Asabani
Shayea
بهم بگو حکمش چیه اونکه خوشبینیمو به همه کشت؟
🎼 phobicool
🎼 phobicool
پرنده ای روی سایه ی درختی
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
📷 ©Jerry Downs, USA
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
📷 ©Jerry Downs, USA
چقدر شبیه مادرم شده ام
چرا نمی شناسی ام ؟!
چرا نمی شناسمت ؟
می دانم که مرا نمی شنوی
و من این را از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم
دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و
به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
می بینی تا کجا به انتحار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند
و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند .
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !
Phobicool
#حسین_پناهی
_ کابوس های روسی
چرا نمی شناسی ام ؟!
چرا نمی شناسمت ؟
می دانم که مرا نمی شنوی
و من این را از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم
دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و
به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
می بینی تا کجا به انتحار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند
و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند .
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !
Phobicool
#حسین_پناهی
_ کابوس های روسی
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
هرگز شب را باورنکردم
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امیدِ دریچهای دل بسته بودم
🌊 ساعت چند و نیم
#احمد_شاملو
چرا که در فراسوهای دهلیزش
به امیدِ دریچهای دل بسته بودم
🌊 ساعت چند و نیم
#احمد_شاملو
وانمود میکنید به چیزی که نیستید
زندگیتان بویِ گند میدهد
ادا در میآورید و تقلید میکنید، از حقیرتر از خودتان
خستهام !
Art Magazine ; phobicool
#امینسعد_علیزاده
_کتیبههای دستنوشته، ضجههای شهسوار عاصی
زندگیتان بویِ گند میدهد
ادا در میآورید و تقلید میکنید، از حقیرتر از خودتان
خستهام !
Art Magazine ; phobicool
#امینسعد_علیزاده
_کتیبههای دستنوشته، ضجههای شهسوار عاصی
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
وانمود میکنید به چیزی که نیستید زندگیتان بویِ گند میدهد ادا در میآورید و تقلید میکنید، از حقیرتر از خودتان خستهام ! Art Magazine ; phobicool #امینسعد_علیزاده _کتیبههای دستنوشته، ضجههای شهسوار عاصی
شما مانع حرکتم هستید، سرعتم را کم میکنید، از انرژیام میکاهید
دوست دارید همه مثل خودتان یک جا بایستند و بخورند و در نهایت هم مثل سگ بمیرند !
نه، هرگز !
"من آنی که شما میخواهید نیستم"
گوشت من تلخ و بدمزه است
حالت را به هم میزند، معدهات را زخم میکند و به وقتش هم منفجرتان مینماید
بهتر است از امتحان آن منصرف شوید !
Art Magazine ; phobicool
#امینسعد_علیزاده
_کتیبههای دستنوشته، ضجههای شهسوار عاصی
دوست دارید همه مثل خودتان یک جا بایستند و بخورند و در نهایت هم مثل سگ بمیرند !
نه، هرگز !
"من آنی که شما میخواهید نیستم"
گوشت من تلخ و بدمزه است
حالت را به هم میزند، معدهات را زخم میکند و به وقتش هم منفجرتان مینماید
بهتر است از امتحان آن منصرف شوید !
Art Magazine ; phobicool
#امینسعد_علیزاده
_کتیبههای دستنوشته، ضجههای شهسوار عاصی
آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، نمیخواهم، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.
Art Magazine ; phobicool
یادداشت #غزاله_علیزاده پیش از خودکشی
Art Magazine ; phobicool
یادداشت #غزاله_علیزاده پیش از خودکشی
من دوستت داشتم،
چونان مردی كه عاشق زنی ست، كه هيچگاه لمس نكرده، فقط برايش نوشته است و چند عكس كوچكش رانگاه میدارد.
بيشتر دوستت میداشتم، اگر در اتاقی كوچک
مینشستم، سيگاري میپيچيدم، وبه صدای شاشيدنت در توالت گوش میدادم ،
اما این هیچگاه رخ نداد...
Phobicool
#عشق_سگی_ست_از_جهنم
#چارلز_بوکفسکی
چونان مردی كه عاشق زنی ست، كه هيچگاه لمس نكرده، فقط برايش نوشته است و چند عكس كوچكش رانگاه میدارد.
بيشتر دوستت میداشتم، اگر در اتاقی كوچک
مینشستم، سيگاري میپيچيدم، وبه صدای شاشيدنت در توالت گوش میدادم ،
اما این هیچگاه رخ نداد...
Phobicool
#عشق_سگی_ست_از_جهنم
#چارلز_بوکفسکی