ای عزیمت من، بمان
تو آخرین طعام منی
در این راه که رحم را بر پوستم میبویم
و از دست میدهم
تمام طبلها به صدا در میآیند
پس تو کیستی که مرا در منظرهی آغوشم به خواب میبری؟
کیستی که میگذری و یک میلیون آشیل در پاشنهی تو آواز میخوانند؟
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#بیژن_الهی
تو آخرین طعام منی
در این راه که رحم را بر پوستم میبویم
و از دست میدهم
تمام طبلها به صدا در میآیند
پس تو کیستی که مرا در منظرهی آغوشم به خواب میبری؟
کیستی که میگذری و یک میلیون آشیل در پاشنهی تو آواز میخوانند؟
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#بیژن_الهی
و من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازهی من دوست داشت؟ آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟ آدم پُر میشود، جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچگاه دچاد تردید نشود.
نه او تنها ظاهر را نداشت، پوششها را که از تنش برمیداشتی، آفتابت طلوع میکرد.
🌒 Art Magazine ; Phobicool
#عباس_معروفی
_سمفونی مردگان
نه او تنها ظاهر را نداشت، پوششها را که از تنش برمیداشتی، آفتابت طلوع میکرد.
🌒 Art Magazine ; Phobicool
#عباس_معروفی
_سمفونی مردگان
آن تشنه جوان
از بوی ما رمیده آهوی بدگمان
شاید هنوز
با گردن سفید بلندش بر تپه غروب
نزدیک یورت خلوت ما ایستاده است
شاید هنوز
شامه سپرده
است به بوهای ناشناس
و گوش داده است به اصوات دور دست
Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
از بوی ما رمیده آهوی بدگمان
شاید هنوز
با گردن سفید بلندش بر تپه غروب
نزدیک یورت خلوت ما ایستاده است
شاید هنوز
شامه سپرده
است به بوهای ناشناس
و گوش داده است به اصوات دور دست
Art Magazine ; phobicool
#منوچهر_آتشی
نیمشب که مشعل ماه
در تیرگونی سردابهای هزارتو
گم میشود،
راهزنان کوچک را
تلاطمی است برای ساییدن، با سوهانی سرد
بر قفلهای زنگار بسته
و راهزنان بزرگ را
با خنجر آتشین
بر قلبهای زهرآگین.
Art Magazine ; phobicool
#آرزو_خسروی
در تیرگونی سردابهای هزارتو
گم میشود،
راهزنان کوچک را
تلاطمی است برای ساییدن، با سوهانی سرد
بر قفلهای زنگار بسته
و راهزنان بزرگ را
با خنجر آتشین
بر قلبهای زهرآگین.
Art Magazine ; phobicool
#آرزو_خسروی
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
بی آنکه بخواهم ، تمام ِ من شده بودی #فروغ_فرخزاد
گاهی وقت ها احساس میکنم که در آغاز این فصل سرد ، تو شاپور بنیاد هستی و من فروغ ...
" فروغ یعنی شعر و تو یعنی برای شعر "
_ اصلاً جدی نگیر ، احساس است و دروغ زیاد می گوید ..!
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
" فروغ یعنی شعر و تو یعنی برای شعر "
_ اصلاً جدی نگیر ، احساس است و دروغ زیاد می گوید ..!
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
جان آمد اينجا
تا خود را
كامل كند.
طرح عقاب زرتشت، مشرف بر شيب پلههای خواب، تراشكاری شده است. بيرون نرده در اطراف گور چند درخت سربريده زندگی می كنند و بر تنه ی بزرگترين درخت نامِ شمس حك شده است با فقط سال تولد. چرا كه شمس جای مرگ را فردای مرگ می دانست.
🖇 Art Magazine ; phobicool
#يدالله_رويايی
_هفتاد سنگ قبر
تا خود را
كامل كند.
طرح عقاب زرتشت، مشرف بر شيب پلههای خواب، تراشكاری شده است. بيرون نرده در اطراف گور چند درخت سربريده زندگی می كنند و بر تنه ی بزرگترين درخت نامِ شمس حك شده است با فقط سال تولد. چرا كه شمس جای مرگ را فردای مرگ می دانست.
🖇 Art Magazine ; phobicool
#يدالله_رويايی
_هفتاد سنگ قبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زن جراحتی دارد که هیچ گاه
درمان نمی شود
هرجراحتی درمان پذیر است
جز جراحت زن ...
🎱 phobicool
#نیکوس_کازانتزاکیس
درمان نمی شود
هرجراحتی درمان پذیر است
جز جراحت زن ...
🎱 phobicool
#نیکوس_کازانتزاکیس
Aman
Shahin Najafi
به او که معنی دوریست
که انتهای صبوریست
به خنده هاش که زوریست
نگاه کردمو گریه امان نداد بمانم.
🎼 phobicool
که انتهای صبوریست
به خنده هاش که زوریست
نگاه کردمو گریه امان نداد بمانم.
🎼 phobicool
«پسر گفت: گاهی احساس گمگشتگی دارم.
موش کور گفت: من هم اینطوریام؛ ولی ما دوستت داریم، و دوست داشتن برایت خانه و سر پناه میسازد.»
🎩 Art Magazine ; phobicool
#چارلی_مکسی
_ پسر، موشکور، روباه و اسب
موش کور گفت: من هم اینطوریام؛ ولی ما دوستت داریم، و دوست داشتن برایت خانه و سر پناه میسازد.»
🎩 Art Magazine ; phobicool
#چارلی_مکسی
_ پسر، موشکور، روباه و اسب
و آنگاه که نطفه ها سر از خاک برمیدارند
من به آغوشت مشغولم
و در حفره ی گلویم جنینی
انگشت سبابه به دهان میگزد
و گاه گریه سر می دهد و طلب میکند از پستان خشکیده ی دنیا شعری را
که تو گویی به بند نافش بسته اند
آری ،
اینگونه متولد میشود روز
با روزگار من
در تنگنای رحم زمین و زمانی که به هم دوخته ایم !..
گهواره ام را کدام خواب خوش ربود؟
تکانم بده
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
من به آغوشت مشغولم
و در حفره ی گلویم جنینی
انگشت سبابه به دهان میگزد
و گاه گریه سر می دهد و طلب میکند از پستان خشکیده ی دنیا شعری را
که تو گویی به بند نافش بسته اند
آری ،
اینگونه متولد میشود روز
با روزگار من
در تنگنای رحم زمین و زمانی که به هم دوخته ایم !..
گهواره ام را کدام خواب خوش ربود؟
تکانم بده
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
کلهی من همیشه پر از فریاد بوده.
آن هم فریادهای خفهی مغشوش.
میآیند، بعد هم میروند، انگار با باد میآیند و با باد هم میروند.
خوبیاش هم به همین است،
بعد هم تمام میشوند.
Art Magazine ; phobicool
#ساموئل_بکت
آن هم فریادهای خفهی مغشوش.
میآیند، بعد هم میروند، انگار با باد میآیند و با باد هم میروند.
خوبیاش هم به همین است،
بعد هم تمام میشوند.
Art Magazine ; phobicool
#ساموئل_بکت
آغوش ناتمام خيابان ها ، از جانب تمام پريشان ها
اين قلب خسته _اين گل قرمز_ را ،
سنجاق كن به _مشكی موهايش_
Art Magazine ; phobicool
#حسین_صفا
اين قلب خسته _اين گل قرمز_ را ،
سنجاق كن به _مشكی موهايش_
Art Magazine ; phobicool
#حسین_صفا
ترنم بارانی نرم گوشم را مینوازد
و از دیشب که بی آنی مکث به تو فکرها را کردهام
لذتی سکرآور در طعمی گس دهانم را به مزمزهی آوازی دلخراش
به سخره مینشیند
و من
باز همین بس که تو را دارم
که با تو مرا جان و جهانیستی هست ..
🪡 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
و از دیشب که بی آنی مکث به تو فکرها را کردهام
لذتی سکرآور در طعمی گس دهانم را به مزمزهی آوازی دلخراش
به سخره مینشیند
و من
باز همین بس که تو را دارم
که با تو مرا جان و جهانیستی هست ..
🪡 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
وقتی ابرها آفتاب را دریغ میکنند
وقتی باد سرمای استخوان سوز به ارمغان میآورد
- در جهانی که سرد میشود و حتی روزش هم شب است
من سرم گرم توست
چون تن و روحم ای ماه
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#ناشناس
وقتی باد سرمای استخوان سوز به ارمغان میآورد
- در جهانی که سرد میشود و حتی روزش هم شب است
من سرم گرم توست
چون تن و روحم ای ماه
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#ناشناس