در من بیا برقصا
«کشتی شکستگانیم»
بدجور خستگانیم!
از هم گسستگانیم
با من برقص یکسر
در جنگ نابرابر
«آسایش دو گیتی!!
تفسیر این دو حرف است:»
از دشمنان گلوله
از دست دوست، خنجر
که موسم بهار است
@phobicool
#سیدمهدی_موسوی
«کشتی شکستگانیم»
بدجور خستگانیم!
از هم گسستگانیم
با من برقص یکسر
در جنگ نابرابر
«آسایش دو گیتی!!
تفسیر این دو حرف است:»
از دشمنان گلوله
از دست دوست، خنجر
که موسم بهار است
@phobicool
#سیدمهدی_موسوی
همیشه خود را زیر سایهی فرد دیگری دیدهام هرچند که مجبور نیستم خودم را با برادرانی باهوشتر یا خواهرانی خوشگلتر از خودم مقایسه کنم.
گریزی نیست از سایههایی که در این فصلِ روبهتاریکی همهجا را در بر میگیرند.
از زیر سایهی خانوادههایمان هم نمیتوان گریخت.
و گاهی دلتنگ سایهی خوشایندی میشوم که یک همدم میتواند برای آدم فراهم کند.
🥂Art Magazine ; phobicool
#جومپا_لاهیری
_ پاتوقها
گریزی نیست از سایههایی که در این فصلِ روبهتاریکی همهجا را در بر میگیرند.
از زیر سایهی خانوادههایمان هم نمیتوان گریخت.
و گاهی دلتنگ سایهی خوشایندی میشوم که یک همدم میتواند برای آدم فراهم کند.
🥂Art Magazine ; phobicool
#جومپا_لاهیری
_ پاتوقها
حیاط خانۀ ما تنهاست
حیاط خانۀ ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
و حوضِ خانۀ ما خالی است.
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانۀ ماهی ها
شبها صدای سرفه می آید.
حیاط خانۀ ما تنهاست.
🪵 Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
دلم برای باغچه میسوزد
حیاط خانۀ ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
و حوضِ خانۀ ما خالی است.
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانۀ ماهی ها
شبها صدای سرفه می آید.
حیاط خانۀ ما تنهاست.
🪵 Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
دلم برای باغچه میسوزد
آن روزها
مادر
در یک تشت پرآب
با کمی صابون و
چند تکه لباس
خورشید را می شست
آن روزها
همه ی لباسهای من
بوی آفتاب می داد
☀️ phobicool
#واهه_آرمن
مادر
در یک تشت پرآب
با کمی صابون و
چند تکه لباس
خورشید را می شست
آن روزها
همه ی لباسهای من
بوی آفتاب می داد
☀️ phobicool
#واهه_آرمن
از همان آغاز
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم
هر دو گم شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان ...
🗽 Art Magazine ; phobicool
#واهه_آرمن
راه ما کمی از هم جدا بود
تو مثل یک شاعر
عاشق بودی
و من مثل یک عاشق
شعر می سرودم
هر دو گم شدیم
من در پایان یک رویا
تو در یک شعر بی پایان ...
🗽 Art Magazine ; phobicool
#واهه_آرمن
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (kami)
بهار آمده، آه!
کسی نمیداند از چه راه.
| آنتونیو ماچادو |
بهارتون مبارک
بهترینها رو براتون آرزومندم 🌹🍃
کسی نمیداند از چه راه.
| آنتونیو ماچادو |
بهارتون مبارک
بهترینها رو براتون آرزومندم 🌹🍃
تو تا آخر عمر
دچار من خواهی بود
و تظاهر میکنی نیستی
مقایسه تو را از پا در خواهد آورد
_من میدانم به کجای قلبت شلیک کردهام_
تو دیگر خوب نخواهی شد ...
@phobicool
#افشین_یداللهی
دچار من خواهی بود
و تظاهر میکنی نیستی
مقایسه تو را از پا در خواهد آورد
_من میدانم به کجای قلبت شلیک کردهام_
تو دیگر خوب نخواهی شد ...
@phobicool
#افشین_یداللهی
افشین یداللهی | تو دیگر خوب نخواهی شد
t.me//phobicool
آنقدر درگیر من بودهای
که بعد از رفتنم
باید تا آخر عمر
تظاهر کنی عاشق کسان دیگری
تظاهر کنی عاشقانه کنارشان میخوابی
تظاهر کنی عاشق من شدنت اشتباه بود ...
@phobicool
#افشین_یداللهی
که بعد از رفتنم
باید تا آخر عمر
تظاهر کنی عاشق کسان دیگری
تظاهر کنی عاشقانه کنارشان میخوابی
تظاهر کنی عاشق من شدنت اشتباه بود ...
@phobicool
#افشین_یداللهی
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
با آمدنت فریبام دادی
یا با رفتنت ؟
_ کاش هرگز تو را نمیدیدم
تا همیشه سراغات را
از فرشتگان میگرفتم
تا تلخ ترین شعرم را هرگز
در گوش خدا نمیخواندم _
کاش هرگز تو را نمیدیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دلشدگی
و نه مشتی شعر ...
@phobicool
#واهه_آرمن
یا با رفتنت ؟
_ کاش هرگز تو را نمیدیدم
تا همیشه سراغات را
از فرشتگان میگرفتم
تا تلخ ترین شعرم را هرگز
در گوش خدا نمیخواندم _
کاش هرگز تو را نمیدیدم
آن وقت
نه بغضی در گلویم بود
نه دلشدگی
و نه مشتی شعر ...
@phobicool
#واهه_آرمن