| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram

” کجایی کجایی می‌گفتند در باغ‌های کیوی خرگوش‌های کوچولو
به این‌کجا و آن‌کجا می‌جنباندند گوش‌هاشان را در باغ‌های کیوی؛
از آن نگاهِ بیضیِ بلندِ ترکمنی
زبانه می‌کشید بهاری سه‌روزه
زنی به پشت کرکره‌های حصیر، گیوه‌هایش را از پا در می‌آورد
و بیخیال و دور از شهر، پرنده‌وار می‌خواند
و باغ‌های کیوی به شکل خواب پراکنده
پشت درباچه لمیده بودند؛
و حالا لباس‌هایش را در می‌آورد
دوچرخه‌ای پنچر کنار پنجره افتاده بود.
کجایی کجایی می‌گفتند در باغ‌های کیوی
تمامی تصویرها به روی قایق سبزی سوار بودند
و از قرن هشتم هجری به سوی قرن چهارده میلادی می‌آمدند
و ما کجا بودیم
من و تو کجا؟
و شاهزاده‌خانمی از برگ
در پشت کرکره‌های حصیر برهنه بود؛
ربوده بود شاعر را خوابی سپید
و باغ‌های کیوی... “

🔲 PHOBICOOL | مجلهٔ هنری تمامیّت ارضی

#رضا_براهنی
Forwarded from That's all folks! (AMIN)
خانم فرن لیبوویتز می‌گه آدمای خیلی کمی هستند که صاحب توانایی‌های هنری هستند. اگر در خودتون میلی سوزان و بی‌قرار به نوشتن یا نقاشی کردن احساس کردید خیلی ساده یه چیز شیرین بخورین و میل‌ئه از بین می‌ره!

قربون دهنت فرن! قربون دهنت!
IMG_20211111_034303_746.jpg
75.3 KB
بر آمد از آتش زنگ
از عریانی‌ی باد و زمین
خاکستر پنهان
حلزونی از آهن فراهم ساخت
بی‌سر و دم
که رخشان بود
به روزان دراز و کمش
ورای سپیدش را
چرخ نخورد
و به نزدیکترین فاصله
گم گشت یادگار.

🪡 Art Magazine ; phobicool

#بهرام_اردبیلی
به: #بیژن_الهی
#رهگذری_در_خواب_پروانه‌ها
دیگر نمی‌خندند درین آتشِ مرگ زده
جز مورانِ سپید

نه ملکوتِ یخ
کلیدش را می‌گوید
نه وقتِ برخاستن
هیچ مویرگ شیهه میاموزد
نه اسپند در خون می‌پزد
نه‌پارچه‌ی سپید، گلو دارد

دیگر هیچ سگ
کهربای دریده را نمی‌بیند
نه‌ رمه‌ها دهانش را می‌جویند
نه سُّم کوچک تاریکش می‌کنم

به بند کشیده مرگ را
بعد از او کسی نمی‌میرد.

Phobicool
#هوشنگ_چالنگی
_زنگوله‌ی تنبل
The Afternoon Rest (1876)
by George Goodwin Kilburne

🌬 P h o b i c o o l
برای پاک کردن کتاب‌ها کافی است که هرگز لایشان را باز نکنیم.
در مورد آدم‌ها هم همینطور است؛ برای پاک کردنشان کافی است هرگز با آن‌ها حرف نزنیم.

Art Magazine ; Phobicool

#کریستین_بوبن
_همه گرفتارند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
اولین موشن فراخوان چهاردهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر

فراخوان این دوره از جشنواره و ثبت نام و ارسال تصاویر آثار(حداکثر تا ۲۰ دی ماه)، از طریق سایت رسمی جشنواره:

www.fajrtajasomi.ir
@tajasomi
آخرِ باد را یکی
(مادری انگار) بر سرم
می‌ایستانَد: بامی
که وقفه می‌دهد شیرین
به قاصدکهایی همواره
از گمشدگانی دیگر
به گمشدگانی دیگر.

از- افق- آغاز- کرده را بگو
به کجا رود، به کجا...
ای مُبتدای منظرِ چشم،
سدره‌المنتها!

🌂 Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
_دیدن
Der Haar-Hund (1943)
By Jean Dubuffe

🪡 p h o b i c o o l
ناتانائیل!
آخر کی همه ی کتاب ها را خواهیم سوزاند! برای من خواندن اینکه شن ساحل نرم است کافی نیست،
می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.
«معرفتی» که قبل از آن «احساسی» نباشد، بیهوده است!

🎩 Art Magazine ; phobicool

#مائده_های_زمینی
#آندره_ژید
ما در اثر سالها تجربهٔ تلخ ، دریافتیم که مردم دنیا خوش باور و احمق و توسری خورند و عقلشان به چشمشان میباشد و همچنین دنیا خر تو خر است.
اگر ما از حماقت مردم استفاده میکنیم گناه از ما نیست
چشمشان کور شود و دنده شان نرم ،
اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را دربیاورند
اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدر پرستند ، پس فضولی موقوف!
بیخود صورت حق بجانب بخود نگیرند ،
زیرا حق نتق کشیدن ندارند.

🌪 Art Magazine ; phobicool

_توپ مرواری
#صادق_خان_هدایت
Painting by: #Mahsa_Tolou
Oil on Canvas
_Sadegh Hedayat - 1386
Expersive - 30.40

🎩 p h o b i c o o l
تو از خورشید ها آمده‌ای،
از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای
تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای.
در خلائی که نه خدا بود و نه آتش
نگاه و اعتماد تورا به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.
جریانی جدی
در فاصله دو مرگ
در تهی میان دو تنهایی

شادی تو بی رحم است و بزرگوار،
نفست در دست‌های خالی من ترانه و سبزی است

من برمی‌خیزم!
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه‌یی برابر آینه‌ات می‌گذارم
تا از تو ابدیتی بسازم.

🌙 Art Magazine ; Phobicool

#شاملو
_باغ آیینه
تنها مرا داری که به گلدان‌هایت آب بدهم
وقتی که آب گلویت را می‌خراشد
تنها تورا دارم که زنگ در خانه‌ات را بزنم
و بگویم: من مُرده‌ام
و مرگ حوصله سر بر است
راهم‌ می‌دهی؟!

🌙 Art Magazine ; Phobicool

#علیرضا_قاسمیان_خمسه
The Crown of Love
Sir John Everett Millais( 1829 - 1896 )

🪨 P h o b i c o o l