| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Boreal forest
in the Ural mountains (1890)
By Apollinary Vasnetsov
🔲 p h o b i c o o l

‌شب از شب‌های پاییزی‌ست.
از آن هم‌درد و با من مهربان شب‌های شک‌آور.
ملول و خسته‌دل، گریان و طولانی.
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین همدرد،
و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی.
و اینک (خیره در من مهربان) بینم
که دست سرد و خیسش را
چو بالشتی سیه زیر سرم _بالین سوداها_
[گذارد شب
من این می‌گویم و دنباله دارد شب.

خموش و مهربان با من
به کردار پرستاری سیه‌پوشیده پیشاپیش، دل برکنده
از بیمار،
نشسته در کنارم، اشک بارد شب
من این می‌گویم و دنباله دارد شب.‌]

🔲 Phobicool | ژورنال هنری تمامیّت ارضی

#مهدی_اخوان‌ثالث
سرزمینی که از آن ما نیست
ولی تا ابد خاطره‌انگیز است.

#آنا_آخماتوا

Art Magazine ; phobicool

دروازه دولت، تهران، ۱۳۴۰
The burning of Rome, 1907
by George H. Seeley (1880 - 1955)

Phobicool
اکنون تنها نیستم،
او اینجاست.
گاهی خیال می‌کنم رفته است،
اما باز به سویم پر می‌کشد،
صبح، ظهر یا شب.
پرنده‌ای بدون خواهان،
از آنِ من است.
پرنده من، پرنده‌ درد!
بی‌نغمه و آواز،
بر شاخه تاب می‌خورد.

phobicool
#چارلز_بوکفسکی
ترجمه #مهیار_مظلومی
از کتاب #شعرهای_آخرین_شب_زمین
«همان وقت است که از تو می‌پرسم، مامان، مادر من، قلب من، مادر من، قلب من، مامان، اندوهی که دارم... کجا بگذارمش؟
کجا، مامان؟»
Phobicool

#النا_پونیتاتووسکا
یکی از دلایلِ عوضی بودن دنیا، این است که آدمهاش، هر غلطی که خواسته اند، کرده اند ...

شرط می بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند، به خاطرِ دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده ...

"لابد نتوانسته اند بکنند"

phobicool
#مصطفی_مستور
👍1
Forwarded from ساعت چند و نیم ()
من بعد از مرگ هم همین حوالی تو پرسه میزنم....

🌙 ساعت چند و نیم

#سید_علی_صالحی
این بچّه‌ها با ماری‌جوآنا و سکسشان آیا می‌دانند که هفت سال لب پنجره نشستن یعنی چه؟! از آنجاست که می‌توانی زندگی را ببینی. البته از آن بالا همه شبیه مورچه‌اند!


phobicool
#وودی_آلن
تمرکز نشئه
رضا براهنی
بگو بپرانندم و دور خود
دور تو چرخانندم و دامن‌هایت را به تکان بریزانم من
میوه‌هایم را
که پیش‌ مرگ تو باشم
که بوی گردن آهو را بپیچانم به جانم که پیش پیش مرگ تو باشم ...

Phobicool

#رضا_براهنی
در سايه ها نگاه کردم
سنجاقک آبى
که آه سفيد شده بود
هر چه اوى و هر چه سوسوى او
از يادگارها بترس
ميان خاب
ميان بيدارى
و اين که اينجايى
رو به او
رو به سوسوى او ..

phobicool
#هوشنگ_چالنگی
The Sandman (1966)
By Salvador Dalí


“Exit light, enter night.”
-Enter Sandman_ Metallica

p h o b i c o o l
سحرگاهان که مخمور شبانه
گرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از می
ز شهر هستیش کردم روانه
نگار می فروشم عشوه‌ای داد
که ایمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنیدم
که ای تیر ملامت را نشانه
نبندی زان میان طرفی کمروار
اگر خود را ببینی در میانه
برو این دام بر مرغی دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
که بندد طرف وصل از حسن شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه
ندیم و مطرب و ساقی همه اوست
خیال آب و گل در ره بهانه
بده کشتی می تا خوش برانیم
از این دریای ناپیداکرانه
وجود ما معماییست حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه

phobicool

#حضرت_حافظ
وجود ما معمائیست حافظ ...