| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
و شکوفه‌های بهارها بر گور تنهای من خواهد ریخت و بر گور معصوم فرزندم و آنها را خواهد پوشاند، زیرا من بندهٔ گناه بودم و این رودخانهٔ شوم در من به بیرحمی جاری بود و من مصب همهٔ ماهیان مرده‌ای بودم که از محیطهای مسموم و تف زده بویم سرازیر می‌شدند و پولکهایشان از برقی سیاه می‌درخشید و من آنها را به گرمی می‌پذیرفتم و شهد زهرشان در خونم می‌نشست و می‌دیدم، به چشم خود می‌دیدم که نهال دیگری از اعماق جانم سر برمی‌آورد و پر می‌کشد و گناه‌ها را در من مثل شیره‌ای در نبات به حرکت درمی‌آورد مثل یادی بر سینهٔ زمان مخلد و جاویدان می‌کند.

🕯Art Magazine ; phobicool

#بهرام_صادقی
_ملکوت
Seated Man at the Table
by Danielson-Gambogi Elin,1886

🫁 p h o b i c o o l
Zendegi
Ali Azimi
چه ابر تیره‌ای گرفته سینه‌ی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود :)

@phobicool 🖤
سپيده دم تو را بردند،
گویی در بیداری دنبالت می‌آمدم.
در خانه‌های تاریک بچه‌ها می‌گریستند،
در میان شمایلها، شمعی می‌گداخت.
بر لبهایت، سردی صلیب،
بر پیشانی‌ات عرقی مرگبار.
چون زنی پرتاب شده،
به سوی ديوار كرملین بانگ بر خواهم كشید.

🌂 Art Magazine ; phobicool

#آنا_آخماتوا
اگر کنارم بودی
تنگ آغوشم از برای تو غنچه میگشود
اگر از کنارش مرا می ربودی
ای وای اگر از کنارش مرا ..

Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونابه
زن ولگرد : اوه!
مرد ولگرد : [نیمه بیدار] ها!
زن : چه قشنگ!
مرد : چی؟
- ماه
- ماه که قشنگ نیست. همیشه آن را میبینم.
- قشنگ است، برای این که گرد است.
- به هر حال مال پولدارها است. ستاره ها هم همین طور. [دوباره میخوابد و به خواب میرود.]

#Jean_Paul_Sartre
phobicool

#ژان_پل_سارتر
#نکراسوف
امسال کلاغان 
سفال‌هایند بر بام تابستان. 
ترس، چون دست مردِ کور 
به دنبال دستگیره‌ی در می‌گردد. 
تو بر سنگ نشسته‌ای 
آرامی، چون خسته‌ای 
مهربانی، چون بسیار ترسیده‌ای 
به سادگی فراموش می‌کنی چون که نمی‌خواهی به یاد داشته باشی
فراموش نمی‌کنی.

🪡 Art Magazine ; phobicool

#یانیس_ریتسوس
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (kami)
اکنون نهال گردو
آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ‌های جوانش
معنی کند ..


| فروغ فرخزاد |
_سالمرگ شاعر
ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است
که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح،
و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم!

🍾 Art Magazine ; phobicool

#رضا_براهنی
امان از داس بی‌امان مرگ
با دست‌هایش که می‌توانند
ما را از هم جدا کنند
روزی از همین روزها که به خیال هم خوشیم
و به فریبی دل بستیم
در این دنیای دیوانه‌ی دیوانه
امان از داس مرگ که بی‌امان
به پلک برهم زدنی ساقه‌ی عمری آفتاب گردان بودنت را می‌برد
به غارت خورشید
در مسلخ روز به صلیب طلوعی
و برای نان شب تیره‌ی انجیروش جانوران آن روی این خاک غریب

🎩 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
👍1
ماگدا: به من بگو ببینم، چرا منو دید می‌زنی؟
تومک: چون دوستت دارم... راست می‌گم.
ماگدا: چی می‌خوای؟
تومک: نمی‌دونم.
ماگدا: می‌خوای منو ببوسی؟
تومک: نه.
ماگدا: می‌خوای با من بخوابی و عشق‌بازی کنی؟
تومک: نه.
ماگدا: می‌خوای با من سفر کنی؟ بریم به مازوریا یا بوداپست؟
تومک: نه.
ماگدا: پس چی می‌خوای؟
تومک: هیچی.
ماگدا: هیچی؟
تومک: هیچی.

🎬 phobicool

#کریشتوف_کیشلوفسکی
دیالوگی از فیلم #فیلمی_کوتاه_درباره_عشق
Mordan test
Arash Afshar
مردن
شعر: حامد ابراهیم‌پور
اجرا: سپنتا مجتهدزاده و آرش افشار
آهنگساز: آرش افشار

@phobicool 🖇