Yar
Faramarz Aslani
هنوز با هم
فلان جای دنیا نرفتیم
این یعنی هنوز که هنوز
خیلی راه داریم با هم
و هزاران مقصد ناپدید
نگران رد پای من و توست
دستم را بگیر...
🪽 @phobicool
- نآ
#مهسا_طلوع
فلان جای دنیا نرفتیم
این یعنی هنوز که هنوز
خیلی راه داریم با هم
و هزاران مقصد ناپدید
نگران رد پای من و توست
دستم را بگیر...
🪽 @phobicool
- نآ
#مهسا_طلوع
🕊6
بر لبهای ما ابدیتی خفته است، بزرگتر از فضایی که در برابر نگاهمان خالی است.
@phobicool
_ نامه به مظفر رویایی
#یدالله_رویایی
@phobicool
_ نامه به مظفر رویایی
#یدالله_رویایی
🕊6
Landless Like the Wind (Bi Sarzamintar Az Baad)
Siavash Ghomayshi
پس آرام بدار روحی را که چندی است بیقرار مانده. مانده آن سوی بیقرار. و مرا هم قرار بده، تا بی تو، دیگر این چنین بیقرار ننالم. من این چنین نیکاندیش و نیکخواه تو، من خواستهام آرامش را برات. در این روز سفر، در این راه نیک دراز، آرزو مثل همیشه میکنم و مثل همیشه، میخواهم کنارم باشی مثل این گربه پشتی من.
@phobicool
#پرویز_اسلامپور
_ نامه به #یدالله_رویایی
@phobicool
#پرویز_اسلامپور
_ نامه به #یدالله_رویایی
❤🔥5
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
📌 کتاب #خو از مجموعه #خونآبه منتشر شد - تیراژ چاپ اول : * محدود - چاپ اول : بهار ۱۴۰۳ - قطع : پالتویی - تعداد صفحات : ۷۶ صفحه تصویر روی جلد : اثر مهسا طلوع - نشر متخصصان - اولین کتاب از مجموعه اشعار #مهسا_طلوع با عنوان #خو ۰ به پیشنهاد مؤلف تعداد محدودی…
چاپ کتاب - مرکز تخصصی چاپ و نشر انواع کتاب | نشر متخصصان
خو | انتشارات کتاب متخصصان
کتاب خو نوشته سرکار خانم مهسا طلوع را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید. ارسال کتاب تا ده روز کاری. در این کتاب می خوانید: من قلم را به خون
👍2
دلم به حال پروانهها میسوزد
وقتی چراغ را خاموش میکنم،
و به حال خفاشها
وقتی چراغ را روشن میکنم.
نمیشود قدمی برداشت
بدون آن که کسی نرنجد.
🚸 @phobicool
#مارین_سورسکو
وقتی چراغ را خاموش میکنم،
و به حال خفاشها
وقتی چراغ را روشن میکنم.
نمیشود قدمی برداشت
بدون آن که کسی نرنجد.
#مارین_سورسکو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌9
Seated figure beneath rocks (2012)
by Euan Macleod (New Zealand 1956-…)
مردم اینجا با شعور و آگاهی خود زندگی نمی کنند، از آگاهی خودشان ترس و وحشت دارند و همین ترس برای دماغ خدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خدایان از این مردم پخمه و بی دست و پا خوششان می آید.
میخواستند لطف خدایان شامل حال آنها بشود؟ آن وقت برای خدایان دیگر چه میماند؟
خوردن و خوابیدن بی دردسر مردم، آسایش و آرامش دایمی.
آه ! این خوشبختی دایمی چقدر ناراحت کننده است.
👁 @phobicool
- مگس ها
#ژان_پل_سارتر
by Euan Macleod (New Zealand 1956-…)
مردم اینجا با شعور و آگاهی خود زندگی نمی کنند، از آگاهی خودشان ترس و وحشت دارند و همین ترس برای دماغ خدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خدایان از این مردم پخمه و بی دست و پا خوششان می آید.
میخواستند لطف خدایان شامل حال آنها بشود؟ آن وقت برای خدایان دیگر چه میماند؟
خوردن و خوابیدن بی دردسر مردم، آسایش و آرامش دایمی.
آه ! این خوشبختی دایمی چقدر ناراحت کننده است.
- مگس ها
#ژان_پل_سارتر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌8
Take My Heart
Birdy
حالم داره از فقط خوش اومدن بهم میخوره، میخوام که یکی رو ببینم که بتونم بهش احترام بذارم...
