| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
کله‌ی من همیشه پر از فریاد بوده.
آن هم فریادهای خفه‌ی مغشوش.
می‌آیند، بعد هم می‌روند، انگار با باد می‌آیند و با باد هم می‌روند.
خوبی‌اش هم به همین است،
بعد هم تمام می‌شوند.

Art Magazine ; phobicool

#ساموئل_بکت
آغوش ناتمام خيابان ها ، از جانب تمام پريشان ها
اين قلب خسته _اين گل قرمز_ را ،
سنجاق كن به _مشكی موهايش_

Art Magazine ; phobicool

#حسین_صفا
ترنم بارانی نرم گوشم را می‌نوازد
و از دیشب که بی آنی مکث به تو فکرها را کرده‌ام
لذتی سکرآور در طعمی گس دهانم را به مزمزه‌ی آوازی دلخراش
به سخره می‌نشیند
و من
باز همین بس که تو را دارم
که با تو مرا جان و جهانیستی هست ..

🪡 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
وقتی ابرها آفتاب را دریغ میکنند
وقتی باد سرمای استخوان سوز به ارمغان میآورد
- در جهانی که سرد می‌شود و حتی روزش هم شب است
من سرم گرم توست
چون تن و روحم ای ماه

🌙 Art Magazine ; Phobicool

#ناشناس
Stammer Mill with Streaked Sky
by Mondrian Piet, 1906

p h o b I c o o l
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک راحت و آسوده شوم.
برای‌ام نامه بنویس، نامه‌ی تو می‌تواند مدتی مرا سرحال و شاد نگه‌دارد. به زندگی امیدوار کند. تو همه‌ی امیدهای من هستی. این‌را به‌تر از خود من می‌دانی. مرا تنها نگذار. برای‌ام نامه بنویس و شمع روشن کن.
دعای‌ات می‌کنم.
غ

Art Magazine ; phobicool

#غلامحسین_ساعدی
_طاهره، طاهره عزیزم
ببینمت تو کجایی که چهره‌ات باغی است
،که از هزار پنجرۀ نور می‌وزد هر صبح
و شانه‌های تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی !
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم ؟!

Art Magazine ; phobicool

#رضا_براهنی
Bad
Shahin Najafi
ما همه چیز را در مبال خانه جا گذاشتیم !

🎼 phobicool
Forwarded from ساعت چند و نیم ()
چگونه باید روحم را نگه دارم، که تورا لمس نکند؟!

🌙 ساعت چند و نیم

#راینر_ماریا_ریلکه
Forwarded from Mind Of Mine
فقط می‌خواهم معجزه‌ام
شادی چشم‌هات باشد
من پیامبر لبخندم
خدا کند که با خدا به نتیجه برسیم

❄️ Mind Of Mine

#سجاد_افشاریان
چشم‌هایت را
می‌پوشم و
در می‌آورم
کسی نمرده است

Art Magazine ; phobicool

#فراز_بهزادی
_عصر گرد و خاکسپاری من
و باز هم اگر تو نباری
بر من و میز من و
هر کاغذ سفید
آینده چیزی کم نخواهد داشت
(همسنگ نگاه و صدای قدم‌های تو)

اما تو نیستی که می‌باری
باران جان !
این خشکزار تشنه است
که می‌کشد تن فرسوده را
زیر نوازش انگشت‌های رگباری تو

در زیر تابش تو عقیق می‌شوم
در عمق سنگ خود
و عقیق می‌شود
شعری که تابش تو حشوهایش را سوزانده است

می‌سوز و تشنه‌ام
می‌سوزم و سردم است
باران می‌خواهمت و آفتاب
تا باغ تا عقیق ...

Art Magazine ; phobicool

#منوچهر_آتشی
_ریشه‌های شب
Head of a Peasant Woman with Dark Cap
by van Gogh Vincent , 1885

p h o b i c o o l
Forwarded from ساعت چند و نیم ()
آینده را دور دیدن
کودکی هایمان را در همان نزدیکی ها از ما گرفت ،
درست همان جایی که همه چیز را
در کوچه ی روبرو میدیم و
هیچ از ما همه چیز ساخت تا کودکیمان را غارت کند...

ساعت چند و نیم

#مهسا_طلوع
آدم‌ها هم مثل درخت‌ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه‌های آدم وجود داشت و سنگینی‌اش تا بهار دیگر حس می‌شد. بدیش این بود که آدم‌ها فقط یک بار می‌مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.

Art Magazine ; phobicool

#عباس_معروفی
_سمفونی مردگان
Gebed (1924 )
By Jan Toorop


و برای آزادی دستانت
در میان برهنگی شعر تا انحنای افکارم
عاقبت ترانه ای خواهم سرود
به وسعت تاریخ
به اعتبار تمامیّت تو
در تمام ناتمام من

🎩 phobicool

#مهسا_طلوع
_ خونآبه