احساس بیهودگی میکردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همهچیز بههم میخورد. نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا. همهمان فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی میکردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتی این کارهای کوچک را هم نمیکردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همینطور. فقط نمیدانم چهجور گیاهی بودم. احساس میکردم شلغمم.
@phobicool
_عامه پسند
#بوکوفسکی
@phobicool
_عامه پسند
#بوکوفسکی
❤1
اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم،
نخستین چیزی که در دنیا از بین میرفت عشق بود!
@phobicool
#برتراند_راسل
نخستین چیزی که در دنیا از بین میرفت عشق بود!
@phobicool
#برتراند_راسل
وقتی چشمت را هنگام بوسیدن یارت می بندی ، مرا به یاد آر که با چشم بسته ، در کوچه ای تاریک ، آواز می خوانم و دور می شوم!
@phobicool
#علیرضا_روشن
@phobicool
#علیرضا_روشن
Forwarded from Deleted Account
من درد مشترکم، مرا فریاد کن
احمد شاملو
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
جورِ دیگری غیر از آنکه حرف میزنم،مینویسم، جور دیگری غیر از آنکه حرف میزنم،فکر میکنم، جور دیگری غیر از آنکه باید فکر کنم،فکر میکنم و همینطور برو تا اعماقِ تاریکی.
@phobicool
#فرانتس_کافکا
@phobicool
#فرانتس_کافکا
آدم همیشه به خاطر نقطه ضعف هایش تو دردسر می افتد؛
مگس ها باید چیزهای چسبناک را خیلی دوست داشته باشند،
شب پره ها شعله را،
و آدم ها عشق را ... !
@phobicool
خزه
#هربر_لوپوریه
مگس ها باید چیزهای چسبناک را خیلی دوست داشته باشند،
شب پره ها شعله را،
و آدم ها عشق را ... !
@phobicool
خزه
#هربر_لوپوریه
کشنده تر از این چیست که آدم
به کاری برخلاف طبعش واداشته شود؟
کاری که آن از یک سوی می رود
و تو از دیگر سوی. کاری از آن گونه که برخلاف تو می رود. چنین لحظه هایی سرآمدنی نیستند. کش می آیند، درازا می یابند، سنگین می شوند، خمار و تنبل می شوند. زندگانی کند می شود، از خود وا می ماند و آدمی احساس می کند در برکه ای راکد ماندگار شده است.
برکه ای بی خیال جنبش در سر.
خری در گل مانده.…
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
#کلیدر
به کاری برخلاف طبعش واداشته شود؟
کاری که آن از یک سوی می رود
و تو از دیگر سوی. کاری از آن گونه که برخلاف تو می رود. چنین لحظه هایی سرآمدنی نیستند. کش می آیند، درازا می یابند، سنگین می شوند، خمار و تنبل می شوند. زندگانی کند می شود، از خود وا می ماند و آدمی احساس می کند در برکه ای راکد ماندگار شده است.
برکه ای بی خیال جنبش در سر.
خری در گل مانده.…
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
#کلیدر