| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
بعضی چیزها را نمی شود گفت .
بعضی چیزها را احساس می کنید.
رگ و پی شما را می تراشد ، دل شما را آب می کند ،
اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینید که بی رنگ و جلاست.
مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.
عینا همان تابلوست .
اما آن روح ، چیزی که دل شما را می فشارد ، در آن نیست.

@phobicool
_چشمهايش
#بزرگ_علوی
زن اگر بخواهد برود ، می رود ..
حتی اگر از آسمان سنگ ببارد ، چه برسد به باد و برف !
زن هايي كه در باد و برف به راه نمی افتند ، قصد رفتن ندارند .
و گر نه خیلی از آن ها ، در چنين هواهایی به راه افتاده اند !
آن ها وقتی می روند از هيچ چيز نمی ترسند ؛ حتی از مرگ .و اثبات اين حرف ها خیلی سخت نيست !

برای نمونه می توان گفت : اگر كه يك روز ، يخ های قطب شمال ذوب شوند ، جسد بسیاری از زنان ، روی آب می آيد ..!

@phobicool
#رسول_يونان
Forwarded from ساعت چند و نیم (HanYieh SadeGhi)
دیگر به راستی می‌دانم که درد یعنی چه...
درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دلِ آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می‌گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد.
@theMemOriEs
ژوزه مائوروده واسکونسلوس/ درخت زیبای من
نامِ کوچکم عربی‌ست
نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی
کُنیَتَم پارسی.
نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است
و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم
(تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی
این نام زیباترین کلامِ جهان است
و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد).

@phobicool

#احمد_شاملو
_بخشی از شعر در جدال با خاموشی | از دفتر مدایح بی‌صله
اگر در وجودت صدايى ميشنوى كه ميگويد نميتوانى نقاشى كنى، آنگاه هرطور شده نقاشى كن تا آن صدا خاموش شود.

@phobicool

_بخشى از نامه ونگوگ به برادرش تئو
١٨٨٣
گرگ و میش که میشود
ماه را میدزدند
کلاغ ها

و جای خالیش را با قرص خورشید
پر میکنند
تا زیر ذره بینی در زلال نور
رسوایی به بار آورند
از میان شعرهای سیاهی که در تاریکی بغضت را شکست

و در آینه تنها ریمل ریخته ات از مژه ها عیان میکند که
شب را چه غمگنانه سرمه ی چشمت کردی
بی خبر از گرگ و میش
بی خبر از کلاغها
...

بی خبر از اشک هایی که رد پایشان تا عدم ادامه دارد
و عدم یعنی قبری که
به انتظار همآغوشیت زمین را زنده نگه داشته است!

@phobicool
#مهسا_طلوع
«من دوست ندارم آثاری خلق کنم که عموم مردم تماشای‌شان کرده و زیبایی‌شناسانه آن‌ها را سربکشند... من می‌خواهم لگدی به پشت‌شان بزنم تا از خوابِ غفلت بیدار شده و آرامشِ کاذب‌شان پریشان شود.»

@phobicool
#اینگمار_برگمان
ما را برای بیست و چهار
ساعت زندگی،
در امروز
طراحی کرده‌اند و نه بیشتر.
نگرانی امروز برای
مشکلات فردا،
دردی
از ما دوا نخواهد کرد.

@phobicool
#نیچه
امروز زادروز نویسنده بزرگ روسی ؛ فئودور داستایوفسکی
@phobicool