| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
کنار پنجره سیگار می‌کشم تنها
به فکر سبزه‌ی عیدم در این شب قرمز
که قول داده‌ای و داده‌ام به ماهی‌ها
بهار را از خاطر نمی‌برم هرگز

🦗Art Magazine ; phobicool

#سیدمهدی_موسوی
حس می‌کنم
از شما که سخن می‌گویم
گلبرگی نازک از تنتان می‌کنم.
چگونه می‌توانم از تمام شما سخن بگویم
بی آنکه بچینمتان
بی آنکه از شاخه جداتان کنم.
من شادمانب موری را می‌ستایم
که از تپه‌های گلبرگهای شما بالا می‌رود
تا پیش از درخشش آفتاب
چيزی به خانه‌اش برساند.
نمی‌خواهم بچینمتان
کاش چون موری در میان شما می‌گشتم
در جاده‌های معطر خونینتان
و هدیه به سفره دیگران می‌بردم.

🪰 Art Magazine ; phobicool

#شمس_لنگرودی
_ ۲۲ مرثیه در تیر ماه
•Saint Francis Borgia at the Deathbed of an Impenitent (detail. 1788)
By Francisco de Goya

🦉 p h o b i c o o l


چگونه رگهام را ندَرَم
و نردبانی نسازم ازشان
برای گریختن به طرفِ دیگرِ شب؟

#آلخاندرا_پیتارنیک
Sorry
Halsey
I'm sorry to my unknown lover
Sorry that I can't believe that anybody ever really
Starts to fall in love with me

🎼 phobicool
شب بسته بود
و میخاندم:
(به مُشتت گرماست،
بازم کن)

و میخاندم:
((مُشتم بسته‌ست
مُشتم بسته‌ست...))

🪡 Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
_جوانی‌ها
"حرف هايتان راجع به عشق کمی گیج کننده است بالاخره نفهمیدیم کلیدی گمشده است یا تصویری پیدا؟

نصرت: راحت تر بگویم. دلتان می خواهد همان سیگاری را که دارید به او بدهید، بکشد. آن وقت بیشتر نشئه می شوید تا خودتان بکشید. راضی کننده تر است.."

🌪 [ArtMagazine ; phobicool

گفتگو با #نصرت_رحمانی
امضا بر نام بنا شده است و بنای نام را به هم ريخته است، تا خود بنايی باشد. بنايی در تاريخ، و در آنچه می‌گذرد، همان‌‌قدر كه نام نما دارد، امضا زمان و تاريخ دارد.
آن‌كه می‌نويسد، آن‌كه زير نامی می‌نويسد، از روی نام می‌گذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو می‌گيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمی‌كند، اينجا مظروف شكل ظرف نمی‌شود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل می‌شود، و شكلِ ظرف، مظروف.

Phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
کشیش‌ مدت ‌هاست که دیگر به خدایش فکر نمی‌کند، در حالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمانش ایستاده! ... آن ‌هم به سختی فولاد... جدا آدم حالش به هم می‌خورد...

@phobicool

#لویی_فردینان_سلین
_سفر به انتهای شب
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Adam & Eve

| مدیریت عجیب |
@punkymoon
هیچ شده است که یک روز زنی را ببینی و ناگهان حس کنی که انگار یک عمر در انتظار دیدارش بوده‌ای؟ در آرزوی دیدار کسی که مثل باغ باشد در رنگ‌و‌بوی شب، با سلامت ساده‌ی گیاه و زیبایی و روانی آب... زیباییِ آشنا و غریب.

🌳 Art Magazine ; phobicool

#شاهرخ_مسکوب
_گفت و گو در باغ‌
Portrait of a lady from Honfleur
by Leon Kroll,1923

🍻 p h o b i c o o l
..اندوه، لِرد بست
در قلبواره اش
و خنده را شیارِ لبانش مکید و گفت:
«پس، نقش شیر؟»
 
رویید اشک
خاموش گشت، خاموش..
 
گفتم :
«کنام شیر، لجن زار نیست، نیست!
خط است و خال
گذرگاه کرم ها.
 
اینجا نه کشتگاه عشق و غرور است
میعادگاه زشتی و پستی است.»
 
از هم گریختیم
بر خط سرنوشت
خونابه ریختیم..

@Phobicool
#نصرت_رحمانی
روزی آفتاب‌سوز، لانه ی سگی و سگی به زنجیر
کاسه ای پر از آب چند قدم آن سوتَر
اما زنجیر چنان کوتاه که دست سگ نمی رسد.
بیایید چیزکی به تصویر اضافه کنیم
زنجیرِ بلندتر و
نامرئی تری
که بگذارد با خیال راحت بگذریم.


@phobicool
#ویسواوا_شیمبورسکا