😀 @phobicool
#سلینجر
#فرانی_و_زویی
#سلینجر
#فرانی_و_زویی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤝5
من زندگی ام را برای شما شرح می دهم؛ اما منتظر شرح تبه کاری های بزرگ نباشید.
نه، حتی این هم نبوده.
می دانید خودم را از چه مذمت می کنم؟ از اینکه هیچ کاری نکرده ام. هیچ کار! هیچ وقت هیچ کاری نکرده ام!
🫳 @phobicool
#ژان_پل_سارتر
#گوشه_نشینان_آلتونا
نه، حتی این هم نبوده.
می دانید خودم را از چه مذمت می کنم؟ از اینکه هیچ کاری نکرده ام. هیچ کار! هیچ وقت هیچ کاری نکرده ام!
#ژان_پل_سارتر
#گوشه_نشینان_آلتونا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔8
Audio
برای همهی ما
همهی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفتهایم.
🔥 @phobicool
#محمدرضا_عبدالملکیان
همهی روزها فراموش میشوند
به جز همان یک روز
که نشانی آن را
به هیچکس نگفتهایم.
#محمدرضا_عبدالملکیان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥5
هم دست میشوم با تو
وقتی نوازش واژه ی غریبی ست
میان موهایم
و خالی اندامم ...
چراغ ها خاموش میشوند
یک به یک
کوی به کوی
لامپ ها می سوزند
من می شکنم
هم دست با دست تو ..!
"وقتی در تاریکی
به دزدیدن ماده گرگ همسایه فکر میکنی ،
شریک جرمت ارضاء نخواهد شد."
🦴 @phobicool
- نآ
#مهسا_طلوع
وقتی نوازش واژه ی غریبی ست
میان موهایم
و خالی اندامم ...
چراغ ها خاموش میشوند
یک به یک
کوی به کوی
لامپ ها می سوزند
من می شکنم
هم دست با دست تو ..!
"وقتی در تاریکی
به دزدیدن ماده گرگ همسایه فکر میکنی ،
شریک جرمت ارضاء نخواهد شد."
- نآ
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
آیا مطمئنی که این نمایش اولین بار است که روی صحنه می آید؟ آیا ما زنده ایم یا ما را بازسازی کرده اند؟؟
👁 @phobicool
#ژان_پل_سارتر
#گوشه_نشینان_آلتونا
#ژان_پل_سارتر
#گوشه_نشینان_آلتونا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
Forwarded from ساعت چند و نیم
@theMemOriEs
درود بر خشم مقدس که به نام رفیق
مادر و وطنم
جوهر قلمها را به خونآبه باید آلود
#مهسا_طلوع
_خونآبه
درود بر خشم مقدس که به نام رفیق
مادر و وطنم
جوهر قلمها را به خونآبه باید آلود
#مهسا_طلوع
_خونآبه
👍6
Audio
Texas - I Don't Want A Lover (Official 1989 Music ) 👁️🗨️ @phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
نوری به زمین فرود آمد:
دو جاپا بر شنهای بیابان دیدم.
از کجا آمده بود؟
به کجا می رفت؟
تنها دو جاپا دیده می شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
ناگهان جاپاها به راه افتادند.
روشنی همراهشان میخزید.
جاپاها گم شدند،
خود را از روبرو تماشا کردم:
گودالی از مرگ پر شده بود.
و من در مردۀ خود به راه افتادم.
صدای پایم را از راه دوری میشنیدم،
شاید از بیابانی میگذشتم.
انتظاری گمشده با من بود.
ناگهان نوری در مردهام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم:
دو جاپا هستیام را پر کرد.
از کجا آمده بود؟
به کجا میرفت؟
تنها دو جاپا دیده میشد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
👤 @phobicool
#سهراب_سپهری
دو جاپا بر شنهای بیابان دیدم.
از کجا آمده بود؟
به کجا می رفت؟
تنها دو جاپا دیده می شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
ناگهان جاپاها به راه افتادند.
روشنی همراهشان میخزید.
جاپاها گم شدند،
خود را از روبرو تماشا کردم:
گودالی از مرگ پر شده بود.
و من در مردۀ خود به راه افتادم.
صدای پایم را از راه دوری میشنیدم،
شاید از بیابانی میگذشتم.
انتظاری گمشده با من بود.
ناگهان نوری در مردهام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم:
دو جاپا هستیام را پر کرد.
از کجا آمده بود؟
به کجا میرفت؟
تنها دو جاپا دیده میشد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
#سهراب_سپهری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏6