هرگز شب را باور نکردم
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امیدِ دریچهای دل بسته بودم
🌊 Art Magazine ; Phobicool
#احمد_شاملو
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امیدِ دریچهای دل بسته بودم
🌊 Art Magazine ; Phobicool
#احمد_شاملو
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
من اکنون در سه کلمه تاریخ آدمیان را خلاصه میکنم؛
آمدند
رنج بردند
مردند
□ ساعت چند و نیم
#آناتول_فرانس
🖤 زلزله پکتیکا و خوست
آمدند
رنج بردند
مردند
□ ساعت چند و نیم
#آناتول_فرانس
🖤 زلزله پکتیکا و خوست
هيچ چيز دو بار اتفاق نمیافتد
و اتفاق نخواهد افتاد!
به همين دليل،
ناشی به دنيا آمدهايم
و خام خواهيم رفت!
هيچ روزی تكرار نمیشود،
دو شب شبيه هم نيست!
دو بوسه يكی نيستند،
نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نيست!
🖇 https://t.me/Phobicool
#ویسواوا_شیمبورسکا
_آدمها روی پل
و اتفاق نخواهد افتاد!
به همين دليل،
ناشی به دنيا آمدهايم
و خام خواهيم رفت!
هيچ روزی تكرار نمیشود،
دو شب شبيه هم نيست!
دو بوسه يكی نيستند،
نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نيست!
🖇 https://t.me/Phobicool
#ویسواوا_شیمبورسکا
_آدمها روی پل
طلوع دیگرتان بدرود
_و پر آوازه ..
به زيبندگى هر نفسی که میآید
زنده شوید؛
_از نو ،
بل ممدّ حیات گردید
به روزگاران ....
Art Magazine ; Phobicool
#مهسا_طلوع
_ساعت چند و نیم
Painting by #MahsaTolou
#خفقان ۸۶
_و پر آوازه ..
به زيبندگى هر نفسی که میآید
زنده شوید؛
_از نو ،
بل ممدّ حیات گردید
به روزگاران ....
Art Magazine ; Phobicool
#مهسا_طلوع
_ساعت چند و نیم
Painting by #MahsaTolou
#خفقان ۸۶
بخواب هلیا!
تنها خواب تو را به تمامی آنچه از دست رفتهاست، به من، و به رؤیاهای خوشِ بربادرفته پیوند خواهد زد. من دیگر نیستم؛ نیستم تا که به جانب تو بازگردم و با لبخند _که دریچهییست به سوی فضای نیلی و زندهی دوستداشتن_ شب را در دیدگان تو بیارایم؛ نیستم تا که بگویم گنجشکها
در میان درختان نارنج با هم چه میگویند، جیرجیرکها چرا برای هم آواز میخوانند، و چه پیامی سگها را از اعماق شب برمیانگیزد.
@phobicool
#نادر_ابراهیمی
_ بار دیگر، شهری که دوست میداشتم
تنها خواب تو را به تمامی آنچه از دست رفتهاست، به من، و به رؤیاهای خوشِ بربادرفته پیوند خواهد زد. من دیگر نیستم؛ نیستم تا که به جانب تو بازگردم و با لبخند _که دریچهییست به سوی فضای نیلی و زندهی دوستداشتن_ شب را در دیدگان تو بیارایم؛ نیستم تا که بگویم گنجشکها
در میان درختان نارنج با هم چه میگویند، جیرجیرکها چرا برای هم آواز میخوانند، و چه پیامی سگها را از اعماق شب برمیانگیزد.
@phobicool
#نادر_ابراهیمی
_ بار دیگر، شهری که دوست میداشتم
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
چشمک زدم از لا به لای ازدحام آمد آمد جلـو ، انگـار که ماهِ تمام آمد ساعت دقیقاً رأسِ نُـه...میدانِ آزادی تا آمدم لب هاش را ...گفتند امام آمد...!!! 🌂 @phobicool #علی_عطری
اطراف برج ایفل گشتیم و دست آخر
یکجا خلاصه با زور
می شد که مستتر شد
با صد هزار خواهش
بر روی پنجه اش رفت
تا آمدم لبش را
پاریس منفجر شد ...
🚶♂https://t.me/Phobicool
#علی_عطری
یکجا خلاصه با زور
می شد که مستتر شد
با صد هزار خواهش
بر روی پنجه اش رفت
تا آمدم لبش را
پاریس منفجر شد ...
🚶♂https://t.me/Phobicool
#علی_عطری
🌚1