شکفته بغض قرمز من
در میان دستانم
غروب شگرفی
نه نامهای نه پیامی
نه درد و دشنامی
چه خارها که خلید
میان پاهایم
چه سنگها که کشیدم
میان واحهی دلتنگی
میان رویایم
سکوت
خون و غزل بود که میسرودم من
چه تلخ میگریم
چه تلخ میگریم
میان بغض من و عشق من
چه فاصلههاست
چه قافلههاست.
🧳 Art Magazine ; phobicool
#محمد_مالمیر
زادروز: ۱۳۲۷/۰۴/۰۸
پایانِ زندگی: ۱۳۷۸/۰۴/۰۸
در میان دستانم
غروب شگرفی
نه نامهای نه پیامی
نه درد و دشنامی
چه خارها که خلید
میان پاهایم
چه سنگها که کشیدم
میان واحهی دلتنگی
میان رویایم
سکوت
خون و غزل بود که میسرودم من
چه تلخ میگریم
چه تلخ میگریم
میان بغض من و عشق من
چه فاصلههاست
چه قافلههاست.
🧳 Art Magazine ; phobicool
#محمد_مالمیر
زادروز: ۱۳۲۷/۰۴/۰۸
پایانِ زندگی: ۱۳۷۸/۰۴/۰۸
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
ورنه دیگر به چه کار آیم من
🌒 Art Magazine ; Phobicool
#اخوان_ثالث
مگرم سوی تو راهی باشد
ورنه دیگر به چه کار آیم من
🌒 Art Magazine ; Phobicool
#اخوان_ثالث
و تو تنهایی
شبیه ماهی ها میان حوض
که غرق اغراق غریب آب هایند
و تو هیچ کسی
شبیه خنکای دم صبح اعدام
که از تبرک نور هیچ چیز با خود نخواهد برد
و من
آفتاب تموزم
که هیچ زمستانی را نخواهد دید
🪗 Art Magazine ; phobicool
#هومن_داوودی
شبیه ماهی ها میان حوض
که غرق اغراق غریب آب هایند
و تو هیچ کسی
شبیه خنکای دم صبح اعدام
که از تبرک نور هیچ چیز با خود نخواهد برد
و من
آفتاب تموزم
که هیچ زمستانی را نخواهد دید
🪗 Art Magazine ; phobicool
#هومن_داوودی
چه رنگ شعری
با چه حجمی
در چه وزنی؟
بگو تا برایت بگویم ای زن
قصه ی غصه های عسلم
و آنام وای آنام
یا خودم ..
بگو تا برایت بگویم تا روزی هزار بار خدایت را سجده کنی
و لب به دندان بگزی و برایم دعا کنی ..!
#نه_به_تجاوز_زناشویی #نه_به_تجاوز_به_محارم #نه_به_آزار_جنسی #نه_به_بیمار_جنسی #نه_به_عقده_حقارت
🥀 phobicool
#مهسا_طلوع
_ دست پاره ها
با چه حجمی
در چه وزنی؟
بگو تا برایت بگویم ای زن
قصه ی غصه های عسلم
و آنام وای آنام
یا خودم ..
بگو تا برایت بگویم تا روزی هزار بار خدایت را سجده کنی
و لب به دندان بگزی و برایم دعا کنی ..!
#نه_به_تجاوز_زناشویی #نه_به_تجاوز_به_محارم #نه_به_آزار_جنسی #نه_به_بیمار_جنسی #نه_به_عقده_حقارت
🥀 phobicool
#مهسا_طلوع
_ دست پاره ها
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺗﺨﺘﻪﺭﻧﮓﺍﻡ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩ، ﺍﮔﺮ
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ .
🎓 Art Magazine ; phobicool
#رنه_ژان_کلو
ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ .
🎓 Art Magazine ; phobicool
#رنه_ژان_کلو
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
چه رنگ شعری با چه حجمی در چه وزنی؟ بگو تا برایت بگویم ای زن قصه ی غصه های عسلم و آنام وای آنام یا خودم .. بگو تا برایت بگویم تا روزی هزار بار خدایت را سجده کنی و لب به دندان بگزی و برایم دعا کنی ..! #نه_به_تجاوز_زناشویی #نه_به_تجاوز_به_محارم #نه_به_آزار_جنسی…
هرچه شب تاریکتر؛ ستارهها روشن تر
و غم و اندوه عمیقتر باشد؛ خدا نزدیکتر است
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#داستایفسکی
_جنایات و مکافات
و غم و اندوه عمیقتر باشد؛ خدا نزدیکتر است
🌙 Art Magazine ; Phobicool
#داستایفسکی
_جنایات و مکافات
Forwarded from کتابها
ما تقریباً کلیۀ دلایل دردهای جسمانی را میدانیم، و اما امراض روحی در اثر تربیت به وجود میآید، در اثر آن مزخرفاتی که از کودکی در سر انسان پر میکنند، در اثر وضع زشت اجتماع. خلاصه، اجتماع را اصلاح کنید، دردها ناپدید میشود.
