| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
زندگی زیبایی چشمان توست
وقت خندیدن
و نگندیدن . . .

#هوتن_نجات
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحلِ شکفته‌ی دریای سردِ شب
پُرشعله می‌فروزد.

آیا چه اتفاق؟
کاخی‌ست سربلند که می‌سوزد؟
یا خرمنی ــ که مانده ز کینه
در آتشِ نفاق ــ؟

هیچ اتفاق نیست!
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحلِ شکفته‌ی شب شعله می‌زند؛
وین‌جا، کنارِ ما، شبِ هول است
در کامِ خویش گرم
وز قصه باخبر.
او را لجاجتی‌ست که، با هرچه پیشِ دست،
روی سیاه را
سازد سیاه‌تر.

آری! در این کنار
هیچ اتفاق نیست:

در دوردست آتشی اما نه دودناک،
وین‌جای دودی از اثرِ یک چراغ نیست!

🌒 Art Magazine ; Phobicool

#احمد_شاملو
شلیک نکنید آقایان
گلوله دهان را می‌بندد
هزار درِ دیگر باز می‌کند ...

#شمس_لنگرودی
_۲۲ مرثیه در تیرماه
👍1
چرا زهر در آب می‌ریزید
و خاک در نان؟
چرا پس‌مانده‌های آزادی را
در بیغوله‌ی دزدان ریخته‌اید؟
چون به صدای بلند
نفرین نکردم سرنوشت تلخ دوستانم را؟
چون وفادار ماندم
به سرزمین اندوهبارم؟
اینگونه هم هست. شاعر نمی‌تواند زنده باشد
بی سایه‌ی تبر جلاد بر گردن
سرنوشت این بود که جامه‌ی گناهکارانِ پشیمان به تن کنیم
و شمع در دست و بغض در گلو گام بسپاریم ...

Art Magazine ; phobicool

#آنا_آخماتوا
Agar ...
Hamed Ebrahimpoor
قرار نیست کمی اتفاق خوب بیفتد
که پشت پنجره‌ی بسته‌مان بهار بیاید ...

@phobicool
بیدار که شدم
صورتم را مسواک زدم
در آینه کمی نگاهت کردم
و به شانه کردن دندانهایم
ادامه دادم
میگفتی میخواهی در آغوشش بمیری و من داشتم جان میدادم در حوض خانه که ناگهان
صدای زنگ در آمد
با پستچی ای که تو را در پاکت برایم آورده بود
بیدار شو
با هم تو را بخوانیم
یا بیدارم کن
برایت شعر بپوشم و کنار غزلی داغ
قصیده و نثر را
سر روی شانه ی هم
گریه کنیم
میترسم ازین کابوسهایی که
هی می آیند و
چایت را شیرین میکنند
تکانم بده
تکانم بده
سمت جاده هایی که در رودخانه ی آن روز ها شناورند!

Phobicool

#مهسا_طلوع
_ خونآبه
بوی تنت
عطر خاطرات آغوشت را آبستن میکند
مشک ختن یا نافه‌ی آهوست بر تنت ؟!
کین گونه سکر آور به گناهم میکشد،
چونان بوی کافور که کالبد را ..

🥀 Art Magazine ; Phobicool

#مهسا_طلوع
_خونابه
Man Drinking (1955)
By Francis Bacon


🎩 p h o b i c o o l
Cloudy Now
Blackfield
And a man who drinks just to drown the pain...
WE ARE THE FUCKED UP GENERATION!!!

🎼 phobicool
آخرین حسرتم این است که نمی‌دانم پس از من چه پیش می‌آید. دور افتادن از این دنیای پرتلاطم، مثل ناتمام گذاشتن یک سریال پر حادثه است. گمان می‌کنم در گذشته که سیر تحولات کندتر بود، کنجکاوی مردم هم درباره دنیای بعد از مرگشان کمتر بود. 
باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به‌ گور می‌برم.
خیلی دلم می‌خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک‌بار، از میان مرده‌ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه‌های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم....
این آخرین آرزوی من است:
روزنامه‌ها را زیر بغل می‌زنم، بعد کورمال‌کورمال به قبرستان برمی‌گردم و از فجایع این جهان با‌خبر می‌شوم؛ و سپس با خاطری آسوده، در بستر امن مرگ دوباره به خواب می‌روم...
Phobicool
_با آخرین نفس‌هایم
#لوئیس_بونوئل
Dr Syn (1981)
Painting By Andrew Wyeth
تو فرض کن مرده ام
در میان نبض دو ماهی در آب
حول هم چرخیدن
انعکاس من و من
یا منعکس در من و اوست؟
چه کسی میداند ماهی ها
دلشان بی تاب است تا امشب نگهان
خاک را برتابند؟

🚬 Art Magazine ; Phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
جانم را بگیر
تا شیء بی‌جانی شَوم گوشه‌ی اتاقت
صندلی برای نشستنت
آینه برای گیسوانت
پاگرد
برای کفش‌های
مردی که دوست داری ...


Art Magazine ; phobicool

#فراز_بهزادی
_عصرِ گرد و خاکسپاریِ من
ای هبوط بیهوده ...
من
شوق رفتن را
در سرابی طولانی
می‌رفتم
که زنی خواندم از دور
در اوج ویرانی ...
سايه
با معماری نو
چهره‌مان را پوشاند
برنمی‌گردم از کوهستان
می‌نشینم
می‌نهم دست بر سر ...
خاک کوهستان
خواهد ريخت
توفانی‌ست

Art Magazine ; phobicool

#هوتن_نجات
_در کنار هم