| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
یکی از دلایلِ عوضی بودن دنیا، این است که آدمهاش، هر غلطی که خواسته اند، کرده اند ...

شرط می بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند، به خاطرِ دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده ...

"لابد نتوانسته اند بکنند"

phobicool
#مصطفی_مستور
و من هنوز گستاخِ باختنم به عشق
آوای نور در ساعتی مرده
فامِ زمان سرِ دیواری متروک
همه و همه چهره‌ای دارد رو به فقدان
پرسشی به غایت دور وُ نزدیک.
آنقدر که نباشد دیگر!

Phobicool
#آلخاندرا_پیثارنیک
برگردان: صدیقه نارویی
ما لُعْبَتِگانیم و فلک لُعبَت‌باز،
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز؛

یک‌چند درین بساط بازی کردیم،
رفتیم به صندوقِ عدم یک‌یک باز

#Sweet_November
#Nostalgia,#phobicool 🎩👌
#Shirin_NeshAt
و تنها سعادت بشر در این است که اصلا متولد نشود.

Art Magazine ; phobicool

#آرتور_شوپنهاور
عقربک‌های ساعت
دم میجنبانند
زهر‌آگین
در این شب ‌های ترانه و اندوه
عقربک‌های ساعت
دیریست عاشقند و بیدار
عاشق آنچه بدان نمی‌رسند
حتی به ابرار ..
ما نیز زهرآگین
سر نجنبانیده
به پلک بر هم زدنی
در آغوش هم غنوده‌ایم
بس با تردید
بس با اقرار ...
می‌رسیم به هم، هر بار با استمرار
و نجوائیست اینک،
از جبر هستی من و از تو تا استکبار ...

🪡 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_ خونآبه
Asabani
Shayea
بهم بگو حکمش چیه اونکه خوشبینیمو به همه کشت؟
🎼 phobicool
Kooche Ali Chap (Ft Ho3ein) [Nex1Music.Com]
Shayea [Nex1Music.Com]
چه چپ رفتم و چه راست انداختم‌ گردن خودمو باهاش یه دور زدم.....

🎼 Phobicool
👍1
Zebr - Ho3ein & Shayea
ژورنال هنری تمامیّت ارضی | Art Magazine |
《 قوی تر از خودم جز خدا نیست، تو دیدم 》
من از پا دربیام ؟
بچه چی میگی؟‌!

🎼 Phobicool
پرنده ای روی سایه ی درختی
افتاده بر زمین
نشسته بود
.
درخت تو بودی
سایه من بودم
پرنده که بود ؟

@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
📷 ©Jerry Downs, USA
مرغ حقّ را
قفس
ترجمان نیست
Phobicool

#مهسا_طلوع
..این هایکو آسمان آبی نداند.
_ خونآبه
چقدر شبیه مادرم شده ام
چرا نمی شناسی ام ؟!
چرا نمی شناسمت ؟
می دانم که مرا نمی شنوی
و من این را از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم
دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و
به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند
با توام بی حضور تو
بی منی با حضور من
می بینی تا کجا به انتحار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند
همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند
و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند .
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !

Phobicool
#حسین_پناهی
_ کابوس های روسی