Ana
Pixies
بچسبان به تختی
که از نیمهاش مرزها رد شدند
سراسر غریزه
بدون کلیشه
به چشمان من زل بزن ای رفیق همیشه!
اگر دوستان بد شدند
#سید_مهدی_موسوی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Something's Gotten Hold of My Heart
Nick Cave & The Bad Seeds
Something's gotten hold of my heart
Keeping my soul and my senses apart
Something's gotten into my life
Cutting its way through my dreams like a knife
Turning me up and turning me down
Making me smile and making me frown
🎼 phobicool
Keeping my soul and my senses apart
Something's gotten into my life
Cutting its way through my dreams like a knife
Turning me up and turning me down
Making me smile and making me frown
🎼 phobicool
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با ترس از دست دادنت
از فردا تمام فیلترهای سیگارمان را
زیر سیگاری ات میشوم
به من بگو
به من بگو " بانوی شعرم آتش سیگارتان من "
و تاج سیگار را هرگز آتش نمی زنم که آنچه گویند بشود
هرگز طعم لبت از روی فیلترهای خاموش زندگی ام پاک نمی شود ، چرا که حتی در خواب
حتی در خواب
حتی در خواب
هم را نمی دیدیم چنین تنگ در آغوش لحظه های چسبناک
رخوتناک
و لزج زندگی هامان که به باد وفایش دادیم
تنت بخیر
ای تپش های تن سوزان من
من فروغت میشوم در لحظه های بیش و کم ..
ای که دستانت آرشه ی گیسوانم
بازوانت حلقه ی دارم باد !..
phobicool
#مهسا_طلوع
_ دست پاره ها
#خونآبه ( به زودی بصورت مجموعه سه گانه شعر سپید ، داستان کوتاه و نقاشی )
از فردا تمام فیلترهای سیگارمان را
زیر سیگاری ات میشوم
به من بگو
به من بگو " بانوی شعرم آتش سیگارتان من "
و تاج سیگار را هرگز آتش نمی زنم که آنچه گویند بشود
هرگز طعم لبت از روی فیلترهای خاموش زندگی ام پاک نمی شود ، چرا که حتی در خواب
حتی در خواب
حتی در خواب
هم را نمی دیدیم چنین تنگ در آغوش لحظه های چسبناک
رخوتناک
و لزج زندگی هامان که به باد وفایش دادیم
تنت بخیر
ای تپش های تن سوزان من
من فروغت میشوم در لحظه های بیش و کم ..
ای که دستانت آرشه ی گیسوانم
بازوانت حلقه ی دارم باد !..
phobicool
#مهسا_طلوع
_ دست پاره ها
#خونآبه ( به زودی بصورت مجموعه سه گانه شعر سپید ، داستان کوتاه و نقاشی )
من عطرهای منتظر تاریکی را
سوختن عبوس آسمان
در فریاد پلکها
دریافت بلند ساقهها
در ترنم برکهها
و ستارهها
که به نجوای دیررسی پناه بردهاند
با ما کسی
بانتظار نرسیده است
با ما کسی
اینچنین آشنا نبوده است
من عطرهای منتظر تاریکی را
دوست میدارم
و در تناوب سنگین برگها
بدستهای خویش
خو کردهام.
🔳Phobicool|ژورنال هنری تمامیّت ارضی
#محمدرضا_اصلانی
— شبهای نیمکتی، روزهای باد
من عطرهای منتظر تاریکی را
سوختن عبوس آسمان
در فریاد پلکها
دریافت بلند ساقهها
در ترنم برکهها
و ستارهها
که به نجوای دیررسی پناه بردهاند
با ما کسی
بانتظار نرسیده است
با ما کسی
اینچنین آشنا نبوده است
من عطرهای منتظر تاریکی را
دوست میدارم
و در تناوب سنگین برگها
بدستهای خویش
خو کردهام.
🔳Phobicool|ژورنال هنری تمامیّت ارضی
#محمدرضا_اصلانی
— شبهای نیمکتی، روزهای باد
جایی برای پای تو
تکوین توست
و جای پای تو تکوین تو
وقتی که وقت های تو تکوین تو نشد
و تو که یک توی دیگر را
از وقت های نیامده برمی داری،
بر جای پای رفته یک توی دیگر
بر جاده میگذاری
بگذار!
🔳Phobicool|ژورنال هنری تمامیّت ارضی
#یدالله_رویایی
— لبریخته ها
جایی برای پای تو
تکوین توست
و جای پای تو تکوین تو
وقتی که وقت های تو تکوین تو نشد
و تو که یک توی دیگر را
از وقت های نیامده برمی داری،
بر جای پای رفته یک توی دیگر
بر جاده میگذاری
بگذار!
🔳Phobicool|ژورنال هنری تمامیّت ارضی
#یدالله_رویایی
— لبریخته ها
صدای کف زدنت کبکهای کیهانی را برای من که زمینی هستم بیدار میکند
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
ولی شکفته بادا لبان من که نیمهماهِ نیمرخانِ تو را شبانه میبوسند
فدای تو دو چشم من که چشمهای تو را خواب دیدهاند
ببینمت تو کجایی که چهرهات باغی است
که از هزار پنجرۀ نور میوزد هر صبح،
و شانههای تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم!
به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل میشوند وَ ما به گریه روی میآریم
و،گریه به رو، کجا؟
و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو میآید
چه دستهایی داری
شبیه بوسه!
و خاک از تو که لبریز میشود ببین چه جلگهای آنجا که شانه میخورد از بوسهها و نسیم
کدام دست نیی چون تو را زده قط
شبیه بوسه چه انگشتهای سبزی داری!
نرو
به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل میشوند وَ ما به گریه روی میآریم
و،گریه به رو،کجا؟
بمان!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
- Art Magazine ; phobicool
#رضا_براهنی
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
ولی شکفته بادا لبان من که نیمهماهِ نیمرخانِ تو را شبانه میبوسند
فدای تو دو چشم من که چشمهای تو را خواب دیدهاند
ببینمت تو کجایی که چهرهات باغی است
که از هزار پنجرۀ نور میوزد هر صبح،
و شانههای تو آنجا چه ابرهای سپیدی که بر بلندی آنها چه تاج چهره چه خورشیدی!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم!
به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل میشوند وَ ما به گریه روی میآریم
و،گریه به رو، کجا؟
و سایه پشت سرت چیست در شب این که شعر من است که از پشت پای تو میآید
چه دستهایی داری
شبیه بوسه!
و خاک از تو که لبریز میشود ببین چه جلگهای آنجا که شانه میخورد از بوسهها و نسیم
کدام دست نیی چون تو را زده قط
شبیه بوسه چه انگشتهای سبزی داری!
نرو
به من بگو که کجا میروی پس از آن وقتها که رؤیاها تعطیل میشوند وَ ما به گریه روی میآریم
و،گریه به رو،کجا؟
بمان!
منی که دست ندارم چگونه کف بزنم؟
- Art Magazine ; phobicool
#رضا_براهنی
Forwarded from سید مهدی موسوی
Fesharam bede moosavi.m4a
3.1 MB
من
پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبی
مینوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبی
مینوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
Art Magazine ; phobicool
#فروغ_فرخزاد
و آنگاه که نطفه ها سر از خاک برمیدارند
من به آغوشت مشغولم
و در حفره ی گلویم جنینی
انگشت سبابه به دهان میگزد
و گاه گریه سر می دهد و طلب میکند از پستان خشکیده ی دنیا شعری را
که تو گویی به بند نافش بسته اند
آری ،
اینگونه متولد میشود روز
با روزگار من
در تنگنای رحم زمین و زمانی که به هم دوخته ایم !..
گهواره ام را کدام خواب خوش ربود؟
تکانم بده
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
من به آغوشت مشغولم
و در حفره ی گلویم جنینی
انگشت سبابه به دهان میگزد
و گاه گریه سر می دهد و طلب میکند از پستان خشکیده ی دنیا شعری را
که تو گویی به بند نافش بسته اند
آری ،
اینگونه متولد میشود روز
با روزگار من
در تنگنای رحم زمین و زمانی که به هم دوخته ایم !..
گهواره ام را کدام خواب خوش ربود؟
تکانم بده
Phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
چه رنجی کشیدهای از عادتت به من،
به روح تنها و وحشیام،
از نامم که میرماند همه را.
Art Magazine ; phobicool
#پابلو_نرودا
به روح تنها و وحشیام،
از نامم که میرماند همه را.
Art Magazine ; phobicool
#پابلو_نرودا