| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Es inútil toda huída
Eduardo Kingman , 1980

🔳 p h o b i c o o l
در ما نه چشم‌داشتی بود،
نه ترسی، نه امیدی،
فقط آرزوی دوردستی بود...

🖇 Art Magazine ; phobicool

#ابراهیم_گلستان
شاید که باد عطر تن او را 
از لای در به بستر من ریزد 
از روی برگ‌های گل زنبق 
آوازهای گم شده برخیزد

@phobicool

#نصرت_رحمانی
تنها یک­‌بار می‌­توانست
در آغوش‌اش کِشَد
و می­‌دانست آن‌گاه چون بهمنی فرو می­‌ریزد
و می­‌خواست به آغوش‌ام پناه آورد؛
نام‌اش برف بود
تن‌­اش برفی
قلب‌اش از برف
و تپش‌اش صدای چکیدن برف
بر بام‌های کاه‌­گلی،
و من او را
چون شاخه­‌ای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می­‌داشتم ...

🫁 Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
The Red Dragon and the Woman Clothed with the Sun
by Blake William , 1805

🦗 p h o b i c o o l
زیبای من، یک روز می رسد که نه من هستم، نه تو هستی، نه کسی که اینگونه که من تو را دوست می دارم دیگری را دوست بدارد ...

🗽 Art Magazine ; phobicool

#سید_تقی_سیدی
دراین شب سیاه
کسی مرا درآغوش نمی‌گیرد
همه به من پشت کرده‌اند
صندلی‌های اتاق
تابلوهای روی دیوار
حتی چشم‌های تو هم درون این قاب
همه به من پشت کرده‌اند
و خودشان را پنهان می‌کنند
کنار تو ماندن
ماندن در تاریکی‌ست
وقتی چشمانم هیچ نمی‌بیند
اینجا هستی نیست
همه‌اش نابودی‌ست

🗿 Art Magazine ; phobicool

#سهام_الشعشاع
شعر هایم
طلسم شده
در کلمه ات روان
پریش
بی گمان، بی مکث ، بی کرایه

Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
* این هايکو قابله است ! ..
و صداييست که مرا میخواند
کفش هایم جفت
و در انقدر باز بوده که غژغژکنان
از تندى باد مينالد
میدانم منظورشان این است که نمان
بس است ترا
در و دیوار و باد متفق القول اند
آری ..
به گمان ،
سر به شانه ام تکیه میدهم اینبار و میگویم
چشم
چشم به روی چشمتان
قسم به تو
و به چشمان سيات
و از خجالت رو به باد
به در ميگویند که دیوار بشنود ..!
پشت به درهاتان که حزب بادند و غژشان تآسمان ميگويند
برو ..
شهوت و شتاب رفتن را در من
به ارگاسم زمان می رساند
ميان ناله هاتان
امشب باید بروم ،
برای رسیدن هایش که دیر
برای بوسيدنشهایش که
آه
از دور ..
امشب باید بروم.
Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
Painting by MasTolou
1
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
هر کلمه فرشته‌ایست
‏که از عریانی می‌لرزد...


| بیژن الهی |
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم.

🧷 Art Magazine ; phobicool

#شمس_لنگرودی
...خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد.

🧷 Art Magazine ; phobicool

#شمس_لنگرودی
Aman
Shahin Najafi
به او که معنی دوریست
که انتهای صبوریست
به خنده‌هاش که زوریست
نگاه کردم و گریه
امان نداد بمانم ...

🎼 @phobicool
👍1