نورت را بلعیدم
حضورت را بلعیدم
نورت را
دودت را
همه وجودت را
حالا که آن دو پای بلورین به قاب برنگشت
حالا که سطح را بر سیامستی غلبه نیست.
نورت را بلعیدم
حالا که گویند: «سفید رنگ نیست»
حالا که تهوعام از جهل و سهل بر میآید
سوت و کور باش که تو نیز همانی که غمت بر آلودگی نیست
نگراییده بر دانش که این خود سندی به دیوانگی است
در پس قاب بیاختیار
باید زیبارویی بگرید حتماً؟
کارت نباشد
تو دور باش
نور باش
سوت و کور باش . . .
@phobicool
#محسن_نامجو 🤍
_ دُرّابِ مَخدوش
حضورت را بلعیدم
نورت را
دودت را
همه وجودت را
حالا که آن دو پای بلورین به قاب برنگشت
حالا که سطح را بر سیامستی غلبه نیست.
نورت را بلعیدم
حالا که گویند: «سفید رنگ نیست»
حالا که تهوعام از جهل و سهل بر میآید
سوت و کور باش که تو نیز همانی که غمت بر آلودگی نیست
نگراییده بر دانش که این خود سندی به دیوانگی است
در پس قاب بیاختیار
باید زیبارویی بگرید حتماً؟
کارت نباشد
تو دور باش
نور باش
سوت و کور باش . . .
@phobicool
#محسن_نامجو 🤍
_ دُرّابِ مَخدوش
چه عهدِ شومِ غریبی !
زمانه صاحبِ سگ ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ،
ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم
که آفتاب بیاید ... نیامد
Phobicool
#رضا_براهنی
زمانه صاحبِ سگ ؛ من سگش
چو راندم از درِ خانه ،
ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم
که آفتاب بیاید ... نیامد
Phobicool
#رضا_براهنی
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
شعر هایم
طلسم شده
در کلمه ات روان
پریش
بی گمان، بی مکث ، بی کرایه
□ ساعت چند و نیم
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* این هايکو قابله است ! ..
طلسم شده
در کلمه ات روان
پریش
بی گمان، بی مکث ، بی کرایه
□ ساعت چند و نیم
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* این هايکو قابله است ! ..
دلم میخواهد
دار و ندارم را
آهسته و پنهانی
در دلت جا بگذارم
و برای همیشه ها و دور دست ها
دست تکان دهم
و بار دیگر
تنهاییم را در آغوش کودکی ام
به بغل گرفته
و آهسته و پنهانی
خوابی ناتمام بماند به یادگار
به زودی در جریده ای
اخبارگونه بخوان برای هر که رسید
و هر که نرسید و واماند
🪐 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_,خونآبه
دار و ندارم را
آهسته و پنهانی
در دلت جا بگذارم
و برای همیشه ها و دور دست ها
دست تکان دهم
و بار دیگر
تنهاییم را در آغوش کودکی ام
به بغل گرفته
و آهسته و پنهانی
خوابی ناتمام بماند به یادگار
به زودی در جریده ای
اخبارگونه بخوان برای هر که رسید
و هر که نرسید و واماند
🪐 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_,خونآبه
هزار بار
و هرگونه راه بیفتم به هم نمیرسیم
هزار بار از هر جا
در هندسهی عشق
خطها
یا متوازیاند یا متقاطع
یا تنها رها در هوا ...
🪡 Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
و هرگونه راه بیفتم به هم نمیرسیم
هزار بار از هر جا
در هندسهی عشق
خطها
یا متوازیاند یا متقاطع
یا تنها رها در هوا ...
🪡 Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
آدمی گاهی
آنچنان دلتنگ کسی میشود
که او
اگر از این دلتنگی
با خبر شود
از نبودنش شرمسار خواهد شد ...
🦗 Art Magazine ; phobicool
#عزیز_نسین
آنچنان دلتنگ کسی میشود
که او
اگر از این دلتنگی
با خبر شود
از نبودنش شرمسار خواهد شد ...
