Kaveh Yaghmaei - Jadeh (FLAC).flac
34.4 MB
شَستاش را
حواله کرد
به نجات غریق
و غرق شد در رویایی که تا زانوهایاش نمیرسید
جسدش را که از شعر بیرون کشیدند
هنوز
میخندید..
🪬 @phobicool
علیرضاحسینی شاعر این قطعه، در مسیر قاچاق در قایقی در حوالی یونان غرق شده است.
حواله کرد
به نجات غریق
و غرق شد در رویایی که تا زانوهایاش نمیرسید
جسدش را که از شعر بیرون کشیدند
هنوز
میخندید..
علیرضاحسینی شاعر این قطعه، در مسیر قاچاق در قایقی در حوالی یونان غرق شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭5
آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
🌒 @phobicool
#مهسا_طلوع
_ خو
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
#مهسا_طلوع
_ خو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6
در تمامِ این سالها
قایقم را از این شعر به آن شعر بُردهام
و دلم باز نشده است
كوری دستِ كوری را گرفته
و از میانِ كلمهها میگذرانَد
كلمهها دست میسایند
و به گمانِ اینكه آنان مقدساند
تكهتكه همهچیزشان را جدا میكنند
شعر
قایقی جامانده در دلِ ماست
كه هنوز هم
بوی دریا میدهد..
🫀 @phobicool
از کتاب آتشی برای آتشی دیگر
#شهرام_شیدایی
قایقم را از این شعر به آن شعر بُردهام
و دلم باز نشده است
كوری دستِ كوری را گرفته
و از میانِ كلمهها میگذرانَد
كلمهها دست میسایند
و به گمانِ اینكه آنان مقدساند
تكهتكه همهچیزشان را جدا میكنند
شعر
قایقی جامانده در دلِ ماست
كه هنوز هم
بوی دریا میدهد..
از کتاب آتشی برای آتشی دیگر
#شهرام_شیدایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥9
Mishnavi Sedaye Ghalbam
Habib
عشق در قبیلهٔ من
خنکای برف است و
شعور ضمنیِ آب
من اگر کفنی داشتم
نگاهِ لیلا میکردم و میمردم...
#بهرام_اردبیلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
و من نظاره میکنم از دور به کلماتم.
بیشتر از آنِ تواند تا از آن من.
از درد کهنهی من بالا میروند چون پیچکها.
بالا میروند، همچنان، از جدارهای نمور.
گناه این بازیی بیرحم به گردن توست.
میگریزند از کنام تاریکم.
هرچه را میاکنی تو، هرچه را میاکنی.
پیش از تو انزوایی که تو انباشتی میاکندند،
و آشناترند از تو به اندوهم.
حال میخواهم بگویند
آنچه من میخواهم بگویمت
تا گوش دهی همانگونه که من میخواهم گوش به من دهی.
باد اضطراب بر آنها هنوز میخزد.
گردباد رؤیاها هنوز گاهی از پا درشان میفکند.
به صداهای دیگری گوش میدهی در صدای دردناک من.
زاریی دهانهای پیر، خون لابههای پیر.
دوستم بدار، ای یار. مرا وامگذار. از پیی من بیا.
بیا از پیی من، ای یار، بر این موج اضطراب.
🌞 @phobicool
- نرودا
#بیژن_الهی
بیشتر از آنِ تواند تا از آن من.
از درد کهنهی من بالا میروند چون پیچکها.
بالا میروند، همچنان، از جدارهای نمور.
گناه این بازیی بیرحم به گردن توست.
میگریزند از کنام تاریکم.
هرچه را میاکنی تو، هرچه را میاکنی.
پیش از تو انزوایی که تو انباشتی میاکندند،
و آشناترند از تو به اندوهم.
حال میخواهم بگویند
آنچه من میخواهم بگویمت
تا گوش دهی همانگونه که من میخواهم گوش به من دهی.
باد اضطراب بر آنها هنوز میخزد.
گردباد رؤیاها هنوز گاهی از پا درشان میفکند.
