Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥3
NUMB
XXXTENTACION
در را باز بگذار
تا آمدنم پروازی حزین بیش نمانده ست
شیشه ی پنجره ات را خواهد لرزاند
پرهای پریشم معلق به نگاهی
آن گاه آغوش بگشا
میان لب هایت خواهم گفت چه بر ما گذشت
در را باز بگذار
آه، چه سخت شهوت تند رسیدن دارم
صدای بال نفسم در گوش چپت
یادت هست؟
نام شب را اما
نه تو میدانی و من
میان لب هایت خواهم گفت نام هر شب
- که پلک بسته ات به بوسه شود باز و ..
- بیا تا با لب بسته
چشم به سخن بگشاییم.
🪩 @phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
تا آمدنم پروازی حزین بیش نمانده ست
شیشه ی پنجره ات را خواهد لرزاند
پرهای پریشم معلق به نگاهی
آن گاه آغوش بگشا
میان لب هایت خواهم گفت چه بر ما گذشت
در را باز بگذار
آه، چه سخت شهوت تند رسیدن دارم
صدای بال نفسم در گوش چپت
یادت هست؟
نام شب را اما
نه تو میدانی و من
میان لب هایت خواهم گفت نام هر شب
- که پلک بسته ات به بوسه شود باز و ..
- بیا تا با لب بسته
چشم به سخن بگشاییم.
🪩 @phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
🕊6
«رفت تا پرده اتاق را کنار بزند. پنجره را باز کند و هوای پر از بوی دوا و پنبههای الکل زده، بوی لگن خالی نشده استفراغ را روی سنگفرش حیاط بریزد. همانجا هم آنقدر بایستد تا صدای گریه از استخوانهایش بگذرد، برود توی سینهاش، بعد بیاید در گلویش، از آنجا برود زیر پوستش تا او بتواند صورتش را با دستهایش بپوشاند و به اندازه همان کف دستها گریه کند.»
👁️ @phobicool
_ دوباره از همان خیابانها
#بیژن_نجدی
_ دوباره از همان خیابانها
#بیژن_نجدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
«صیّادان ماهی را یکباره نمیکشند. چنگال در حلقوم چون رفته باشد، پارهای میکشند تا خونش میرود و سست و ضعیف میگردد، بازش رها میکنند و همچنین باز میکشند تا به کلّی ضعیف شود. چنگال عشق نیز چون در کام آدمی میافتد، حقتعالا او را به تدریج میکشد که آن قوتها و خونهای باطل که در اوست، پارهپاره از او برود.»
🧘♀ @phobicool
_ فیه ما فیه
#مولانا
_ فیه ما فیه
#مولانا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5
UR The One
Kamil Yaghmaei
رجعت بده مرا
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مرده ام
🪞 @phobicool
#مهسا_طلوع
- خونآبه
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مرده ام
#مهسا_طلوع
- خونآبه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
«چایمان در استکان،
کودکیمان در کوچهها،
شادیهامان در سینه،
کسانی که دوستشان میداریم
در دوردستها،
و خندههامان در عکسها...
حبس ابد خوردیم بیگناه
در قلبهایی که قانونشان را نمیدانستیم...
پنهان اگر نیز نکنیم
لبخندهایمان دیگر پیدا نیست،
و آشکار نیز اگر نکنیم
تنهاییهامان
در شلوغیها گم شدند...
در نهایت اینچنین نیز شد:
تاریکتر از شب بود
رویاهایمان...»
🐚 @phobicool
#دنیزییلمازیاکوت
کودکیمان در کوچهها،
شادیهامان در سینه،
کسانی که دوستشان میداریم
در دوردستها،
و خندههامان در عکسها...
حبس ابد خوردیم بیگناه
در قلبهایی که قانونشان را نمیدانستیم...
پنهان اگر نیز نکنیم
لبخندهایمان دیگر پیدا نیست،
و آشکار نیز اگر نکنیم
تنهاییهامان
در شلوغیها گم شدند...
در نهایت اینچنین نیز شد:
تاریکتر از شب بود
رویاهایمان...»
#دنیزییلمازیاکوت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔7
Cobalt night ( psycho 1401 )
by Mahsa Tolou
«خوردهایم
نوشیدهایم
با شگفتی به تماشای ستارهها نشستهایم
چند نفری را دوست داشتهایم
کمی اعتراض کردهایم
کمی زندگی کردهایم
کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد.»
👁 @phobicool
#رزه_آوسلندر
by Mahsa Tolou
«خوردهایم
نوشیدهایم
با شگفتی به تماشای ستارهها نشستهایم
چند نفری را دوست داشتهایم
کمی اعتراض کردهایم
کمی زندگی کردهایم
کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد.»
#رزه_آوسلندر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔9
دستم را کشید و پایم را بست
موهایم را هر شب بافت به تخت
چه بی رحمانه دوستم داشت
مرا می بوسید وقتی جان می دادم
خون از سرم می ریخت
و بند کفش هایم را می بست
می دویدم ، می افتاد
می گریستم برایش
زهرخندی به تلخی آفرینشم بدل می شد
سر انجام با دست و پای بسته
موهای تراشیده
بند کفش هایش را بستند
می افتاد ، می دویدم
می گریستم در دل به حالش
می بوسیدمش از دورهای دور
وقتی جان ز تنش می رفت و سامانش
چه بی رحمانه دوستش می داشتم
وقتی که می گریختم از غسالخانه ی نگاهش
هشت سال دفاع مقدس بود
جنگ نابرابر جان نحیف من
در برابر کراهت عشقی که زوال بود دوامش
✏️ @phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
موهایم را هر شب بافت به تخت
چه بی رحمانه دوستم داشت
مرا می بوسید وقتی جان می دادم
خون از سرم می ریخت
و بند کفش هایم را می بست
می دویدم ، می افتاد
می گریستم برایش
زهرخندی به تلخی آفرینشم بدل می شد
سر انجام با دست و پای بسته
موهای تراشیده
بند کفش هایش را بستند
می افتاد ، می دویدم
می گریستم در دل به حالش
می بوسیدمش از دورهای دور
وقتی جان ز تنش می رفت و سامانش
چه بی رحمانه دوستش می داشتم
وقتی که می گریختم از غسالخانه ی نگاهش
هشت سال دفاع مقدس بود
جنگ نابرابر جان نحیف من
در برابر کراهت عشقی که زوال بود دوامش
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6
Lift (Minutes To Metal N Rock)
Radiohead
۱۸ جولای ۱۹۷۸:
«هر یک از ما آهنگ رنج کشیدن خودش را دارد.»
_ خاطرات سوگواری
| رولان بارت |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6
❤4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥5
اکنون
در آن اتاق کوچک تنها که ماه را در خویشِ خویش نهان کرده است
[مثل زنی که زیباییِ گذشتهء خود را]،
شبها چه میکنی؟
🌒 @phobicool
#رضا_براهنی
در آن اتاق کوچک تنها که ماه را در خویشِ خویش نهان کرده است
[مثل زنی که زیباییِ گذشتهء خود را]،
شبها چه میکنی؟
#رضا_براهنی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6
من مبتلا به نوعی پارانویای وارونهام. دائما به مردم مظنونم که دارند برای شاد کردن من نقشه میکشند.
🧍♀ @phobicool
ناطور دشت
#جى_دی_سلینجر
ناطور دشت
#جى_دی_سلینجر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
به ماشینهای پارک شده در پارکینگ میاندیشم .
وقتی خودم را مُرده تصور میکنم.
به ماهی تابهها میاندیشم ،
وقتی خودم را مرده تصور میکنم .
به کسی میاندیشم که با تو میخوابد ، وقتی که من نیستم ..
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
نفسم بند میآید !
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
به تمام کسانی میاندیشم که در انتظار مرگند .
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
دیگر قادر نیستم آب بنوشم .
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
هوا سفید میشود ...
سوسکهای آشپزخانه به تکاپو میافتند ..
و کسی باید شورتهای تمیز و کثیفم را دور بریزد .
🥤 @phobicool
#چارلز_بوکفسکی
وقتی خودم را مُرده تصور میکنم.
به ماهی تابهها میاندیشم ،
وقتی خودم را مرده تصور میکنم .
به کسی میاندیشم که با تو میخوابد ، وقتی که من نیستم ..
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
نفسم بند میآید !
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
به تمام کسانی میاندیشم که در انتظار مرگند .
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
دیگر قادر نیستم آب بنوشم .
وقتی خودم را مرده تصور میکنم ،
هوا سفید میشود ...
سوسکهای آشپزخانه به تکاپو میافتند ..
و کسی باید شورتهای تمیز و کثیفم را دور بریزد .
#چارلز_بوکفسکی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌9
Van Gogh
Virginio Aiello
به یک فاحشه داد .
که او هم با نفرت ، دورش انداخت.
ون ..!
فاحشهها ، گوش نمیخواهند..
پول میخواهند..!
فکر میکنم تو به همین دلیل ، نقاشِ بزرگی بودی.
چون از چیزهای دیگر ، خیلی سر در نمیآوردی ...
#چارلز_بوکفسکی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌12
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥4