| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
اصلا طور دیگر فکر می‌کردم؛ طور دیگر حس می‌کردم و نمی‌توانستم خودم را از دست او، از دست دیوی که در من بیدار شده بود نجات بدهم. همینطور که دستم را جلوی صورتم گرفته بودم بی‌اختیار زدم زیر خنده، یک خنده سختتر از اول که وجود مرا به لرزه انداخت. خنده عمیقی که معلوم نبود از کدامچاله گمشده بدنم بیرون می‌امد! خنده تهی که فقط در گلویم می‌پیچید و از میان تهی درمی‌آمد.
من پیرمردخنزری شده بودم.

🦉 Art Magazine ; phobicool

_بوف کور
#صادق_هدایت
تنها مرگ است که دروغ نمی‌گوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود می‌کند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگی نجات می‌دهد، و در ته زندگی اوست که مارا صدا می‌زند و به سوی خودش می‌خواند.

🦉 Art Magazine ; phobicool

#صادق_هدایت
_بوف کور
شبيه شهر پس از جنگ، مملو از خونم
كه زنده زنده ميان اتاق، مدفونم ...

🎩 Art Magazine ; phobicool

#سیدمهدی_موسوی
اگر خواب یا بیداری
در تابوتت نبود
میتوانستی به دست‌هایت
به دست‌های در دست‌هایت
دست به دست
پر و بال دهی
اگر خلسه‌هایت بی‌رمق نبود
حتی در چار کلامی چاروادار
که گویمت
تا بوت کنم از رخنه‌ی تابوت
می‌توانستی آرامتر بگذاری و بگذری
من نیز دیر زمانيست
میخکوب شده‌ام
و گاه نمی‌دانم چرا هايکویی میشوی هم قد آغوش این تابوت تابو‌ساز ..

🗿 @phobicool
#مهسا_طلوع
_خونابه
Venus Rising From the Sea---A Deception
Raphaelle Pealeca. 1822
The Nelson-Atkins Museum of Art

🪐 p h o b i c o o l
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با گذر زمان، همه چیز از یاد می‌رود...

#دالیدا (نام اصلی Iolanda Cristina Gigliotti) خواننده مصری تبار فرانسوی است.

🌪 phobicool
با زیر نویس
ای دوست ! می‌خواهی به من دهی
خانه‌ات را در برابر اسبم
آینه‌ات را در برابر زین و برگم
قبایت را در برابر خنجرم ؟…
من این چنین غرقه به خون
از گردنه‌های کابرا باز می‌آیم

🪡 Art Magazine ; phobicool

#فدریکو_گارسیا_لورکا ترجمه از احمد شاملو
گیسو
دورش‌ بپیچم‌ و
دورم‌ بپیچد
افشان شود ترنم در سلول‌ها و خاک ذره ذره تنم را به
گوش‌هاش‌ بچسباند‌
گاهی ستاره‌ای از آب برداردم‌
گاهی جزیره‌ای
خرسنگ‌های خود را بسنجد
با وزن واژه‌هایی‌ کز گلویم بر می‌آید‌
آن‌گاه لب به شب بچسبانم و غریو برآرم
تا قعر این تاریکی بترکد و فواره‌ای خیز بردارد
که نقطه‌های اتکای زمین را بیفشاند‌ و بتاباند بر خلاء‌
شسته شود
این سایه‌ی لزج کز دیری‌
افتاده است یک پهلو بر زباله‌های خونین
و تن برون زند از چاک هر گریبان
سیاره‌های روح فراتر رسند و مردمک‌ها
بتابند
رقص جهان گرایش اندامت‌ را بیاموزد‌
زیبایی‌ از اشاره‌ی‌ پیراهنت‌ بیاید
بنشیند بر سنگ و
سنگ
از انتهای غار‌
نزدیک شود
تا چهره‌ی جدیدش‌ را در یابد ...

🪨 Art Magazine ; phobicool

#محمد_مختاری
گفتم: چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده
گفت: کارم از تکیه گذشته!
دلم می خواهد توی بغلت بمیرم.


🌫 @phobicool
#عباس_معروفی
🕊1
ناگه از آفاق دور ناشناس،
برق توفان ظلمت شب را شکافت
و زمین لرزید
و تنم از تارکش تا پای
چون درختی برق خورد، تیر خورده، در هوا
از میان بشکافت
از میان این شکاف
روح تو بیرون پرید،
اکنون
قطره‌های سرد باران در شب نمناک
بر سر خاکسترم یکریز می‌ریزند
و درختان دگر در جنگل تاریک این دنیا
نمی‌دانم چرا خاموش می‌گریند

🪵 Art Magazine ; phobicool

#رضا_براهنی
گفتم: چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده
گفت: کارم از تکیه گذشته!
دلم می خواهد توی بغلت بمیرم.

🌫 phobicool
#عباس_معروفی
پشت خطّ مقدم ایستاده ام
کنار دو پنجره ی معلق نشسته ام
میان حرف ها گریسته ام
بین خودم و خودت مانده ام
شاید که روزی اولویت داشته باشم
میان دو هجای مسخ شده در نگاهت
که حالا با من غریبه ست و با دیگری دست به عصا ..
پشت خطّ مقدم ایستاده ام
کارزاری روبرویم
رو به جنونی دوّار باز
میان هر کلمه گریسته ام
پشت خطّ مقدم
دلم را ، تو را و همه را که تویی
مین گذاری کرده ام
مین به مین از تو عاقبت خواهم گذشت ..

🦿Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
چه خبر؟ مرگِ حق‌حق و هوهو. 
لال شد مرغ و نغمه رفت از یاد، 
تا که گنگانِ ده‌زبانِ دورو 
نازمستی کنند و جلوه‌گری. 

🪘Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
The Eve of Saint Agnes
by Millais John Everett , 1863

🍾 p h o b i c o o l