| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.79K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
خون شاعر با شعرش بیرون می جهد.
و باز می گردد به تل استخوانهایی که تشنه آن هاست.
مرگش،حسنی خطاپوش است.
خلقت بی نقص است.

@phobicool
#باب_کافمن
The angels Harut and Marut hanging as a punishment for being critical of Adam's fall
By Zakariya ibn Muhammad Qazwini (ca. 1203-1283)


🗝 @phobicool
ای... هی! زندگی چه نامرئی از انسان عبور می کند و می گذرد و تو را با خود می برد غرق در جاذبه ای نفسگیر..!

@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_ سلوک
Painting by Mahsa Tolou
Oil on Canvas ( 1386 )
_ Break Down

مگر كه بوديد
كه صبر عالم
بخشايش گناهتان را تعهد كرده باشد؟
مگر كه عشق می‌بخشايد؟
مگر كه بخشايش آرامتان می‌كند؟
چگونه آرام می‌يابيد
كه چاه ذهنتان را
در راه كودكان‌تان
پوشيده‌ايد؟

هنوز اول اين ماجراست
ستيزه‌هايی كآغاز
شده‌ست
درون دوزخ نيز
رهايشان نتواند كرد.

Art Magazine ; phobicool

#محمد_مختاری
Remnant
The Milad
as time is sinking in the dark
guardians of the soul
sing a distant mourning
i bear this heavy weight all alone

unimaginable path of freedom
washing the red away
from the pale bodies
they travel quietly through the river

the shadows come to mock me
lifting me up to see
the glow that dies
and leaves me
leaves me

the unknown paints a picture
i stand silent near the lake
voices disappear
no one's here

#originalmusic
#dwspiral
🕸 @phobicool
آیا من جاسوسی از کرهٔ ماه هستم؟
یک کمونیست ماه زده؟
یک ضدانقلابی سرمایه دار
از سرزمین گردن کلفت ها؟
نه من فقط سرگردانم از
دشتهای بودا
برای یک فنجان چای خونین.

@phobicool
#آلن_گینربرگ
چشمک زدم از لا به لای ازدحام آمد

آمد جلـو ، انگـار که ماهِ تمام آمد

ساعت دقیقاً رأسِ نُـه...میدانِ آزادی

تا آمدم لب هاش را ...گفتند امام آمد...!!!

🌂 @phobicool
#علی_عطری
در دنیای ممنوعه‌ها هستیم
فردا بوییدن گونه‌ات؛
ممنوع....

🚬 Art Magazine ; Phobicool

#ناظم_حکمت
کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر. و یاد میگیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند. و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت.
سرت را بالا خواهی گرفت با چشم‌هایی باز، با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه. و یاد میگیری که همه‌ی راه‌هایت را هم امروز بسازی. که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست ‌و آینده امکانی برای سقوط به میانه‌ی نزاع در خود دارد.
کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید می سوزاند، اگر زیاد آفتاب بگیری. بعد باغ خود را می‌کاری و روحت را زینت می‌دهی، به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. و یاد می‌گیری که میتوانی تحمل کنی.
که محکم هستی.
که خیلی می‌ارزی.
و می‌آموزی و می‌آموزی
و با هر خداحافظی
یاد می‌گیری.

🕸 @phobicool

#خورخه_لوئیس_بورخس
من در رنج کشیدنِ خودم زندگی می‌کنم و این خوشحالم می‌کند.
هر چیزی که مرا از زیستن در رنجوریم باز دارد برایم تحمل ناپذیر است.

🦗 Art Magazine ; phobicool

_خاطرات سوگواری
#رولان_بارت
فقر و بیماری و تنهایی و مرگ ما
هیچ‌گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد.
منظومه‌ها می‌چرخند و
ما را با خود می‌چرخانند.

🧷 Art Magazine ; phobicool

#حسین_پناهی
ولی اما آخر شب چیست ؟
خاصه هنگامی که تاریکی دیری نمی‌پاید و زمانی نمی‌گذرد که پرنده‌ای می‌نالد.

🧷 Art Magazine ; phobicool

#ویرجینیا_ولف
اولین بار بود که مردن آدمی را می‌دیدم. مرگ را فقط از گفته‌های این و آن می‌شناختم. فوق فوقش آن را در چهره‌ی سنگ شده‌ی جسدی در راه گورستان دیده بودم، یا پیچیده در آرایه‌هایی که آموزگاران تاریخ باستان بر آن پوشانده بودند، مرگ خدعه‌آمیز قیصر، مرگ پاکبازانه‌ی سقراط، مرگ سرافرازانه‌ی کاتو. اما این ستیز نهایی میان بودن و نبودن، نفس مرگ است در کنشی دردناک، فشارنده و تشنج‌آور و بی‌بهره از هر آرایه‌ی سیاسی و فلسفی، مرگ کسی که دوست می‌داری. هیچ‌وقت با چنین چیزی روبرو نشده بودم. گریه نکردم. خوب یادم هست که اصلا گریه نکردم. چشمهام بی‌حالت بود و بُلْه، گلویم گرفته، ذهن‌ام گیج و حیران. چی؟ موجودی به آن نجابت، به آن سربراهی، به آن پاکی، کسی که هیچ‌وقت اشک رنجیدگی به چشم کسی نیاورده بود، مادری سراپا محبت، همسری بی‌غل و غش، می‌بایست این‌جور بمیرد، تباه‌شده، جویده شده زیر دندان تیز مرضی بی‌شفقت؟ این همه به نظرم نابه‌جا و نامعقول می‌آمد...

🛖 Art Magazine ; phobicool

_خاطرات پس از مرگ
#براس_کوباس
👍2
‏آن که دست دوستی،
تنها،
می‌دهد به آن که از پای درش آورد
دست به دیوار،
همیشه دست به دیوار پیش خواهد رفت
و روشنی دهد به هرکه،
هر که پیش آید،
مگر به خویش.

🖇 Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
کلمات را تحقیر می‌کنی ، بکن ؛ محبت و مهر را خوار می‌شمری ، بشمر ؛ هم‌آغوشی را می‌ستایی ، خیلی هم خوب ؛ اما فقط به عشق کاری نداشته باش ، رفیق ! تنها راهی که می‌توانی از طریق آن دریچه‌ای پیدا کنی و نگاهی دزدیده و سریع به ابدیت بیندازی ، همین عشق است !

🪐 Art Magazine ; phobicool

_یادداشت‌های شیطان
#لیانید_آندری‌یف