داستان ۱۷۶ پرنده است امروز
هر چند که برایمان قدیمی شد
سوار بر پرنده ی غول پیکر
که آسمانی را در هم شکست
در آن اوج هزاران پایی
بر روی بال و تن هزاران پر پرنده را
یک صد و هفتاد و شش پرنده را
در آغوش هم داشتند
به قعر گور به کدامین نشانه
به کدام هدف نشاند؟
پرنده جان داشت و منتظر
به کدامین قصد سخیف
به کدامین مقصد رساندید
و به کدام مقاصد می رساند؟
خون هایی که بر سر ما می ریزید
.
- ما به خاکی که بر سر می ریزیم
ما به خاک بر سر بودن عادت داریم
و عادت کثیف ترین تکرار را در پی دارد
نمی دانیم به خونآبه ی قعر دریاها فکر کنیم
یا به سرخی آسمان و باران خونینش
گهی قعر دریاییم و گاهی چشم به آسمان
دیروز ۱۷۵ و امروز ۱۷۶ و فردا…
شمارش معکوس نیست
حیرت ندارد ، حیرت را بس کنیم
وقت نگاه کردن نداریم
این پنجره اگر شکست و ماشه ای در نهادت کاشتند ،میفهمی.
من هم هنوز هیچ نمی دانم و گاهی سر به هوایم
گاهی غرق در اعماق اقیانوسم
و من تنها مغزم از این افکار
تیر می کشد، تیر می خواهد
لحظه ای زیر خاک های زیر زمین
این است جواب یک عمر زندگانی
آخر بمانی بی سر بر زمین؟
بیدار می شوی وقتی نام من با نام دیگری دست دهد .
👀 @phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
هر چند که برایمان قدیمی شد
سوار بر پرنده ی غول پیکر
که آسمانی را در هم شکست
در آن اوج هزاران پایی
بر روی بال و تن هزاران پر پرنده را
یک صد و هفتاد و شش پرنده را
در آغوش هم داشتند
به قعر گور به کدامین نشانه
به کدام هدف نشاند؟
پرنده جان داشت و منتظر
به کدامین قصد سخیف
به کدامین مقصد رساندید
و به کدام مقاصد می رساند؟
خون هایی که بر سر ما می ریزید
.
- ما به خاکی که بر سر می ریزیم
ما به خاک بر سر بودن عادت داریم
و عادت کثیف ترین تکرار را در پی دارد
نمی دانیم به خونآبه ی قعر دریاها فکر کنیم
یا به سرخی آسمان و باران خونینش
گهی قعر دریاییم و گاهی چشم به آسمان
دیروز ۱۷۵ و امروز ۱۷۶ و فردا…
شمارش معکوس نیست
حیرت ندارد ، حیرت را بس کنیم
وقت نگاه کردن نداریم
این پنجره اگر شکست و ماشه ای در نهادت کاشتند ،میفهمی.
من هم هنوز هیچ نمی دانم و گاهی سر به هوایم
گاهی غرق در اعماق اقیانوسم
و من تنها مغزم از این افکار
تیر می کشد، تیر می خواهد
لحظه ای زیر خاک های زیر زمین
این است جواب یک عمر زندگانی
آخر بمانی بی سر بر زمین؟
بیدار می شوی وقتی نام من با نام دیگری دست دهد .
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
«آنجا مردمانی هستند!
فکرش را بکنید،مردمانی کهنمیخوابند»
«و چرا نمیخوابند؟»
«چون خستهنمیشوند»
«و چرا خسته نمیشوند؟»
«چون دیوانهاند»
«مگر دیوانهها خسته نمیشوند؟»
«دیوانهها چطور میتوانند خسته شوند !»
🧷 @phobicool
- داستانهای کوتاه #کافکا
فکرش را بکنید،مردمانی کهنمیخوابند»
«و چرا نمیخوابند؟»
«چون خستهنمیشوند»
«و چرا خسته نمیشوند؟»
«چون دیوانهاند»
«مگر دیوانهها خسته نمیشوند؟»
«دیوانهها چطور میتوانند خسته شوند !»
- داستانهای کوتاه #کافکا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
🚨 گفت «اوپانیشادها» را خواندهای؟
گفتم آری.
گفت ديگر چی؟
گفتم چشمهای زنی را خواندهام که جسد پسرش را در سپیدهدم تحویل میگرفت.
👁️ @phobicool
_ ظلالله
#رضا_براهنی
گفتم آری.