به صداهای دیگری گوش میدهی در صدای دردناک من.
زاریی دهانهای پیر، خون لابههای پیر.
دوستم بدار، ای یار. مرا وامگذار. از پیی من بیا.
بیا از پیی من، ای یار، بر این موج اضطراب.
- نرودا
#بیژن_الهی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
مرا از پس ِ خود مىکش تا بدویم،
که تو را
بر اثر بوى خوش ِ جانات
تا خانه به دنبال خواهم آمد ...
@phobicool
#احمد_شاملو
که تو را
بر اثر بوى خوش ِ جانات
تا خانه به دنبال خواهم آمد ...
@phobicool
#احمد_شاملو
❤🔥10
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
گفت: خواب بدی دیدم.
دیدم که خلایق به هیئت گاوان و گوسپندان جملگی سر در آخوری فروبرده به چریدن مشغولند.
پرسیدم: تو چه می کردی؟
گفت: من نیز چون خلایق.
پرسیدم: پس چه فرق میانِ تو و ایشان؟
گفت: آن ها می خوردند و می خندیدند.
من می خوردم و می گریستم...
@phobicool
📖 - تذکرة الاولیا
#عطار
دیدم که خلایق به هیئت گاوان و گوسپندان جملگی سر در آخوری فروبرده به چریدن مشغولند.
پرسیدم: تو چه می کردی؟
گفت: من نیز چون خلایق.
پرسیدم: پس چه فرق میانِ تو و ایشان؟
گفت: آن ها می خوردند و می خندیدند.
من می خوردم و می گریستم...
@phobicool
#عطار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌10
- سخت است که همزمان به جایی ، مکانی ، شخصی ، وجودی بسیار نزدیک و در عین حال بیاندازه غریب باشی .
آدم اتفاقهای مهم زندگیاش را هرگز فراموش نمیکند . اما من به یاد ندارم چه چیزی مرا این اندازه به تو نزدیک کرد .
دوست دارم این شهر را به آتش بکشم . میخواهم از زمین و آسمان انتقام بگیرم . خنجری را از سینه و تیغی را از گلو بیرون میکشم . میدانم که قساوت و بیرحمی آدمی حدی ندارد . انگار با تیر و کمان به ستیز خمپارهها و توپها رفتهام . جهانی در آتش بسوزد ، به درک . چشمهای تو زنده هستند و بر تاریکترین گوشهها نوری خواهند تاباند
✉️ @phobicool
- از میان نامههای #حسین_دریابندی
آدم اتفاقهای مهم زندگیاش را هرگز فراموش نمیکند . اما من به یاد ندارم چه چیزی مرا این اندازه به تو نزدیک کرد .
دوست دارم این شهر را به آتش بکشم . میخواهم از زمین و آسمان انتقام بگیرم . خنجری را از سینه و تیغی را از گلو بیرون میکشم . میدانم که قساوت و بیرحمی آدمی حدی ندارد . انگار با تیر و کمان به ستیز خمپارهها و توپها رفتهام . جهانی در آتش بسوزد ، به درک . چشمهای تو زنده هستند و بر تاریکترین گوشهها نوری خواهند تاباند
- از میان نامههای #حسین_دریابندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊7
وقتی قرار باشد نظرمان را دربارهی کسی دگرگون کنیم، آزاری را که به ما رسانده است، گران به پایش مینویسیم.
✉️ @phobicool
#فردریش_نیچه
- فراسوی نیک و بد
#فردریش_نیچه
- فراسوی نیک و بد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏7
Life For Rent
Dido
خالخال نمیشود جانم
به نقش ریحان و سبوی مهتابی
نه عزیزم...
جانم
شیرینم
بگذار بخوابم
و دستهای کبوتر
نشسته به خون خویش بینم.
🧚♀ @phobicool
#هرمز_علیپور
به نقش ریحان و سبوی مهتابی
نه عزیزم...
جانم
شیرینم
بگذار بخوابم
و دستهای کبوتر
نشسته به خون خویش بینم.
#هرمز_علیپور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4