فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم، اونم نه یکی، چند تا...
Art Magazine ; Phobicool
#روزبه_معین
_آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی
نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر جور که شده از اون مخمصه فرار کنی!
پس دیگه به من نگو اون عوضی کی بود که باهاش دوست شدی، نگو اون لیاقت تو رو نداشت، من داشتم از سرما می مردم، می فهمی؟ من تیر خورده بودم، اونم نه یکی، چند تا...
Art Magazine ; Phobicool
#روزبه_معین
_آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی
❤1
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
این گلدان را کجای دلم بگذارم
که مشرف به پنجرهات باشد
واقعا چه ساعاتی از روز را
به چشمانم اختصاص دهم
که ناودانها و معابر نرنجند از من؟
غمت غمگینم کرده است
اما دوستت دارم...
💍 @phobicool
#حسین_صفا
که مشرف به پنجرهات باشد
واقعا چه ساعاتی از روز را
به چشمانم اختصاص دهم
که ناودانها و معابر نرنجند از من؟
غمت غمگینم کرده است
اما دوستت دارم...
💍 @phobicool
#حسین_صفا
انکار نکن!
گیلان را خوانده ام! میفهمم بدنت زیر باران بیشتر از دوش حمام، آب را خوشحال کرده است.
🎩 @phobicool
#اردوان_انوشه
گیلان را خوانده ام! میفهمم بدنت زیر باران بیشتر از دوش حمام، آب را خوشحال کرده است.
🎩 @phobicool
#اردوان_انوشه
Head of skeleton with a burning cigarette- 1886
details of VanGogh
پُکزدن به سیگار هیچ معنایی ندارد، الّا نوعی لجاجت با خود و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیبترین خوی ِ آدمی این است که میداند فعلی بد و آسیبرسان است، اما آن را انجام میدهد و به کَرّات هم! هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر میبرد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست..
@phobicool
_سلوک
#محمود_دولت_آبادی
details of VanGogh
پُکزدن به سیگار هیچ معنایی ندارد، الّا نوعی لجاجت با خود و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت. عجیبترین خوی ِ آدمی این است که میداند فعلی بد و آسیبرسان است، اما آن را انجام میدهد و به کَرّات هم! هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر میبرد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست..
@phobicool
_سلوک
#محمود_دولت_آبادی
لیوان ِ چای در دستت باشد یا هر چه، مهم نیست. داری می بری دم دهانت بنوشی که در بزنند. بروی باز کنی. ببینی همه هستند. آنها که رفته اند. مادرها. پدرها. پدربزرگ و مادربزرگ. خاله ها. دایی ها. عموها. عموزاده ها. و نیایند تو. تو بروی بیرون. و قبل از بیرون رفتن بگویی: "پس صبر کنید لباس بپوشم. لیوانمو بذارم رو میز. میام الان". و آنها بخندند. بگویند دیگر احتیاج به لباس پوشیدن نیست. بگویی باشد و بروی بیرون. بخواهی در را ببندی و باز هم بخندند و بگویند: در را هم دیگر لازم نیست ببندی. بعد نیمه شب - همگی - قهقه زنان راه پله ها را بروید پایین اما هیچ همسایه ای بیدار نشود. زیرا صدایی نشنیده که بیدار شود. آخ اگر لیوان چای در دستت باشد. یا هر چه. و در بزنند.
🔲 Art Magazine ; Phobicool
#علیرضا_روشن
Photo by #AsalMousavi
🔲 Art Magazine ; Phobicool
#علیرضا_روشن
Photo by #AsalMousavi
💯1
دهه شصت
محسن نامجو
روزیکه رید بر تو دختر همسایه
روزیکه درّید پدرت را کشور همسایه
روزیکه رهبر نوجوان تانکخورده بود
روزیکه آستینکوتاه لگد وسط گُرده بود
روزیکه ریش، روزی که زیر بغل پاره،
روزیکه یخه از فرط ایمان چرک بود
🎲 @phobicool
روزیکه درّید پدرت را کشور همسایه
روزیکه رهبر نوجوان تانکخورده بود
روزیکه آستینکوتاه لگد وسط گُرده بود
روزیکه ریش، روزی که زیر بغل پاره،
روزیکه یخه از فرط ایمان چرک بود
🎲 @phobicool
امرسون گفته "وقتی وارد دنیا میشویم صداهایی که در انزوا میشنویم ضعیف و غیرقابل شنیدن میشوند."
این دقیقا مشکل من است: صدای خودم را نمیشنوم!
🪡 @phobicool
_جز از کل
#استیو_تولتز
این دقیقا مشکل من است: صدای خودم را نمیشنوم!
🪡 @phobicool
_جز از کل
#استیو_تولتز
((در نبودت هم، منِ نوزاد، از آغاز به
جستجوی تو بوده ام
سرگردانِ کوچه ها و خیابان ها
در یک خانه به دوشیِ مستمر
و در سفری که خوب به یاد می آورم از کدام زاویهٔ ذهنم آغاز شده بود
و چون طالع شدی نفس کشیدم
و با خود گفتم
آی ...
🌂 @phobicool
_ سلوک
#محمود_دولت_آبادی
جستجوی تو بوده ام
سرگردانِ کوچه ها و خیابان ها
در یک خانه به دوشیِ مستمر
و در سفری که خوب به یاد می آورم از کدام زاویهٔ ذهنم آغاز شده بود
و چون طالع شدی نفس کشیدم
و با خود گفتم
آی ...
🌂 @phobicool
_ سلوک
#محمود_دولت_آبادی
Born Free
Matt Monro
Born free, and life is worth living, but only worth living. 'Cause you're born free.
Phobicool
Phobicool
آن عزیزم!
به ذهنت تمرکز بده
به کتابها نگاه کن!
خیلی دوستت دارم!
این را همیشه به یاد داشته باش.
حتّی وقتی صبحهای زود
بیحوصله و خوابآلود
بند دومین کفشت را میبندی.
برای دوستانت، دوست بهتری باش!
خوب اگر به آینده نگاه کنی
سوسوی چراغهایی را خواهی دید که چلچراغ فردای تو خواهند بود.
به فانوسها اکتفا نکن!
عزیزم باش!
تا بعد از امتحانات خداحافظ.
لنده؛ ۱۳۷۵/۳/۳۰
@phobicool
_ نامههایی به آنا
#حسین_پناهی
به ذهنت تمرکز بده
به کتابها نگاه کن!
خیلی دوستت دارم!
این را همیشه به یاد داشته باش.
حتّی وقتی صبحهای زود
بیحوصله و خوابآلود
بند دومین کفشت را میبندی.
برای دوستانت، دوست بهتری باش!
خوب اگر به آینده نگاه کنی
سوسوی چراغهایی را خواهی دید که چلچراغ فردای تو خواهند بود.
به فانوسها اکتفا نکن!
عزیزم باش!
تا بعد از امتحانات خداحافظ.
لنده؛ ۱۳۷۵/۳/۳۰
@phobicool
_ نامههایی به آنا
#حسین_پناهی