گفت ديگر چی؟
گفتم چشمهای زنی را خواندهام که جسد پسرش را در سپیدهدم تحویل میگرفت.
_ ظلالله
#رضا_براهنی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4
زن ولگرد : اوه!
مرد ولگرد : [نیمه بیدار] ها!
زن : چه قشنگ!
مرد : چی؟
- ماه
- ماه که قشنگ نیست. همیشه آن را میبینم.
- قشنگ است، برای این که گرد است.
- به هر حال مال پولدارها است. ستاره ها هم همین طور. [دوباره میخوابد و به خواب میرود.]
#Jean_Paul_Sartre
🌙 @phobicool
#ژان_پل_سارتر
#نکراسوف
مرد ولگرد : [نیمه بیدار] ها!
زن : چه قشنگ!
مرد : چی؟
- ماه
- ماه که قشنگ نیست. همیشه آن را میبینم.
- قشنگ است، برای این که گرد است.
- به هر حال مال پولدارها است. ستاره ها هم همین طور. [دوباره میخوابد و به خواب میرود.]
#Jean_Paul_Sartre
#ژان_پل_سارتر
#نکراسوف
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
نقیضه نویسی قدمتی برابر با شامورتی بازی های قدیم را دارد،درست عین همین کانال نویسی که دارد به مذاق من هم خوش می آید.راستش از اینکه این همه وقت دهانم را دوخته بودم و حالا این نخ ها را دارم با دندان برای نوشتن بدون دست باز می کنم اصلا چیز دیگریست! ..حالا می فهمم آنان که برای شرکت در احساسات دست و پا می شکنند، بیشتر از دیگران در لحظه رها می شوند. چمدانشان از قلمشان سنگین تر است.اما با خودم فکر می کنم من که چمدان نمی خواهم،با همین بال زخمی تا پشت خیال خودم هم سفر کنم کلی جای پا از خود باقی خواهم گذاشت.
نه،من ادامه نخواهم داد.این روند را بگذارید برای آنان که با خودشان در مصاحبه اند.من باید حرف هایم را جای دیگری بنویسم،باید نقش هایم جای دیگری به نمایش در آیند.من در این مورد همیشه زیاده خواه بوده ام اما خودخواه نه .این دستنوشته ی آخر در این صفحه هم بماند محض اینکه بار دیگر از اینکه شما می خوانید لذت ببرم.بدون هیچ بسطی تمام میکنم.
زیاده عرضی نیست
بین ما مرزی نبوده
خطی بر تمامیّت ارضی نیز هم نیست
🌟 @phobicool
_ دست پاره ها
#مهسا_طلوع
نه،من ادامه نخواهم داد.این روند را بگذارید برای آنان که با خودشان در مصاحبه اند.من باید حرف هایم را جای دیگری بنویسم،باید نقش هایم جای دیگری به نمایش در آیند.من در این مورد همیشه زیاده خواه بوده ام اما خودخواه نه .این دستنوشته ی آخر در این صفحه هم بماند محض اینکه بار دیگر از اینکه شما می خوانید لذت ببرم.بدون هیچ بسطی تمام میکنم.
زیاده عرضی نیست
بین ما مرزی نبوده
خطی بر تمامیّت ارضی نیز هم نیست
_ دست پاره ها
#مهسا_طلوع
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4
چیزی که عاصیاش میکرد، فرسودهاش میکرد، این بود که من قصد نداشتم دلیل این کارم را توضیح بدهم. یکبند از من سوال میکرد، یا برایم نامه مینوشت، که چرا؟ ولی من نمیدانستم به او چه بگویم. آسمانریسمان میبافتم، گاهی زیر لب میگفتم «نمیدونم.»
💊 @phobicool
_ بندها
#دومنیکواستارنونه
_ بندها
#دومنیکواستارنونه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
#شیرین_نشاط
دریا نَفَس زند، «بخار» گویند، متراکم شود «ابر» خوانند، فروچکیدن گیرد «باران» نام نهند، جمع شود و به دریا پیوندد، همان «دریا» خوانند که بود.
😀 @phobicool
| لَمَعات؛ فخرالدین عراقی |
دریا نَفَس زند، «بخار» گویند، متراکم شود «ابر» خوانند، فروچکیدن گیرد «باران» نام نهند، جمع شود و به دریا پیوندد، همان «دریا» خوانند که بود.
| لَمَعات؛ فخرالدین عراقی |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊7