Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
نه شاعرم
نه داستان سرا
من فقط به پنجره ای فکر میکنم که شیشه هایش
با این همه سنگ هرگز نشکست
ونوشتن از تنهایی خیابان روبرویش
ازدحام واژه ها را می طلبد
هر شب و هر روز
دستی پرده را پس میزند
تا خاطرات خیابان را مغشوش کند
و من مینویسمشان برای آنکس که پشت پرده
شاید نگران من و توست
و تو سوت میزنی و رد می شوی
چون عابری ولگرد و مست
تا در شعرم بیایی
اما گفتم من نه شاعرم
نه داستان سرا
من پشت این پنجره سیگار با سیگار آتش میزنم به انتظار
تا باز کسی پرده را پس بزند و خاطرات خیابان را مغشوش کند
اینچنین است که کلمه به کلمه قطار میشود
با سوت تو در تنهایی خیابانی که کوچه هایش نامِ هیچکس را به دوش نخواهند کشید ...
📃 @phobicool
- نآ
#مهسا_طلوع
نه داستان سرا
من فقط به پنجره ای فکر میکنم که شیشه هایش
با این همه سنگ هرگز نشکست
ونوشتن از تنهایی خیابان روبرویش
ازدحام واژه ها را می طلبد
هر شب و هر روز
دستی پرده را پس میزند
تا خاطرات خیابان را مغشوش کند
و من مینویسمشان برای آنکس که پشت پرده
شاید نگران من و توست
و تو سوت میزنی و رد می شوی
چون عابری ولگرد و مست
تا در شعرم بیایی
اما گفتم من نه شاعرم
نه داستان سرا
من پشت این پنجره سیگار با سیگار آتش میزنم به انتظار
تا باز کسی پرده را پس بزند و خاطرات خیابان را مغشوش کند
اینچنین است که کلمه به کلمه قطار میشود
با سوت تو در تنهایی خیابانی که کوچه هایش نامِ هیچکس را به دوش نخواهند کشید ...
- نآ
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
Forwarded from ساعت چند و نیم
پرنده ای روی سایه ی درختی
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@theMemOriEs
#مهسا_طلوع
_ خو
📷 ©Jerry Downs, USA
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@theMemOriEs
#مهسا_طلوع
_ خو
📷 ©Jerry Downs, USA
🕊5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
دشمن اگر به سنگر نشست
تو میان سنگلاخ بایست
به نام پروردگارت
که عاشق مرگ زیبای من و توست
خدایی که درام مینویسد
اما برایش جنائی میسازیم
و او این تراژدی را در خواب مرور میکند
ناگهان با حرکت انگشتانش
انگار کن تیک عصبیِ دستی، تو را
در کمدی صامتی حرکت دهد
و آنقدر قدرت ویژوال افکتها بالاست
که با وجود پرستوهای مهاجرِ مزاحم
نخهای ما در سکانسی دیگر
به سرانگشتی چند
به شعبدهای دیگر طنازی می کند او را ..
پس دشمن اگر به سنگر نشست
تو ایستاده بمیر و تسلیم، این مایهی رضای خالق و لذت تماشاچیان را
از حد وفور میگذراند
میتوانی در جهان بعدی به مرحلهی بعد
با خنده درود بفرستی و سناریو را
خدا تومان بخرند و به پشیزی ندهی
این چرخه نامش حیات است
و اکسیر حیات پشت سنگر، قنات دارد
ما جانمان در خطر است و خطرمان در جانمان
اینگونه به مخاطره می اوفتد مرگ
👹 @phobicool
- بِه
#مهسا_طلوع
تو میان سنگلاخ بایست
به نام پروردگارت
که عاشق مرگ زیبای من و توست
خدایی که درام مینویسد
اما برایش جنائی میسازیم
و او این تراژدی را در خواب مرور میکند
ناگهان با حرکت انگشتانش
انگار کن تیک عصبیِ دستی، تو را
در کمدی صامتی حرکت دهد
و آنقدر قدرت ویژوال افکتها بالاست
که با وجود پرستوهای مهاجرِ مزاحم
نخهای ما در سکانسی دیگر
به سرانگشتی چند
به شعبدهای دیگر طنازی می کند او را ..
