شاید که باد عطر تن او را
از لای در به بستر من ریزد
از روی برگهای گل زنبق
آوازهای گم شده برخیزد
@phobicool
#نصرت_رحمانی
از لای در به بستر من ریزد
از روی برگهای گل زنبق
آوازهای گم شده برخیزد
@phobicool
#نصرت_رحمانی
تنها یکبار میتوانست
در آغوشاش کِشَد
و میدانست آنگاه چون بهمنی فرو میریزد
و میخواست به آغوشام پناه آورد؛
ناماش برف بود
تناش برفی
قلباش از برف
و تپشاش صدای چکیدن برف
بر بامهای کاهگلی،
و من او را
چون شاخهای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم ...
🫁 Art Magazine ; phobicool
#بیژن_الهی
در آغوشاش کِشَد
و میدانست آنگاه چون بهمنی فرو میریزد
و میخواست به آغوشام پناه آورد؛
ناماش برف بود
تناش برفی
قلباش از برف
و تپشاش صدای چکیدن برف
بر بامهای کاهگلی،
و من او را
چون شاخهای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم ...
🫁 Art Magazine ; phobicool
#بیژن_الهی
زیبای من، یک روز می رسد که نه من هستم، نه تو هستی، نه کسی که اینگونه که من تو را دوست می دارم دیگری را دوست بدارد ...
🗽 Art Magazine ; phobicool
#سید_تقی_سیدی
🗽 Art Magazine ; phobicool
#سید_تقی_سیدی
دراین شب سیاه
کسی مرا درآغوش نمیگیرد
همه به من پشت کردهاند
صندلیهای اتاق
تابلوهای روی دیوار
حتی چشمهای تو هم درون این قاب
همه به من پشت کردهاند
و خودشان را پنهان میکنند
کنار تو ماندن
ماندن در تاریکیست
وقتی چشمانم هیچ نمیبیند
اینجا هستی نیست
همهاش نابودیست
🗿 Art Magazine ; phobicool
#سهام_الشعشاع
کسی مرا درآغوش نمیگیرد
همه به من پشت کردهاند
صندلیهای اتاق
تابلوهای روی دیوار
حتی چشمهای تو هم درون این قاب
همه به من پشت کردهاند
و خودشان را پنهان میکنند
کنار تو ماندن
ماندن در تاریکیست
وقتی چشمانم هیچ نمیبیند
اینجا هستی نیست
همهاش نابودیست
🗿 Art Magazine ; phobicool
#سهام_الشعشاع
شعر هایم
طلسم شده
در کلمه ات روان
پریش
بی گمان، بی مکث ، بی کرایه
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* این هايکو قابله است ! ..
طلسم شده
در کلمه ات روان
پریش
بی گمان، بی مکث ، بی کرایه
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* این هايکو قابله است ! ..
و صداييست که مرا میخواند
کفش هایم جفت
و در انقدر باز بوده که غژغژکنان
از تندى باد مينالد
میدانم منظورشان این است که نمان
بس است ترا
در و دیوار و باد متفق القول اند
آری ..
به گمان ،
سر به شانه ام تکیه میدهم اینبار و میگویم
چشم
چشم به روی چشمتان
قسم به تو
و به چشمان سيات
و از خجالت رو به باد
به در ميگویند که دیوار بشنود ..!
پشت به درهاتان که حزب بادند و غژشان تآسمان ميگويند
برو ..
شهوت و شتاب رفتن را در من
به ارگاسم زمان می رساند
ميان ناله هاتان
امشب باید بروم ،
برای رسیدن هایش که دیر
برای بوسيدنشهایش که
آه
از دور ..
امشب باید بروم.
Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
Painting by MasTolou
کفش هایم جفت
و در انقدر باز بوده که غژغژکنان
از تندى باد مينالد
میدانم منظورشان این است که نمان
بس است ترا
در و دیوار و باد متفق القول اند
آری ..
به گمان ،
سر به شانه ام تکیه میدهم اینبار و میگویم
چشم
چشم به روی چشمتان
قسم به تو
و به چشمان سيات
و از خجالت رو به باد
به در ميگویند که دیوار بشنود ..!
پشت به درهاتان که حزب بادند و غژشان تآسمان ميگويند
برو ..
شهوت و شتاب رفتن را در من
به ارگاسم زمان می رساند
ميان ناله هاتان
امشب باید بروم ،
برای رسیدن هایش که دیر
برای بوسيدنشهایش که
آه
از دور ..
امشب باید بروم.
Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
Painting by MasTolou
❤1
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
هر کلمه فرشتهایست
که از عریانی میلرزد...
| بیژن الهی |
که از عریانی میلرزد...
| بیژن الهی |
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#شمس_لنگرودی
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#شمس_لنگرودی
...خیابانها بیحضور تو راههای آشکار جهنماند
تو پرندهیی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنهی تابستانی
که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند
آشیانهی رودی از برف
که از قلههای بهار فرو میریزد.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#شمس_لنگرودی
تو پرندهیی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنهی تابستانی
که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند
آشیانهی رودی از برف
که از قلههای بهار فرو میریزد.
🧷 Art Magazine ; phobicool
#شمس_لنگرودی
Aman
Shahin Najafi
به او که معنی دوریست
که انتهای صبوریست
به خندههاش که زوریست
نگاه کردم و گریه
امان نداد بمانم ...
🎼 @phobicool
که انتهای صبوریست
به خندههاش که زوریست
نگاه کردم و گریه
امان نداد بمانم ...
🎼 @phobicool
👍1
کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانه ام؟
معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟
کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم!
کاش!
🗽 Art Magazine ; phobicool
#حسین_پناهی
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانه ام؟
معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟
کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم!
کاش!
🗽 Art Magazine ; phobicool
#حسین_پناهی