌ها رو دیدی، خوان؟ باید رقصیدنشون رو با یه اسبِ نَر ببینی. اون‌ها - دوتایی - وامیسن کنار همدیگه. وامیسن و خیره می‌مونن به یه جای دور. اِنقده همونجور می‌مونن که نفس کشیدن‌شون با هم یکی می‌شه. اون وقت این مادیونه که سرش رو بلند می‌کنه و می‌ذاره روی یال اسب نر. میذاره و آروم - آروم توی گوش اسب، خُره می‌کشه، همینجور آروم و یه‌نواخت. بعد یهو ساکت می‌شه ساکتِ ساکت. انگار که اصلاً تا حالا هیچ صدایی از تو گلوش بیرون نیومده. بعد یهو شروع می‌کنه روی پاهاش تکون‌خوردن. آروم آروم روی پاهاش تکون می‌خوره‌. یه لرزه‌هایی می‌دوئه روی تنش، مثه لرزیدن به برگ روی شاخه. از دمش شروع میشه تا میره میرسه به یالش، همین جور آروم تکون می‌خوره و می‌لرزه. حالا اسبِ نَرِ که شروع می‌کنه با این تكون‌‌ها تکون‌خوردن. هر دو تکون می‌خورن همینجور آروم و یه‌نواخت. و این اسبِ نَره که آروم آروم بی‌تاب می‌شه. بی‌تاب می‌شه و یه کف سفید می‌شینه گوشه لب‌هاش. باید این بی‌تابی رو ببینی خوان، باید ببینی... خوان، من همیشه مثه یه مادیون برای تو رقصیدم.


… رقص مادیان‌ها
| محمد چرم شیر |
👍3
Wandering star (acoustic)
Portishead
«سنگ رابعه»

یک قنات لاغرِ متروک با چنبر ماری بر دهانه‌ی آن نقش برجسته بر سنگ در حصار نرده‌ی سیاه آهنی و چند نخل کوچک –یک گل سیاه افتاده بر خاک. پایین کنار جدولِ دیروز لانه‌ی زنبور امروز ارقام و الفبا به هم ریخته‌اند. و پایین‌تر، پایینِ سنگ رابعه با متن بی‌ارتباط می‌ماند.


سکوت عادت ما می‌شود
و خواب، سعادت ما
و در این هر دو، ما
چهار می‌شویم.

💓 @phobicool

- هفتاد سنگ قبر
#یدالله_رویایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4
Alaki
Mohsen Namjoo
علف های نورسته،
به جا نمی آورند درختان کهن را.

🌟@phobicool
| عباس کیارستمی |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6