ولی اما آخر شب چیست ؟
خاصه هنگامی که تاریکی دیری نمیپاید و زمانی نمیگذرد که پرندهای مینالد.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#ویرجینیا_ولف
خاصه هنگامی که تاریکی دیری نمیپاید و زمانی نمیگذرد که پرندهای مینالد.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#ویرجینیا_ولف
اولین بار بود که مردن آدمی را میدیدم. مرگ را فقط از گفتههای این و آن میشناختم. فوق فوقش آن را در چهرهی سنگ شدهی جسدی در راه گورستان دیده بودم، یا پیچیده در آرایههایی که آموزگاران تاریخ باستان بر آن پوشانده بودند، مرگ خدعهآمیز قیصر، مرگ پاکبازانهی سقراط، مرگ سرافرازانهی کاتو. اما این ستیز نهایی میان بودن و نبودن، نفس مرگ است در کنشی دردناک، فشارنده و تشنجآور و بیبهره از هر آرایهی سیاسی و فلسفی، مرگ کسی که دوست میداری. هیچوقت با چنین چیزی روبرو نشده بودم. گریه نکردم. خوب یادم هست که اصلا گریه نکردم. چشمهام بیحالت بود و بُلْه، گلویم گرفته، ذهنام گیج و حیران. چی؟ موجودی به آن نجابت، به آن سربراهی، به آن پاکی، کسی که هیچوقت اشک رنجیدگی به چشم کسی نیاورده بود، مادری سراپا محبت، همسری بیغل و غش، میبایست اینجور بمیرد، تباهشده، جویده شده زیر دندان تیز مرضی بیشفقت؟ این همه به نظرم نابهجا و نامعقول میآمد...
🛖 Art Magazine ; phobicool
_خاطرات پس از مرگ
#براس_کوباس
🛖 Art Magazine ; phobicool
_خاطرات پس از مرگ
#براس_کوباس
👍2
آن که دست دوستی،
تنها،
میدهد به آن که از پای درش آورد
دست به دیوار،
همیشه دست به دیوار پیش خواهد رفت
و روشنی دهد به هرکه،
هر که پیش آید،
مگر به خویش.
🖇 Art Magazine ; phobicool
#بیژن_الهی
تنها،
میدهد به آن که از پای درش آورد
دست به دیوار،
همیشه دست به دیوار پیش خواهد رفت
و روشنی دهد به هرکه،
هر که پیش آید،
مگر به خویش.
🖇 Art Magazine ; phobicool
#بیژن_الهی
کلمات را تحقیر میکنی ، بکن ؛ محبت و مهر را خوار میشمری ، بشمر ؛ همآغوشی را میستایی ، خیلی هم خوب ؛ اما فقط به عشق کاری نداشته باش ، رفیق ! تنها راهی که میتوانی از طریق آن دریچهای پیدا کنی و نگاهی دزدیده و سریع به ابدیت بیندازی ، همین عشق است !
🪐 Art Magazine ; phobicool
_یادداشتهای شیطان
#لیانید_آندرییف
🪐 Art Magazine ; phobicool
_یادداشتهای شیطان
#لیانید_آندرییف
تاريخ افسردگى
شامل همه ماها مى شود.
من توى برگه هاى كثيف مى نويسم
در حالى كه به ديوارهاى آبى خيره هستم
و هيچ.
@phobicool
#چارلز_بوكفسكى
شامل همه ماها مى شود.
من توى برگه هاى كثيف مى نويسم
در حالى كه به ديوارهاى آبى خيره هستم
و هيچ.
@phobicool
#چارلز_بوكفسكى
این قلم ها که به خاک افتادند
همه در بند دو خط فریادند
درد، کمبود ورق کاغذ نیست
مطلب این نیست که انشا دادند
آی آقای معلم بنویس
بنویس آینه ها آزادند
بنویس آب که شاگردانت
همه در درس سراب استادند
تا نخوردی سر خط کش بنویس
بنویس آب به بابا دادند
بنشین دست به سینه که کتاب
دفتر و مدرسه بی بنیادند
این همه قصه نوشتند آخر
باز هم آب به بابا دادند
@phobicool
#شهیر_کنعانی
_از مجموعه ی شاخه بالاتر از ریشه می میرد
همه در بند دو خط فریادند
درد، کمبود ورق کاغذ نیست
مطلب این نیست که انشا دادند
آی آقای معلم بنویس
بنویس آینه ها آزادند
بنویس آب که شاگردانت
همه در درس سراب استادند
تا نخوردی سر خط کش بنویس
بنویس آب به بابا دادند
بنشین دست به سینه که کتاب
دفتر و مدرسه بی بنیادند
این همه قصه نوشتند آخر
باز هم آب به بابا دادند
@phobicool
#شهیر_کنعانی
_از مجموعه ی شاخه بالاتر از ریشه می میرد
👍1
اگرخدا وجود داشته باشد درمورد موجوداتی که تصمیم می گیرند این زمین را زودتر ترک کنند بخشنده خواهد بود و شاید از اینکه ما را وادار به این کرد که وقت مان را آن جا بگذرانیم ، معذرت بخواهد .
@phobicool
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
#پائولو_کوئلیو
@phobicool
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
#پائولو_کوئلیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Michael Jackson, Janet Jackson - Scream (Official Video)
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
″با خودم خلوت کرده بودم، تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک نفر دیگر بود. هر کسی که باشد. همه شان دارند آن بیرون حقه های حقیر سر همدیگر سوار می کنند و کله معلق می زنند.″
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
و دلت کبوتر آشتیست
در خون تپیده به بام تلخ
با اینهمه
چه بالا چه بلند پرواز میکنی....
● ساعت چند و نیم
#شاملو
در خون تپیده به بام تلخ
با اینهمه
چه بالا چه بلند پرواز میکنی....
● ساعت چند و نیم
#شاملو
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
@phobicool – شعر و دکلمه با صدای پرویز پرستویی
نیسّش
نمی دونم کجاست!
چه می کنه!
ولی می دونم که ندارمش...
هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم
نه، نمی خواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم
نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم: هنوزم دوست دارم.
آخه تو حول و وَلای پریشونی و
تورو نداشتن تو گیرو داره:
"ای بابا دل تو هیچ، حال اون خوش!"
ای بی مروّت!
دیگه دلی می مونه؟
که جورِ دلِ کبوتر بتپه
که با شما از جونِ زندگیش بگه؟
بگه که هنوز زندس؟
اگه صدا صدای منه
نفس اگه نفس تو
بزار که اون خوش غیرتاش بدونن
که دل،
دلِ بابایی دیگه دل نیس، دیگه دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...!
Art Magazine ; Phobicool
#پرویز_پرستویی
نمی دونم کجاست!
چه می کنه!
ولی می دونم که ندارمش...
هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم
نه، نمی خواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم
نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم: هنوزم دوست دارم.
آخه تو حول و وَلای پریشونی و
تورو نداشتن تو گیرو داره:
"ای بابا دل تو هیچ، حال اون خوش!"
ای بی مروّت!
دیگه دلی می مونه؟
که جورِ دلِ کبوتر بتپه
که با شما از جونِ زندگیش بگه؟
بگه که هنوز زندس؟
اگه صدا صدای منه
نفس اگه نفس تو
بزار که اون خوش غیرتاش بدونن
که دل،
دلِ بابایی دیگه دل نیس، دیگه دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...!
Art Magazine ; Phobicool
#پرویز_پرستویی
صدای گوشخراشی در فضا طنین انداخت: پسر مریم، تو بر خلاف شریعت عمل میکنی.
عیسی به آرامی جواب داد:
شریعت مخالف قلب من عمل میکند.
🖇 Art Magazine ; phobicool
_آخرین وسوسهی مسیح
#نیکوس_کازانتزاکیس
عیسی به آرامی جواب داد:
شریعت مخالف قلب من عمل میکند.
🖇 Art Magazine ; phobicool
_آخرین وسوسهی مسیح
#نیکوس_کازانتزاکیس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیدای من! تو را به خدا! عشقت را فریاد کن تا باور کنم، پیش از آن که من از وحشت این سکوت دیوانه شوم، عشقت را فریاد کن، با من سخن بگو، حرف بزن، حرف بزن، حرف بزن، شور و حرارت بده تا من از یأسی که مرا در بر گرفته آزاد شوم... حرف بزن! پیش از آن که در کمال یأس و پریشانی به خود تلقین کنم که «نه! عشق نیست، و من تنها بازیچهیی بودم» حرف بزن؛ این تنها راه نجات من است: حرف بزن آیدا!
تهران _ خرداد ماه ۱۳۴۱
@phobicool
#احمد_شاملو
– مثل خون در رگهای من
تهران _ خرداد ماه ۱۳۴۱
@phobicool
#احمد_شاملو
– مثل خون در رگهای من