| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
حالا دورهی جنگ وجدانه. دیگه نمیشه از هر طرف باد اومد، از همونور رفت. یه وقتی بود که میشد کنار گود واستاد یا توی خونه موند و کاری به کار هیچکس نداشت. اما امروز دیگه نمیشه. امروز جنگ عمومیه.
🤚 @phobicool
#میگل_آنخل_آستوریاس
کتاب: چشم انتظار در خاک رفتگان
#میگل_آنخل_آستوریاس
کتاب: چشم انتظار در خاک رفتگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4
وظیفه «هنر» این است که انسان را برای مرگش آماده کند، روحش را شخم بزند و آبیاری کند و او را قادر سازد که به رفتار و عمل نیک روی آورد.
#آندری_تارکوفسکی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
La Llorona
Chavela Vargas
شعر که میشوی
یعنی با بغضی طرب آکنده
از آن سوی هر کجا که هستی
فریادت میزنم که
بخوان مرا
بخوان دوباره به یاد آنچه زندگی از حال ما گرفت
شعر که میشوی
قالب تمام نوشته هایم
پاکت میشوند.
شعر که میشوی
میرسی در بزنگاهی که امانم بریده
از درون داد میشوم
بی تو بیداد بر استبداد میشوم
از خودم خسته
از تو هم خسته
شعر میشوم
شعر که میشوی...
📃 @phobicool
- خو
#مهسا_طلوع
یعنی با بغضی طرب آکنده
از آن سوی هر کجا که هستی
فریادت میزنم که
بخوان مرا
بخوان دوباره به یاد آنچه زندگی از حال ما گرفت
شعر که میشوی
قالب تمام نوشته هایم
پاکت میشوند.
شعر که میشوی
میرسی در بزنگاهی که امانم بریده
از درون داد میشوم
بی تو بیداد بر استبداد میشوم
از خودم خسته
از تو هم خسته
شعر میشوم
شعر که میشوی...
- خو
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
نه شاعرم
نه داستان سرا
من فقط به پنجره ای فکر میکنم که شیشه هایش
با این همه سنگ هرگز نشکست
ونوشتن از تنهایی خیابان روبرویش
ازدحام واژه ها را می طلبد
هر شب و هر روز
دستی پرده را پس میزند
تا خاطرات خیابان را مغشوش کند
و من مینویسمشان برای آنکس که پشت پرده
شاید نگران من و توست
و تو سوت میزنی و رد می شوی
چون عابری ولگرد و مست
تا در شعرم بیایی
اما گفتم من نه شاعرم
نه داستان سرا
من پشت این پنجره سیگار با سیگار آتش میزنم به انتظار
تا باز کسی پرده را پس بزند و خاطرات خیابان را مغشوش کند
اینچنین است که کلمه به کلمه قطار میشود
با سوت تو در تنهایی خیابانی که کوچه هایش نامِ هیچکس را به دوش نخواهند کشید ...
📃 @phobicool
- نآ
#مهسا_طلوع
نه داستان سرا
من فقط به پنجره ای فکر میکنم که شیشه هایش
با این همه سنگ هرگز نشکست
ونوشتن از تنهایی خیابان روبرویش
ازدحام واژه ها را می طلبد
هر شب و هر روز
دستی پرده را پس میزند
تا خاطرات خیابان را مغشوش کند
و من مینویسمشان برای آنکس که پشت پرده
شاید نگران من و توست
و تو سوت میزنی و رد می شوی
چون عابری ولگرد و مست
تا در شعرم بیایی
اما گفتم من نه شاعرم
نه داستان سرا
من پشت این پنجره سیگار با سیگار آتش میزنم به انتظار
تا باز کسی پرده را پس بزند و خاطرات خیابان را مغشوش کند
اینچنین است که کلمه به کلمه قطار میشود
با سوت تو در تنهایی خیابانی که کوچه هایش نامِ هیچکس را به دوش نخواهند کشید ...
- نآ
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
Forwarded from ساعت چند و نیم
پرنده ای روی سایه ی درختی
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@theMemOriEs
#مهسا_طلوع
_ خو
📷 ©Jerry Downs, USA
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@theMemOriEs
#مهسا_طلوع
_ خو
📷 ©Jerry Downs, USA
🕊5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
دشمن اگر به سنگر نشست
تو میان سنگلاخ بایست
به نام پروردگارت
که عاشق مرگ زیبای من و توست
خدایی که درام مینویسد
اما برایش جنائی میسازیم
و او این تراژدی را در خواب مرور میکند
ناگهان با حرکت انگشتانش
انگار کن تیک عصبیِ دستی، تو را
در کمدی صامتی حرکت دهد
و آنقدر قدرت ویژوال افکتها بالاست
که با وجود پرستوهای مهاجرِ مزاحم
نخهای ما در سکانسی دیگر
به سرانگشتی چند
به شعبدهای دیگر طنازی می کند او را ..