پس دشمن اگر به سنگر نشست
تو ایستاده بمیر و تسلیم، این مایهی رضای خالق و لذت تماشاچیان را
از حد وفور میگذراند
میتوانی در جهان بعدی به مرحلهی بعد
با خنده درود بفرستی و سناریو را
خدا تومان بخرند و به پشیزی ندهی
این چرخه نامش حیات است
و اکسیر حیات پشت سنگر، قنات دارد
ما جانمان در خطر است و خطرمان در جانمان
اینگونه به مخاطره می اوفتد مرگ
- بِه
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
اگر،
دستم را بلند کنم ،
هنگام لمس سیممسی ،
که جریانی از برق از میانش می گذرد ،
فرو خواهم ریخت ،
مانند بارانی از خاکستر ...
فیزیک ، حقیقت است
کتاب مقدس ، حقیقت است
عشق ، حقیقت است
و حقیقت ، دردی است جانکاه ...
🦋 @phobicool
#هالینا_پوشویاتوسکا
دستم را بلند کنم ،
هنگام لمس سیممسی ،
که جریانی از برق از میانش می گذرد ،
فرو خواهم ریخت ،
مانند بارانی از خاکستر ...
فیزیک ، حقیقت است
کتاب مقدس ، حقیقت است
عشق ، حقیقت است
و حقیقت ، دردی است جانکاه ...
#هالینا_پوشویاتوسکا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
painting by Mahsa Tolou
🚨 ای شاخه ی شکوفه ی بادام!
خوب آمدی-
سلام!
لبخند می زنی؟
امّا
این باغِ بی نجابت
با این شبِ ملول...
زنهار از این نسیمک آرام!
وین گاه گه نوازشِ ایّام!
بیهوده خنده می زنی افسوس!
بِفشار در رکابِ خموشی
پای درنگ را.
باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خنده ی خورشیدِ بامداد...
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را.
🫤 @phobicool
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
خوب آمدی-
سلام!
لبخند می زنی؟
امّا
این باغِ بی نجابت
با این شبِ ملول...
زنهار از این نسیمک آرام!
وین گاه گه نوازشِ ایّام!
بیهوده خنده می زنی افسوس!
بِفشار در رکابِ خموشی
پای درنگ را.
باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خنده ی خورشیدِ بامداد...
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (Mas)
#hosein_panahi
Painting by: Mahsa Tolou
_ Expersive , Oil on Canvas _ 40.50 _ 1388
@phobicool
#حسین_پناهی
_ کسی که هیچکس نبود و همیشه گریه می کرد ..
بی مجال اندیشه به بغض های خویش _
Painting by: Mahsa Tolou
_ Expersive , Oil on Canvas _ 40.50 _ 1388
@phobicool
#حسین_پناهی
_ کسی که هیچکس نبود و همیشه گریه می کرد ..
بی مجال اندیشه به بغض های خویش _
❤🔥5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Painting by: #Mahsa_Tolou
Oil on Canvas
_Sadegh Hedayat - 1386
Expersive - 30.40
🎩 p h o b i c o o l
میان چهاردیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد
و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده،
زندگی من مثل شمع خرده خرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم
مثل یک کندهی هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده
و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده،
ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده،
فقط از دود و دم دیگران خفه شده.
- بوف کور
#صادق_هدایت
Oil on Canvas
_Sadegh Hedayat - 1386
Expersive - 30.40
🎩 p h o b i c o o l
میان چهاردیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد
و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده،
زندگی من مثل شمع خرده خرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم
مثل یک کندهی هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده
و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده،
ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده،
فقط از دود و دم دیگران خفه شده.
- بوف کور
#صادق_هدایت
🕊5
“One voice in multiplicity”
- افتتاحیه 20 مهرماه ،ساعت 17 الی 21
ادامه بازدید غیر از روزهای تعطیل تا تاریخ 24 مهرماه همراه با چندی از آثار نقاشی #مهساطلوع ، پذیرای شما فرهیختگان گرامی می باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من قلم را به خون خواهی خواسته ام ،
این چنین است که کلماتم در گریز و فرارند .
واژه به واژه به مقتل میآورمشان.
سپید است سنگشان ، یادشان ، بودشان ...
قلم به صلیب کشیده نخواهد شد
ای دریغ! اگر نانی به خونی ' تَر نشود.
❤️ @phobicool
- خو
#مهسا_طلوع
این چنین است که کلماتم در گریز و فرارند .
واژه به واژه به مقتل میآورمشان.
سپید است سنگشان ، یادشان ، بودشان ...
قلم به صلیب کشیده نخواهد شد
ای دریغ! اگر نانی به خونی ' تَر نشود.
- خو
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5