| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.79K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
زن ولگرد : اوه!
مرد ولگرد : [نیمه بیدار] ها!
زن : چه قشنگ!
مرد : چی؟
- ماه
- ماه که قشنگ نیست. همیشه آن را میبینم.
- قشنگ است، برای این که گرد است.
- به هر حال مال پولدارها است. ستاره ها هم همین طور. [دوباره میخوابد و به خواب میرود.]

#Jean_Paul_Sartre
phobicool

#ژان_پل_سارتر
#نکراسوف
امسال کلاغان 
سفال‌هایند بر بام تابستان. 
ترس، چون دست مردِ کور 
به دنبال دستگیره‌ی در می‌گردد. 
تو بر سنگ نشسته‌ای 
آرامی، چون خسته‌ای 
مهربانی، چون بسیار ترسیده‌ای 
به سادگی فراموش می‌کنی چون که نمی‌خواهی به یاد داشته باشی
فراموش نمی‌کنی.

🪡 Art Magazine ; phobicool

#یانیس_ریتسوس
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (kami)
اکنون نهال گردو
آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ‌های جوانش
معنی کند ..


| فروغ فرخزاد |
_سالمرگ شاعر
ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است
که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح،
و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم!

🍾 Art Magazine ; phobicool

#رضا_براهنی
امان از داس بی‌امان مرگ
با دست‌هایش که می‌توانند
ما را از هم جدا کنند
روزی از همین روزها که به خیال هم خوشیم
و به فریبی دل بستیم
در این دنیای دیوانه‌ی دیوانه
امان از داس مرگ که بی‌امان
به پلک برهم زدنی ساقه‌ی عمری آفتاب گردان بودنت را می‌برد
به غارت خورشید
در مسلخ روز به صلیب طلوعی
و برای نان شب تیره‌ی انجیروش جانوران آن روی این خاک غریب

🎩 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
👍1
ماگدا: به من بگو ببینم، چرا منو دید می‌زنی؟
تومک: چون دوستت دارم... راست می‌گم.
ماگدا: چی می‌خوای؟
تومک: نمی‌دونم.
ماگدا: می‌خوای منو ببوسی؟
تومک: نه.
ماگدا: می‌خوای با من بخوابی و عشق‌بازی کنی؟
تومک: نه.
ماگدا: می‌خوای با من سفر کنی؟ بریم به مازوریا یا بوداپست؟
تومک: نه.
ماگدا: پس چی می‌خوای؟
تومک: هیچی.
ماگدا: هیچی؟
تومک: هیچی.

🎬 phobicool

#کریشتوف_کیشلوفسکی
دیالوگی از فیلم #فیلمی_کوتاه_درباره_عشق
Mordan test
Arash Afshar
مردن
شعر: حامد ابراهیم‌پور
اجرا: سپنتا مجتهدزاده و آرش افشار
آهنگساز: آرش افشار

@phobicool 🖇
من دو زن هستم: یکی که میل دارد همهٔ شادیها، همهٔ عشق‌ها و همهٔ ماجراهای موجود در زندگی را داشته باشد. و یکی که می‌خواهد بردهٔ روزانه، بردهٔ زندگی خانوادگی و بردهٔ چیزهایی باشد که برنامه‌ریزی و تکمیل می‌شوند. من خانه‌دار هستم و روسپی... هر دو در یک جسم زندگی می‌کنیم و با هم مبارزه‌ای بی‌امان داریم.
برخورد یک زن با خودش، نوعی بازی با خطرات جدی به حساب می‌آید... نوعی رقصیدن است... رقصی الهی... وقتی با یکدیگر برخورد می‌کنیم، دو انرژی خدایی هستیم... دو دنیای متفاوت... اگر احترام یکدیگر را نداشته باشیم، یکی از این دو دنیا، دنیای دیگر را ویران می‌سازد...

📖 Art Magazine ; phobicool

#پائولو_کوئلیو
_یازده دقیقه
من اگر بخواهم بمیرم
خیلی آهسته خواهم مرد
طوری که صدای مردنم را کسی نشنود

🧶 Art Magazine ; phobicool

#حسین_صفا
_نرگس
رجعت بده مرا
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مرده ام

°~ Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
غمگین و فسرده ست کلماتم
سه رخ در بوم نقاشی نشستم
خسته و دلمرده احوال
قلم لرزان و دست بی حس ،
- تومور در استخوان و ترس و قرص ها هم همهمه همدستند !
وای از کابوس ها
دستت را بده دستم
دنبال چه میگردم ؟
phobicool

#مهسا_طلوع
_ خونآبه
#Mahsa_Tolou 🇮🇷 — My Inside, #2005