این ماه سوسیالیست
شب را چنان میگرداند
که من و
تو و
آقای رئیس جمهور
با هم به خواب میرویم
🌑 Art Magazine ; phobicool
#فراز_بهزادی
_ عصر گرد و خاکسپاری من
شب را چنان میگرداند
که من و
تو و
آقای رئیس جمهور
با هم به خواب میرویم
🌑 Art Magazine ; phobicool
#فراز_بهزادی
_ عصر گرد و خاکسپاری من
«سپانلوی عزیز، برای کسانی که درس شعر و شاعری میدهند تأسف دارم. آنان عمر را برای امری باطل تلف میکنند. مگر میشود: عشق، اندوه، خلاقیت و گرمی خورشید را به کسی آموخت؟»
💫 phobicool
#احمدرضا_احمدی
از نامهای به #محمدعلی_سپانلو
💫 phobicool
#احمدرضا_احمدی
از نامهای به #محمدعلی_سپانلو
در این دنیا، یک روز بیشتر نیست، همین یک روز است که همیشه تکرار می شود: صبح آن را به ما می دهند و شب از ما پس می گیرند.
#Jean_Paul_Sartre
phobicool
#ژان_پل_سارتر
#شیطان_و_خدا
#Jean_Paul_Sartre
phobicool
#ژان_پل_سارتر
#شیطان_و_خدا
شروع کرده بودم به یافتن خود... تقریبا چیزی نبودم، در نهایت فعالیتی بودم بی محتوا، اما لازم نبود بیش تر باشم. از نمایش می گریختم: هنوز به کار کردن نیفتاده، اما از بازی کردن دست برداشته بودم، دروغگو حقیقتش را در تدارک دروغ هایش می یابد. من از نوشتن زاده شدم...
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_کلمات
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_کلمات
EP01: Sevom Shakhs Mofrad
Bivatan Podcast
| بیوطنِ اوّل |
روایتی در ردّ و تمنای نبوتی ناقصالخلقه اما عشقی متکامل
کانال تلگرام بیوطن:
@bivtn
از کستباکس بشنوید:
https://castbox.fm/va/4623252
روایتی در ردّ و تمنای نبوتی ناقصالخلقه اما عشقی متکامل
کانال تلگرام بیوطن:
@bivtn
از کستباکس بشنوید:
https://castbox.fm/va/4623252
عشق کودکیهایی دارد، سوداهای دیگر کوچکیهایی. ننگ بر سوداهایی که آدمی را کوچک میکنند! سرفراز باد آنکه آدمی را کودک میکند!
🎩 Art Magazine ; phobicool
#ویکتور_هوگو
_ بینوایان
عشق کودکیهایی دارد، سوداهای دیگر کوچکیهایی. ننگ بر سوداهایی که آدمی را کوچک میکنند! سرفراز باد آنکه آدمی را کودک میکند!
🎩 Art Magazine ; phobicool
#ویکتور_هوگو
_ بینوایان
«میخواهی بدانی چه میکنم؟ سدّی که در مقابل اشکها کشیده شده بود، دوباره شکست. نمیدانم این سیل مرا به کجا بغلتاند. عالیه از این غلتیدن منعم میکند. ولی در اینگونه مواقع کسی میتواند بر طبیعت استیلا داشته باشد؟ من ابرم. کار ابر، باریدن است.»
🪡 phobicool
#نیما_یوشیج
از میان نامهها - ۱۰ مرداد ۱۳۰۵
🪡 phobicool
#نیما_یوشیج
از میان نامهها - ۱۰ مرداد ۱۳۰۵
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (●)
ستاره را گفتم:
کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟
کجاست خانهی این ناخدای سرگردان؟
کجا به آب رسد تشنه، با فریب سراب؟
ستاره گفت که؛
خاموش، لحظه را دریاب....
✨ Art Magazine ; Phobicool
#فریدون_مشیری
کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟
کجاست خانهی این ناخدای سرگردان؟
کجا به آب رسد تشنه، با فریب سراب؟
ستاره گفت که؛
خاموش، لحظه را دریاب....
✨ Art Magazine ; Phobicool
#فریدون_مشیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
A Tribute to Béla Tarr - Light and Darkness
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shahin Najafi - Marge Nazli (The Death of Nazli) | Official Music Video
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من دستهای تو را با بوسههایم تُک میزدم
من دستهای تو را در چینهدانم مخفی نگاه داشتهام
تو در گلوی من مخفی شدی
صبحانۀ پنهانیِ منی وقتی که نیستی
من چشمهای تو را هم در چینهدانم مخفی نگاه داشتهام
نَحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاهِ گلوگاهِ پنهانیِ منی
آواز من از سینهام که بر میخیزد از چینه دانم قوت میگیرد
میخوانم میخوانم میخوانم تو خواندنِ منی
باران که میوزد سوی چشمانم باران که میوزد باران که میوزد، تو شانه بزن! باران که می…
یک لحظه من خودم را گم میکنم نمیبینمَم
اگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم ، نمیبیننمَم
معشوق جان به بهار آغشتۀ منی اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینمم ...
#رضا_براهنی
@phobicool 🤍
من دستهای تو را در چینهدانم مخفی نگاه داشتهام
تو در گلوی من مخفی شدی
صبحانۀ پنهانیِ منی وقتی که نیستی
من چشمهای تو را هم در چینهدانم مخفی نگاه داشتهام
نَحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاهِ گلوگاهِ پنهانیِ منی
آواز من از سینهام که بر میخیزد از چینه دانم قوت میگیرد
میخوانم میخوانم میخوانم تو خواندنِ منی
باران که میوزد سوی چشمانم باران که میوزد باران که میوزد، تو شانه بزن! باران که می…
یک لحظه من خودم را گم میکنم نمیبینمَم
اگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم ، نمیبیننمَم
معشوق جان به بهار آغشتۀ منی اگر تو مرا نبینی من هم نمیبینمم ...
#رضا_براهنی
@phobicool 🤍
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردی که در تو نشاط میکند
میریزد در من
یا منم که از نشاط تو نشت میکنم به خودم
با جبرئیل به خودم دست میزنم
و عصر بعثتم
خیس است
🪡 Art Magazine ; phobicool
#فراز_بهزادی
میریزد در من
یا منم که از نشاط تو نشت میکنم به خودم
با جبرئیل به خودم دست میزنم
و عصر بعثتم
خیس است
🪡 Art Magazine ; phobicool
#فراز_بهزادی
هان
دختر بیقرار خيال و علف
برای قلبِ قشنگِ هياهوگرت چه بفرستم ؟
چه بفرستم از اين راه دور
که شادمانت کند ؟
جغجغهای برای دلت
رنگينکمانی برای چشمانت
يا پرسشی خوف انگيز برای انديشهات ؟
⛲️ Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
دختر بیقرار خيال و علف
برای قلبِ قشنگِ هياهوگرت چه بفرستم ؟
چه بفرستم از اين راه دور
که شادمانت کند ؟
جغجغهای برای دلت
رنگينکمانی برای چشمانت
يا پرسشی خوف انگيز برای انديشهات ؟
⛲️ Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
از آن سوی دشتهای سرسبزی میآیی
که بیراههها را باید با چشم بسته
و با دستان خسته، گام های شکسته و
بستهام را بردارم
توی کیسه بگذارم
و تو تا رسیدن به مقصد مراقب باشی که مباد
گونه یکیشان گود بیفتد این رسامی هایی که به ناچار دل
روی بوم هایی نقش زدم گاه بر خیال
و گاه بر مرکبى از جنس متقال روس
مباد در راه خوابمان ببرد
گفته بودم راهزنيست در راه ...
با سیلی بیداریم
با سیلی می خوابیم
فقط کوله باریست از خستگی
جرم هردوتامان که سرگشته دلهامان
رختی ميشوييم در دل
که موج پاکی اش به تمامی تن به صخره هایی می کوبد که
نطفه در دلهره های هستی دارند
باید تا دیر نشده
گام های شکسته و بسته ام را بردارم
در کیسه ای بگذارم
و اگر قصد آمدن داشتی تو هم
اضطرابت را در کیسه ای میان راه جای بگذار
دیگر وقت شستن رخت دلهره های هستیمان گذشته
گفته بودم تورا
" راهزنيست در راه ..
میشنوی؟
🦉Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
که بیراههها را باید با چشم بسته
و با دستان خسته، گام های شکسته و
بستهام را بردارم
توی کیسه بگذارم
و تو تا رسیدن به مقصد مراقب باشی که مباد
گونه یکیشان گود بیفتد این رسامی هایی که به ناچار دل
روی بوم هایی نقش زدم گاه بر خیال
و گاه بر مرکبى از جنس متقال روس
مباد در راه خوابمان ببرد
گفته بودم راهزنيست در راه ...
با سیلی بیداریم
با سیلی می خوابیم
فقط کوله باریست از خستگی
جرم هردوتامان که سرگشته دلهامان
رختی ميشوييم در دل
که موج پاکی اش به تمامی تن به صخره هایی می کوبد که
نطفه در دلهره های هستی دارند
باید تا دیر نشده
گام های شکسته و بسته ام را بردارم
در کیسه ای بگذارم
و اگر قصد آمدن داشتی تو هم
اضطرابت را در کیسه ای میان راه جای بگذار
دیگر وقت شستن رخت دلهره های هستیمان گذشته
گفته بودم تورا
" راهزنيست در راه ..
میشنوی؟
🦉Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه