| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.83K links
Download Telegram
Forwarded from MadHatter
ناخن هایش را می‌کشد.
از سقف آویزان می‌کند
به صورتم مشت می‌کوبد
روزمرگی

_همه چیز عادی ست
شب بسته بود
و میخاندم:
(به مُشتت گرماست،
بازم کن)

و میخاندم:
((مُشتم بسته‌ست
مُشتم بسته‌ست...))

🪡 Art Magazine ; phobicool

#بیژن_الهی
_جوانی‌ها
Le Christ Mort Sur la Croix
By Philippe de Champaigne


🫀 p h o b i c o o l
هر چه بود بازی بود،
تنها تو می‌دانستی و بس؛
آه! ستاره‌ئی ورپرید،
افتاد یکی از نفس.

قصه‌ی قدیمی شده دیگر
قصه‌ی دل سپردن،
مثل قصه‌ی زادن،
مثل قصه‌ی مردن.

نگاه! ستاره‌ئی ورپرید،
افتاد یکی از نفس؛
آن‌که دل به دریا زد،
آن‌که ندانست و بس.

🌂 Art Magazine ; phobicool

#قاسم_هاشمی_نژاد
#بازخريد_دياران_گمشده
#گواهی_عاشق_اگر_بپذیرند
Crucifixion
By Giusto de Menabuoi


🌪 p h o b i c o o l
As was the tradition in crucifixion scenes from this era, the sun is to the left of the Christ figure, while the moon is on the right. Menabuoi depicted the moon with "the red glow of a lunar eclipse," while the sun appears "cool and pale,"
و انسان گردن خواهد نهاد. رنج خواهد برد، عشق خواهد ورزید.
بدین گونه؛ مثل همیشه چنان خواهیم بود که از پیش بودیم، رنج خواهیم برد. بناهای سوخته را برپا خواهیم کرد، آواز خواهیم خواند و لیوان آبجو را بر میز خواهیم کوبید و بر شوربختیمان خواهیم گریست..

🕷 Art Magazine ; phobicool

#کارلوس_فوئنتس
_پوست انداختن

‌دل رفت ذوق رفت تپش رفت شوق رفت
از هرچه داشتیم فقط آبرو نرفت
جز آرزوی مرگ که دور از تمامتان
با من به زیر خاک کدام آرزو نرفت؟

🔲 PHOBICOOL | مجلهٔ هنری تمامیّت ارضی

#علی‌اکبر_یاغی‌تبار
“Mort Serenade”
Painting By Glenn Brady


🔲 p h o b i c o o l

“Beyond a certain point there is no return. This point has to be reached.”

— Franz Kafka
آن قدر در شب فرو میروم که
ستاره ستاره
بالا می آورم از درونم
جان مایه ات را ..

🎩 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_ خونآبه

” کجایی کجایی می‌گفتند در باغ‌های کیوی خرگوش‌های کوچولو
به این‌کجا و آن‌کجا می‌جنباندند گوش‌هاشان را در باغ‌های کیوی؛
از آن نگاهِ بیضیِ بلندِ ترکمنی
زبانه می‌کشید بهاری سه‌روزه
زنی به پشت کرکره‌های حصیر، گیوه‌هایش را از پا در می‌آورد
و بیخیال و دور از شهر، پرنده‌وار می‌خواند
و باغ‌های کیوی به شکل خواب پراکنده
پشت درباچه لمیده بودند؛
و حالا لباس‌هایش را در می‌آورد
دوچرخه‌ای پنچر کنار پنجره افتاده بود.
کجایی کجایی می‌گفتند در باغ‌های کیوی
تمامی تصویرها به روی قایق سبزی سوار بودند
و از قرن هشتم هجری به سوی قرن چهارده میلادی می‌آمدند
و ما کجا بودیم
من و تو کجا؟
و شاهزاده‌خانمی از برگ
در پشت کرکره‌های حصیر برهنه بود؛
ربوده بود شاعر را خوابی سپید
و باغ‌های کیوی... “

🔲 PHOBICOOL | مجلهٔ هنری تمامیّت ارضی

#رضا_براهنی