«ریچارد سوم: ولی من دارم بهت میگم الان وقت خوبی برای اجرای ریچارد سوم نیست. تو خطرناک شدی، ولودا. توی کشور ما هرکی بتونه جمعیت رو به وجد بیاره یا بخندونه، خطرناک میشه. بهت گفتم اتللو رو بردار… غمانگیزه، قشنگه… از عشق میگه…»
🎩 Art Magazine ; phobicool
#ماتئی_ویسنییک
- ریچارد سوم اجرا نمیشود
🎩 Art Magazine ; phobicool
#ماتئی_ویسنییک
- ریچارد سوم اجرا نمیشود
👍1
«در اینجا مقیاس زمان نیست. یک سال به شمار نمیآید و ده سال طولی ندارد. هنرمند کسی است که حساب نمیکند. هنرمند درختی است که میروید بیآنکه در روئیدن شتاب کند. با اعتماد پیش بادهای سخت زمستان پایداری میکند و هرگز بیمی ندارد از اینکه مبادا بهار نیاید؛ بهار میآید.»
🌂 Art Magazine ; phobicool
- راینر ماریا ریلکه، ۱۷ فوریه ۱۹۰۳
🌂 Art Magazine ; phobicool
- راینر ماریا ریلکه، ۱۷ فوریه ۱۹۰۳
👍1
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
دلتنگم اما نه آنچنان که بخواهم برگردی و آنقدر به دویدن فکر کردهام که رویاهایم بوی اسب میدهند با خودم حرف میزنم مخاطبِ آبشُشهای خودم هستم غریبهتر از نامِ خانوادگیام با قلبی مرطوب که از تاریکی به تاریکی فرار میکند مرا به خاطر بسپار من وطنم جاییست که…
خواهرت صبح
تو را چیده
تُکِ پا هم
که درآید شب
بیدار میشود
نوزادِ زنبور
که در قلبت
خوابیده.
🫀 Art Magazine ; phobicool
#قاسم_هاشمی_نژاد
#بازخرید_دیاران_گمشده
#تکچهره_در_دو_قاب
تو را چیده
تُکِ پا هم
که درآید شب
بیدار میشود
نوزادِ زنبور
که در قلبت
خوابیده.
🫀 Art Magazine ; phobicool
#قاسم_هاشمی_نژاد
#بازخرید_دیاران_گمشده
#تکچهره_در_دو_قاب
Hamoon
Shahin Najafi
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیست... :)
🎼 phobicool
🎼 phobicool
Forwarded from Mind Of Mine
👍3
واژهی Painting به معنی پنهان کردن، زیر قشر فرو بردن و پوشاندن است. یک نقاشی توأمان که به تصویر درمیآورد، میپوشاند، پنهان میکند. یک نقاشی چیزی را مصور میسازد تا «چیزی» را پنهان کند و آن چیز چیست؟ بوم! دیوار! پوسته! پوست! هر آنچه غشای رنگ با ضخامت خود رویاش را پوشانده است. آن چیزی که در زیر است.
نهستِ تجسمی در جستجوی خراشیدن است: با نوک ناخنهای تیز و پوستهپوستهاش غشای رنگ را از روی نقاشی بخراشد، شکاف دهد، خط خطی کند تا به پوست برسد، به بوم، به سطح زیری و آن را نمایان کند.
این پارهنوشتارهای نهست قصد ندارد نقاشی ببیند، قصد دارد رنگ را کنار بزند، آنچه تصویرشده را خراش دهد تا بتواند بومها را آشکار کند. دیوار را از زیر به سطح بکشد، متنهای زیرین را برکشد و دیدن را مادّی کند، به ماده تبدیل کند. آنجا که شر آغاز میشود.
@nahast
نهستِ تجسمی در جستجوی خراشیدن است: با نوک ناخنهای تیز و پوستهپوستهاش غشای رنگ را از روی نقاشی بخراشد، شکاف دهد، خط خطی کند تا به پوست برسد، به بوم، به سطح زیری و آن را نمایان کند.
این پارهنوشتارهای نهست قصد ندارد نقاشی ببیند، قصد دارد رنگ را کنار بزند، آنچه تصویرشده را خراش دهد تا بتواند بومها را آشکار کند. دیوار را از زیر به سطح بکشد، متنهای زیرین را برکشد و دیدن را مادّی کند، به ماده تبدیل کند. آنجا که شر آغاز میشود.
@nahast
اما گویی من مُرده ام
این سپیدهدم مرا در خود گرفته است
بیآنکه چیزی در گوشم زمزمه کند
و نزدیک است که خورشید از زخمم بالا رود
تا در مسیر خویش،
روزی جدید را اختراع کند
گویی من مُرده ام... روزی جدید وجود ندارد.
Art Magazine ; phobicool
#غاده_السمان
این سپیدهدم مرا در خود گرفته است
بیآنکه چیزی در گوشم زمزمه کند
و نزدیک است که خورشید از زخمم بالا رود
تا در مسیر خویش،
روزی جدید را اختراع کند
گویی من مُرده ام... روزی جدید وجود ندارد.
Art Magazine ; phobicool
#غاده_السمان
عشقت را از یاد بردهام
اما چه کنم که هنوز
پشتِ هر پنجره
تو را میبینم.
``Art Magazine ; phobicool
#پابلو_نرودا
اما چه کنم که هنوز
پشتِ هر پنجره
تو را میبینم.
``Art Magazine ; phobicool
#پابلو_نرودا
😢1
تو به من خندیدی
و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ؟
🧳 Art Magazine ; phobicool
" از منظومه آبی ، خاکستری ، سیاه "
#حمیدمصدق
و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ؟
🧳 Art Magazine ; phobicool
" از منظومه آبی ، خاکستری ، سیاه "
#حمیدمصدق
Shabe Tireh
Farhad
«میدانم بیداری و در بستر جوانیات، پنهانی اشکهایت را پاک میکنی.»
🎼 phobicool
🎼 phobicool
موهایم به بلندای شب یلدا رسیده
چشمانم سیاهی میرود اما
از وقتی چله نشینت شده ام
دستانم به دستان مه و خورشید گره میخورد
و نور میچینند ،
و آنقدر زیبا شده ام که
همه سبد سبد هندوانه زیر بغلم میگذارند!
چه فایده همه ی اینها
که ندارمت تا بلندترین شب سال را
در آغوشت تا ماه شب چهارده سفر کنیم...
🖇 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
چشمانم سیاهی میرود اما
از وقتی چله نشینت شده ام
دستانم به دستان مه و خورشید گره میخورد
و نور میچینند ،
و آنقدر زیبا شده ام که
همه سبد سبد هندوانه زیر بغلم میگذارند!
چه فایده همه ی اینها
که ندارمت تا بلندترین شب سال را
در آغوشت تا ماه شب چهارده سفر کنیم...
🖇 Art Magazine ; phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه