| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
مثل دریا در پرتو خونین ماه
ما همدیگر را در آغوش گرفته و کنار پنجره می‌ایستیم
مردم از خیابان رو به بالا
به ما نگاه می‌کنند
این زمانی است که آن‌ها می‌دانستند
زمانی است که سنگ تلاش می‌کند به گل دادن
زمان مضطرب قلبی تپنده داشت.
زمانش هست
زمانش بود
زمانش هست.

@phobicool

#پل_سلان
بر بلندای درد ایستاده ام،
سیاه مست تنهایی خویش
و باد را شبانی می کنم ...
تمامی سرمایه ام بغض است و اندوه
که آنها را-
در زمان حکومت « حضرت هیچ»،
با طراوت جوانی ام تاخت زده ام.
اینک بر آنم
تا در دردهای تبعیدی ام
پری بشویم
که دوگانه ی هجرت را
از خون وضویی باید !

@phobicool

#پیرایه_یغمایی
بی‌آرزو چه می‌کنی ای دوست؟

به ملال،
در خود به ملال
با یکی مُرده سخن می‌گویم.
شب، خامُش اِستاده هوا
وز آخرین هیاهوی پرندگانِ کوچ
دیرگاه‌ها می‌گذرد.
اشکِ بی‌بهانه‌ام آیا
تلخه‌ی این تالاب نیست؟
از این گونه
بی‌اشک
به چه می‌گریی؟
مگر آن زمستانِ خاموشِ خشک
در من است
به هر اندازه که بیگانه‌وار
به شانه‌بَرَت سَر نهم
سنگ‌باری آشناست
سنگ‌باری آشناست غم ...
@phobicool
#احمد_شاملو
Anne Magill
1
پیش از صدای خروسان
باور کردم
که پلک‌های تو
کتاب صبح را گشود.

@phobicool

#بیژن_الهی
آمدند تا اشتباهات تو را به من بگویند
یکی یکی
خودشان را معرفی کردند
بلند بلند
می‌خندیدم وقتی این کار را می‌کردند
من همه‌ی آنها را به خوبی از قبل می‌شناختم
آه ، آنها کورند
آنها بیش از حد کورند برای دیدن ...
_ گناهان تو باعث شده بود که بیشتر عاشقت باشم ! _

@phobicool

#سارا_تیس_دیل
سالمندان را دوست داشتم
اما سالمندی را نه
پیری همه چیز را از آدم میگرفت
از حافظه گرفته تا قوای جنسی
میدانی که دیگر آخر خطی
فعل هایت همه ماضی میشوند
تقریبا مانند میزبانی هستی که دوست دارد آزاد باشد
اما در عین حال میداند که به زودی کسی زنگ در را خواهد زد
منتظر مرگ بودن
بدتر از خود مرگ است

@phobicool

#چارلز_بوکوفسکی
Shirley Levitt with cat, ca. 1962 - by André de Dienes (1913 - 1985)

@phobicool
کلیدی در جوی خون افتاد
اینک دو درخت
از عمق سایه به آیین آینه می‌گروند
و کتاب آینه
از میان دو درخت
در سایه می‌چکد
و جوی خون خشکید
و کلید بخار شد
من
در بیراهه ها می‌رفتم
از میان گروهان پرنده که بال‌های شان
را
بر درختان عَرعَر کوبیده بودند
در بازوانم
موجی سرخ می‌رویید
و لرزش کلیدی را در اشک‌هایم حس می‌کردم

@phobicool

#بیژن_الهی
Women in pool of oranges appear headless, USA, ca. 1946 - Bettmann

@phobicool
پاییز را در گوشم زمزمه کن 
جز تو معصومیتی ندارم 
کودکی‌ام به انزوا گذشت 
خسته‌ام از شمارش معکوس 
به تعداد معشوقه‌هایم 
خودکشی کرده‌ام 
طبیعتم،به سوی تو پر کشیدن است 
این معما 
سیم لختی‌ست که در دستانم گرفته ام ...

@phobicool

#کوچوک_اسکندر