پس دشمن اگر به سنگر نشست
تو ایستاده بمیر و تسلیم، این مایهی رضای خالق و لذت تماشاچیان را
از حد وفور میگذراند
میتوانی در جهان بعدی به مرحلهی بعد
با خنده درود بفرستی و سناریو را
خدا تومان بخرند و به پشیزی ندهی
این چرخه نامش حیات است
و اکسیر حیات پشت سنگر، قنات دارد
ما جانمان در خطر است و خطرمان در جانمان
اینگونه به مخاطره می اوفتد مرگ
👹 @phobicool
- بِه
#مهسا_طلوع
تو میان سنگلاخ بایست
به نام پروردگارت
که عاشق مرگ زیبای من و توست
خدایی که درام مینویسد
اما برایش جنائی میسازیم
و او این تراژدی را در خواب مرور میکند
ناگهان با حرکت انگشتانش
انگار کن تیک عصبیِ دستی، تو را
در کمدی صامتی حرکت دهد
و آنقدر قدرت ویژوال افکتها بالاست
که با وجود پرستوهای مهاجرِ مزاحم
نخهای ما در سکانسی دیگر
به سرانگشتی چند
به شعبدهای دیگر طنازی می کند او را ..
پس دشمن اگر به سنگر نشست
تو ایستاده بمیر و تسلیم، این مایهی رضای خالق و لذت تماشاچیان را
از حد وفور میگذراند
میتوانی در جهان بعدی به مرحلهی بعد
با خنده درود بفرستی و سناریو را
خدا تومان بخرند و به پشیزی ندهی
این چرخه نامش حیات است
و اکسیر حیات پشت سنگر، قنات دارد
ما جانمان در خطر است و خطرمان در جانمان
اینگونه به مخاطره می اوفتد مرگ
- بِه
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
اگر،
دستم را بلند کنم ،
هنگام لمس سیممسی ،
که جریانی از برق از میانش می گذرد ،
فرو خواهم ریخت ،
مانند بارانی از خاکستر ...
فیزیک ، حقیقت است
کتاب مقدس ، حقیقت است
عشق ، حقیقت است
و حقیقت ، دردی است جانکاه ...
🦋 @phobicool
#هالینا_پوشویاتوسکا
دستم را بلند کنم ،
هنگام لمس سیممسی ،
که جریانی از برق از میانش می گذرد ،
فرو خواهم ریخت ،
مانند بارانی از خاکستر ...
فیزیک ، حقیقت است
کتاب مقدس ، حقیقت است
عشق ، حقیقت است
و حقیقت ، دردی است جانکاه ...
#هالینا_پوشویاتوسکا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
painting by Mahsa Tolou
🚨 ای شاخه ی شکوفه ی بادام!
خوب آمدی-
سلام!
لبخند می زنی؟
امّا
این باغِ بی نجابت
با این شبِ ملول...
زنهار از این نسیمک آرام!
وین گاه گه نوازشِ ایّام!
بیهوده خنده می زنی افسوس!
بِفشار در رکابِ خموشی
پای درنگ را.
باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خنده ی خورشیدِ بامداد...
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را.
🫤 @phobicool
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
خوب آمدی-
سلام!
لبخند می زنی؟
امّا
این باغِ بی نجابت
با این شبِ ملول...
زنهار از این نسیمک آرام!
وین گاه گه نوازشِ ایّام!
بیهوده خنده می زنی افسوس!
بِفشار در رکابِ خموشی
پای درنگ را.
باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خنده ی خورشیدِ بامداد...
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (Mas)
#hosein_panahi
Painting by: Mahsa Tolou
_ Expersive , Oil on Canvas _ 40.50 _ 1388
@phobicool
#حسین_پناهی
_ کسی که هیچکس نبود و همیشه گریه می کرد ..
بی مجال اندیشه به بغض های خویش _
Painting by: Mahsa Tolou
_ Expersive , Oil on Canvas _ 40.50 _ 1388
@phobicool
#حسین_پناهی
_ کسی که هیچکس نبود و همیشه گریه می کرد ..
بی مجال اندیشه به بغض های خویش _
❤🔥5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Painting by: #Mahsa_Tolou
Oil on Canvas
_Sadegh Hedayat - 1386
Expersive - 30.40
🎩 p h o b i c o o l
میان چهاردیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد
و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده،
زندگی من مثل شمع خرده خرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم
مثل یک کندهی هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده
و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده،
ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده،
فقط از دود و دم دیگران خفه شده.
- بوف کور
#صادق_هدایت
Oil on Canvas
_Sadegh Hedayat - 1386
Expersive - 30.40
🎩 p h o b i c o o l
میان چهاردیواری که اتاق مرا تشکیل میدهد
و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده،
زندگی من مثل شمع خرده خرده آب میشود، نه، اشتباه میکنم
مثل یک کندهی هیزم تر است که گوشه دیگدان افتاده
و به آتش هیزمهای دیگر برشته و زغال شده،
ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده،
فقط از دود و دم دیگران خفه شده.
- بوف کور
#صادق_هدایت
🕊5