| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
کلیدی در جوی خون افتاد
اینک دو درخت
از عمق سایه به آیین آینه می‌گروند
و کتاب آینه
از میان دو درخت
در سایه می‌چکد
و جوی خون خشکید
و کلید بخار شد
من
در بیراهه ها می‌رفتم
از میان گروهان پرنده که بال‌های شان
را
بر درختان عَرعَر کوبیده بودند
در بازوانم
موجی سرخ می‌رویید
و لرزش کلیدی را در اشک‌هایم حس می‌کردم

@phobicool

#بیژن_الهی
Women in pool of oranges appear headless, USA, ca. 1946 - Bettmann

@phobicool
پاییز را در گوشم زمزمه کن 
جز تو معصومیتی ندارم 
کودکی‌ام به انزوا گذشت 
خسته‌ام از شمارش معکوس 
به تعداد معشوقه‌هایم 
خودکشی کرده‌ام 
طبیعتم،به سوی تو پر کشیدن است 
این معما 
سیم لختی‌ست که در دستانم گرفته ام ...

@phobicool

#کوچوک_اسکندر
من می‌بینم
و سرانگشتم را که به تاراج می‌برید
با پلکم می‌نویسم
با مژه‌هایم نقاشی می‌کنم
با تکان سرم
سرودی می‌سازم
پلنگی آرام بودم
پسرانم را خورده‌اید
با چرمینه‌ای از پوست‌شان
برابر من راه می‌روید
چمدانی پرم
که تحمل هیچ قفلی را ندارم
شیپوری از یاد رفته‌ام که همهمه‌ای ‌شنیدم
و از هیجان نبرد
بر خود می‌لرزم
@phobicool

#شمس_لنگرودی
ایرانه خانم
محسن نامجو
دق که ندانی که چیست گرفتم
دق که ندانی
تو خانم ِ زیبا ...
@phobicool
نوک پرنده را
هرگز مبند !
با بالهایش
آواز خواهد خواند ...

@phobicool
#نصرت_رحمانی
مرا به یاد آور
آن‌گاه که خواهم رفت
آن‌گاه که به سرزمین سکوت خواهم رفت
آن‌گاه که دستان تو دیگر
جایی برای آرمیدن من نخواهد بود ...

@phobicool

#کریستینا_روزتی
👏1
Minstrels (Noblemen's Carol Singers), 1982 - by George Stefănescu-Râmnic (1914 - 2007)

@phobicool
دیوان و پریان
بادها و جزر و مد
در دور دست تازه دریا واپس نشسته
و تو
همچون گیاهى آبى که باد به ملایمت نازش کرده است
بر ماسه‏‌هاى بستر برمى‏‌انگیزى به رؤیا
دیوان و پریان
بادها و جزر و مد را
در دوردست تازه دریا واپس نشسته
اما در چشمان نیم‏‌خفته‌‏ى تو
دو موج کوچک به جاى مانده است
دیوان و پریان
بادها و جزر و مد
دو موج کوچک براى غرقه کردن من.

@phobicool

#ژاک_پره_ور
تنهایی‌ها عمیق‌اند
عمیق
مثل صورت مردگان
حلزون‌ها چقدر تنهایند
به جز آشیانه‌ی خود همراهی ندارند
تنهایی‌ها عمیق‌اند، آشیانه‌ی کوچکم !
و تو در خاموشی‌هایم می‌درخشی
در آتش و روشنی می‌درخشی
و من آن قدر دوستت دارم
که فراموش می‌کنم
زندگی
با بلعیدن زندگان است تنها که ادامه دارد


@phobicool

#شمس_لنگرودی
Portrait of Zacharie Astruc
by Manet Edouard, 1866

@phobicool
باد بی‌جهت نیست
چنین زوزە می‌کشـد،
او فریـاد یک زن مشـرقی پریشـان‌مویـی‌ است
که مردی بر هیبت چاقویی
دنبالش می‌آید
در شعـر یوغ می‌گوید
ای فریاد خونین زن
خواهان چگونه برابری هستـی
که بـرسی به من؟!
که هنوز مردی هستـم
نگهبـان خرافات و یوغ در گردن اوهام و
عقلم در زندان اسـت...

Art Magazine ; Phobicool

#شیرکو_بیکس