| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
VahidEEnline وحید این‌لاین
‌[منبع مجاز در حکومت ایران] #روزنامه_کیهان: مردم، زیادی سرشان توی گوشی و اینترنت است/ باید #فضای_مجازی را محدود کرد «متأسفانه مدیریت این فضا درکشور به شدت رهاشده و این فضا تقریباً بدون ضابطه و کنترل مناسب، بر زندگی خانواده‌ها و سبک زندگی #کودکان و #نوجوانان…
این قلم ها که به خاک افتادند
همه در بند دو خط فریادند
درد، کمبود ورق کاغذ نیست
مطلب این نیست که انشا دادند
آی آقای معلم بنویس
بنویس آینه ها آزادند
بنویس آب که شاگردانت
همه در درس سراب استادند
تا نخوردی سر خط کش بنویس
بنویس آب به بابا دادند
بنشین دست به سینه که کتاب
دفتر و مدرسه بی بنیادند
این همه قصه نوشتند آخر
باز هم آب به بابا دادند

Art Magazine ; Phobicool

#شهیر_کنعانی
_از مجموعه ی شاخه بالاتر از ریشه می میرد
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Najme Zare - Gonah Podcast | #نجمه_زارع _پادکست گناه Art Magazine ; Phobicool
#بیوگرافی
#مرحومه_نجمه_زارع

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون از شهرهای ریشه‌دار ایران واقع در استان فارس به دنیا آمد. شش ماه پس از تولد وی خانواده‌اش در قم سکنی گزیدند.
او دوران دبستان را در مدرسه‌ی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت. در بهار 1384 با عباس محمدی ازدواج کرد.
خانم زارع با اشتباه پزشکی، به دلیل تزریق بیش از حد ماده بیهوشی پس از 5 روز اغما در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت. گفتنی‌است مدفن مرحوم زارع بهشت‌ شهدای کازرون می‌باشد.

کتاب شناسی
می نوشم برای خانه‏ ی ویران
برای زندگی قهرآلود خود
برای تنهایی
در حین با هم بودن
و برای تو من می‏نوشم
برای دروغ لب‏های خیانتگرت به من
برای سرمای بی‏جان چشمانت
برای آن که دنیا زمخت و بی‏رحم بود
و برای آن که خدا هم نجات‏مان نداد ...

@phobicool

#آنا_آخماتووا
Watch "Caravaggio Biography from Goodbye-Art Academy" on YouTube
https://youtu.be/w0vrDLpRRA4
دو ماه پیش بود یک دیوانه را در آن زندان پایین حیاط انداخته بودند، با تیله شکسته شکم خودش را پاره کرد، روده هایش را بیرون کشیده بود با آنها بازی می کرد. می گفتند او قصاب بوده، به شکم پاره کردن عادت داشته. اما آن یکی که با ناخن چشم خودش را ترکانیده بود، دستهایش را از پشت بسته بودند. فریاد می کشید و خون به چشمش خشک شده بود. من می دانم همۀ اینها زیر سر ناظم است.

@phobicool
#سه_قطره_خون
#صادق_هدایت
Audio
Shayea & Sadegh - Deli [Prod By Jafari HR]
🪖 @phobicool
👍1
من چیزی را بندگی نخواهم نمود که دیگر به آن اعتقاد ندارم، چه اسمش خانواده‌ام باشد، چه وطنم و چه کلیسایم ...

@phobicool
#جیمز_جویس
دستت را می فشارم ،
پنج شیشه ی عطر می شکند ..

در میان دستم . .

🎩 @phobicool

#مهسا_طلوع
_ساعت چند و نیم