| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
-نخفته‌ام؛
ز خیالی که می‌پزد دل من!

خمار صدشبه دارم،
شرابخانه کجاست؟

@phobicool

#حافظ
👏4
Martin Zarzar - Moliendo Café
ژورنال هنری تمامیّت ارضی
@TheMemOriEs

گاهی کابوس ها رهايت نمی کنند
حتی در بیداری ...
_ و تو تنها میتوانی پایان این کابوسها باشی ، حتی وقتی کنارم خوابی ..!


#مهسا_طلوع
_ خو
🕊4
به من می‌گفتند: چرا اینقدر آرامید؟
حال آنکه از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچه‌ها می‌دویدم، نعره می‌کشیدم، روز به آرامی کار می‌کردم.

@phobicool

_ جنون روز
#موریس_بلانشو
😢8
@Phobicool

• Eclips
• Taddeo Gaddi (the Basilica of Santa Croce in Florence)

ما در این جنگ به شدت خونین
به خونخواهی تماشاچیانمان نابود هم شویم
یقینا به از ؛ ناظر بودن چون خداست

#ناشناس

ژورنال هنری تمامیّت ارضی
❤‍🔥7
‏بیشتر، وقتِ دل‌شکسته‌گی از کسی‌ست، که یک یا دو سطر شعر طنینِ صدایِ روح‌ِ غمگین‌ات می‌تواند باشد:

«وقتی شکستی تنها می‌مانی
با مشتی برهوت و تکه‌ای از قلبت
ما همه‌ سایه‌ایم
عشق‌هامان سایه است
خونمان سایه است
پس درد از کجا می‌آید؟»


🦋 @phobicool
ـ از هوشنگ آزادی‌ور به هوشنگ چالنگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥6
o-lay Ale Loya
Sacred Spirit - Ly
‏"اندوهی که به اشک راه نمی‌برد،
سایر اندام ها را به گریستن وامی دارد."

_هنری مادزلی

👐 @phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥9
#لبریخته‌ها ۱۷۲


حركت در انتهای یك انتظار
معنای دیگری به حضور حیوان داد
و آن‌كه جستجوی معنا می‌كرد
پایان جستجویی را حركت كرد
انگار حضورِ ساكنِ دست
دیوانه‌ی ارتباطِ پاها می‌شد
بی‌تابِ ارتباط
پاها اما
می‌بُرد جنونِ دست را جایی
كه حركتِ انگشتی تاریكش كرد

و حركتِ انگشت
وقتی‌كه در انتها نشست
معنای دویدن افتادن شد.


🦋 @phobicool

#یدالله_رویایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
🚨 یکی از چیزهایی که مردم‌ نادانسته در مورد ونگوگ تحسین کرده‌اند این بوده که او می‌توانست کاری کند که انگار حتا یک صندلی هم اضطراب دارد؛ یا یک جفت پوتین.

🎨@phobicool

_ معشوقه‌ی ویتگنشتاین
#دیوید_مارکسن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آنجایی که ون گوگ همیشه نمی‌توانست یک بوم نقاشی جدید بخرد،گاهی از پشت نقاشی های قبلی اش استفاده می‌کرد.
مانند این «سلف پرتره» که پشت نقاشی «سر یک مرد» کشیده است.

«سلف پرتره» با کلاه حصیری و پيپ (1887)
«سر یک مرد» (1885)

🎨 @phobicool
Because Van Gogh could not always afford a new canvas,
he sometimes used the back of an earlier painting.
Like this self-portrait he painted on the back of ‘Head of a Man’

Self-Portrait with Straw Hat and Pipe (1887)
Head of a Man (1885)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
حتی کوه‌ها‌ را می‌شنوم
طوری که می‌خندند
بالا و پایینِ کناره‌های آبی‌شان
و آن پایین، در آب
ماهی‌ها‌ اشک می‌ریزند
و هرچه آب است،
از اشک ریختن این‌هاست.
به آب گوش می‌سپارم
شب‌هایی که می‌نوشم
و غم، آن‌قدر مهیب می‌شود
که در ساعتم می‌شنومش.
به دستگیره‌هایی بر کمدم بدل می‌شود
به کاغذی بر کف اتاق
به یک پاشنه‌کش بدل می‌شود
به یک بلیت رختشویی،
به دود سیگاری تبدیل می‌شود
که از کلیسایی آکنده از تاک‌ها‌ بالا می‌رود.

اهمیت چندانی ندارد.

مقدار خیلی ناچیزی عشق،
یا مقدار خیلی کمی ‌زندگی
آن‌قدرها هم بد نیست.

منتظر ماندن بر دیوارها
چیزی‌ست که به حساب می‌آید
من برای همین به دنیا آمده‌ام.

به دنیا آمده‌ام تا رُزها را در خیابان‌های مرگ، بفریبم.

🌲 @phobicool

#چارلز_بوکفسکی
از‌ کتاب #مرغ_مقلد_برایم_آرزوی_خوشبختی_کن
مترجم: #مازیار_ناصری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🎉6
تکرار به نحوی هولناک ادامه داشت. بی تکرار نمی شد زندگی کرد, مثل ضربان قلب , اما این نکته هم درست بود که ضربان قلب همه چیز زندگی نبود...!

🐦 Art Magazine ; phobicool

#کوبو_آبه
👌6
Ruhe
by Mahsa Tolou - 1402


♥️@phobicool
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
#لبریخته‌ها ۱۶۶


فرداهایم از دیوارهای شما شفاف می‌شود
دیوارهای بی‌طی
آزرده‌های فاصله
چسبیده‌های تن

سویی كدر نشسته در جستجوی اویِ شما
هفتادها تپنده‌ی تاریك را
كاویده با سرانگشت این‌سو
هربار انگشت‌هایی
دیوارهای بی‌طی را آن‌سو آزرده‌اند
آزرده‌های مشغله‌ی ناخن
با روزهای مایعی‌ِ بی‌نور
چسبیده با من‌اند در این‌سو
در فرصت ستاره و تبِ یك شب
شفاف می‌شود
فردایم از طلیعه‌ی چاقو!


☀️ @phobicool
#یدالله_رویایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3