| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
حیاط خانۀ ما تنهاست
حیاط خانۀ ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
و حوضِ خانۀ ما خالی است.
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانۀ ماهی ها
شبها صدای سرفه می آید.
حیاط خانۀ ما تنهاست.

🪵 Art Magazine ; phobicool

#فروغ_فرخزاد
دلم برای باغچه می‌سوزد
آن روزها
مادر
در یک تشت پرآب
با کمی صابون و
چند تکه لباس
خورشید را می شست
آن روزها
همه ی لباسهای من
بوی آفتاب می داد

☀️ phobicool

#واهه_آرمن
از همان آغاز
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم
هر دو گم شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان ...

🗽 Art Magazine ; phobicool

#واهه_آرمن
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (kami)
بهار آمده، آه!
کسی نمی‌داند از چه راه.

| آنتونیو ماچادو |

بهارتون مبارک
بهترین‌ها رو براتون آرزومندم 🌹🍃
معشوق جان به بهار آغشته‌ی منی ، اگر تو مرا نبینی من هم نمی‌بینَمَم ...

#رضا_براهنی
تو تا آخر عمر
دچار من خواهی بود
و تظاهر می‌کنی نیستی
مقایسه تو را از پا در خواهد آورد
_من می‌دانم به کجای قلبت شلیک کرده‌ام_
تو دیگر خوب نخواهی شد ...

@phobicool

#افشین_یداللهی
افشین یداللهی | تو دیگر خوب نخواهی شد
t.me//phobicool
آنقدر درگیر من بوده‌ای
که بعد از رفتنم
باید تا آخر عمر
تظاهر کنی عاشق کسان دیگری
تظاهر کنی عاشقانه کنارشان می‌خوابی
تظاهر کنی عاشق من شدنت اشتباه بود ...
@phobicool

#افشین_یداللهی
مگر نمی‌شود آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد و برای خودش گریه کند ؟
@phobicool
#عباس_معروفی
In a lesson of credence with the sexton
by Vladimirov Ivan , 1913

🪜 p h o b i c o o l
Forwarded from ساعت چند و نیم ()
یخ آب می‌شود در روح من
در اندیشه‌هایم
بهار
حضور‌ توست
بودنِ توست

ساعت چند و نیم

#مارگوت_بیکل
با آمدنت فریب‌ام دادی
یا با رفتنت ؟
_ کاش هرگز تو را نمی‌دیدم
تا همیشه سراغ‌ات را
از فرشتگان می‌گرفتم
تا تلخ ترین شعرم را هرگز
در گوش خدا نمی‌خواندم _
کاش هرگز تو را نمی‌دیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دل‌شدگی
و نه مشتی شعر ...

@phobicool

#واهه_آرمن
دلم می خواست شبی که می‌رفتی،
اتفاقِ ساده ای می افتاد؛
راه را گم می‌کردی،
فاخته ای کوکو می‌کرد و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد،
باران می گرفت...
بیدار می شدم، بیدارت می کردم
و ادامه این خواب را تو تعریف می‌کردی...

@phobicool
#واهه_آرمن
👍1
ساعت چند و نیم
https://t.me/ChehrAziGp
صبح توهمی ست.
شبی ست که بیهوده شلوغش کردید.

#چهرازی#جمشید#دلبر#حبیب#دیگران

💛 چت غیر اخلاقی = ریپورت

https://t.me/ChehrAziGp

دلمون تنگه.
تو بیا !