🦗 Art Magazine ; phobicool
#عزیز_نسین
وقتی که شما از کشتنِ ما فارغ شدهاید
وقتی که دیگر پاهای ما از چوبهی دار آویزان نیست
وقتی که در برابر جوخههای اعدام دیگر چشمِ بستهای نیست
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
وقتی که ما را دسته دسته چال کنند
وقتی که ما دیگر اعتراف نمیتوانیم کردن
وقتی که نه ناخن، نه دندان، نه پا و نه دستی از ما باقی است تا شما را سرگرم کند
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
تمام قدرت پیامبری و پیشبینی انسان، به شما که میاندیشد، عقیم میشود
انسان در برابر شما میپژمرد، مثل گلی که به ناگهان بپژمرد
به ما بگویید
وقتی که ما مردهایم و شما هنوز زندهاید
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
🫀Art Magazine ; phobicool
_ظل الله
#رضا_براهنی
وقتی که دیگر پاهای ما از چوبهی دار آویزان نیست
وقتی که در برابر جوخههای اعدام دیگر چشمِ بستهای نیست
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
وقتی که ما را دسته دسته چال کنند
وقتی که ما دیگر اعتراف نمیتوانیم کردن
وقتی که نه ناخن، نه دندان، نه پا و نه دستی از ما باقی است تا شما را سرگرم کند
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
تمام قدرت پیامبری و پیشبینی انسان، به شما که میاندیشد، عقیم میشود
انسان در برابر شما میپژمرد، مثل گلی که به ناگهان بپژمرد
به ما بگویید
وقتی که ما مردهایم و شما هنوز زندهاید
شما چه خواهید کرد ای جلادان عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
ای جلادانِ عالیمرتبهی من!
🫀Art Magazine ; phobicool
_ظل الله
#رضا_براهنی
آسمان بر باد خواهد شد:
دختر روستا،
به زیر درخت گیلاس،
سرشار از فریادهای سرخ،
در حسرت توام
تو را آرزومندم.
آسمان رنگ خواهد باخت…
گر تو درک میکردی این،
با گذارت، در پس درخت
مرا بوسهای میدادی.
🌳 Art Magazine ; phobicool
#فدریکو_گارسیا_لورکا
دختر روستا،
به زیر درخت گیلاس،
سرشار از فریادهای سرخ،
در حسرت توام
تو را آرزومندم.
آسمان رنگ خواهد باخت…
گر تو درک میکردی این،
با گذارت، در پس درخت
مرا بوسهای میدادی.
🌳 Art Magazine ; phobicool
#فدریکو_گارسیا_لورکا
آهسته
آرام، دستات را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتانات درهم میشکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو.
🌬 Art Magazine ; phobicool
#غاده_السمان
آرام، دستات را بر من بگذار
و همچون روزگارت
مرا سخت مفشار
که در میان انگشتانات درهم میشکنم
بیش از این نزدیک میا
بیش از این دور مرو.
🌬 Art Magazine ; phobicool
#غاده_السمان
معشوق من
انسان سادهئیست
انسان سادهئی که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانۀ یک مذهب شگفت
در لابلای بوته پستانهایم
پنهان نمودهام…
🪡Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
انسان سادهئیست
انسان سادهئی که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانۀ یک مذهب شگفت
در لابلای بوته پستانهایم
پنهان نمودهام…
🪡Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
هرگز، بعد از آن شب، مهلتی برای گفتنِ آنچه بر من گذشت به دست نیامد. واژهها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگیسوز، واژهها در وجود من بستند. من یازدهسال تشنگی گفتن را به این شهر آوردهام. رهگذران! به سخنان من گوش بدهید! من پیش از این بارها گفته بودم که التماس شُکوه زندگی را فرو میریزد. تمنّا، بودن را بیرنگ میکند. و آنچه از هر استغاثه به جای میماند ندامت است.
تو همانگاه بود که میتوانستی روز را در من برویانی. در تو نگریستم و صدای سگ ها شب را در اعماق من بیدار کرد.
هلیا! هلیا! در آن لحظه های عذاب آفرین کجا بودی؟
🎩 Art Magazine ; phobicool
#نادر_ابراهیمی
_ بار دیگر شهری که دوست میداشتم
تو همانگاه بود که میتوانستی روز را در من برویانی. در تو نگریستم و صدای سگ ها شب را در اعماق من بیدار کرد.
هلیا! هلیا! در آن لحظه های عذاب آفرین کجا بودی؟
🎩 Art Magazine ; phobicool
#نادر_ابراهیمی
_ بار دیگر شهری که دوست میداشتم