📖: پدران و پسران –ایوان تورگنیف
📖: پدران و پسران –ایوان تورگنیف
Forwarded from ignascio
همهی ما مخلوقات یک روز هستیم؛
یادآورندگان و یادآورده شدگانی، مثل هم.
”همه چیز بی دوام است! هم حافظه و هم موضوعاتِ حافظه. دیری نمیپاید که همهچیز را فراموش خواهی کرد، و دیری نمیپاید که همهچیز تو را فراموش خواهند کرد. همیشه به این فکر کن که خیلی زود، دیگر هیچ کسی نخواهی بود، هیچ کجا نخواهی بود.“
• http://t.me/ignascio
[مارکوس اورلیوس]
از مقدمهٔ کتاب مخلوقاتِ یک روز؛
اروین دیوید یالوم
ترجمهٔ حسین کاظمییزدی
نشر پندار تابان؛ چاپ اول: ۱۳۹۵
همهی ما مخلوقات یک روز هستیم؛
یادآورندگان و یادآورده شدگانی، مثل هم.
”همه چیز بی دوام است! هم حافظه و هم موضوعاتِ حافظه. دیری نمیپاید که همهچیز را فراموش خواهی کرد، و دیری نمیپاید که همهچیز تو را فراموش خواهند کرد. همیشه به این فکر کن که خیلی زود، دیگر هیچ کسی نخواهی بود، هیچ کجا نخواهی بود.“
• http://t.me/ignascio
[مارکوس اورلیوس]
از مقدمهٔ کتاب مخلوقاتِ یک روز؛
اروین دیوید یالوم
ترجمهٔ حسین کاظمییزدی
نشر پندار تابان؛ چاپ اول: ۱۳۹۵
Forwarded from ساعت چند و نیم (●)
ولی خاک تو با او مهربان باش
اگر آتش با او مهربان نبود
اگر زندگی
اگر مرگ با او مهربان نبود
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند
خاک، تو با او مهربان باش
⚖ ساعت چند و نیم
#رضا_براهنی
اگر آتش با او مهربان نبود
اگر زندگی
اگر مرگ با او مهربان نبود
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند
خاک، تو با او مهربان باش
⚖ ساعت چند و نیم
#رضا_براهنی
اگر نبودی
حتی فرصتی برای عاشق شدن نبود
و اگر نبودی
الان فکری بود که مرا میکشت
عین عشق مرجان
" عاقبت عشق تو مرا کشت مرجان "
در سه قطره خون هدایت نه در داش آکل
اگر نبودی
آغاز فصل سرد فروغ را باید تنها تجربه میکردم و همه چیز دروغ بود
به جز فصل سرد فروغ
#مهسا_طلوع
#دست_پاره_ها
Phobicool
حتی فرصتی برای عاشق شدن نبود
و اگر نبودی
الان فکری بود که مرا میکشت
عین عشق مرجان
" عاقبت عشق تو مرا کشت مرجان "
در سه قطره خون هدایت نه در داش آکل
اگر نبودی
آغاز فصل سرد فروغ را باید تنها تجربه میکردم و همه چیز دروغ بود
به جز فصل سرد فروغ
#مهسا_طلوع
#دست_پاره_ها
Phobicool
کاش ميگفتم :
صد پیمان ، صد جشن و صد کلمه را
می توانی با خودت ببری
طلوع سردی برایم به جای خواهد ماند
و صدها تراموايى که دیر می رسند ،
و قطره ای باران در راه تراموا
صد کوچه ، صد خیابان و
صد قطره ی بارانی که پشت سر می دویدند ..
Phobicool
#آرسنى_تارکوفسکى
صد پیمان ، صد جشن و صد کلمه را
می توانی با خودت ببری
طلوع سردی برایم به جای خواهد ماند
و صدها تراموايى که دیر می رسند ،
و قطره ای باران در راه تراموا
صد کوچه ، صد خیابان و
صد قطره ی بارانی که پشت سر می دویدند ..
Phobicool
#آرسنى_تارکوفسکى
عصر همان روز بود, مرجان قفس طوطی را جلوش گذاشته بود و به رنگ آميزی پر و بال,
نوک برگشته و چشمهای گرد بی حالت طوطی خيره شده بود. ناگاه طوطی با لحن داشی با
لحن خراشيده ای گفت:
مرجان... مرجان... تو مرا کشتی... به که بگويم... مرجان... عشق تو... مراکشت...
Phobicool
#داش_اکل
#صادق_هدایت
نوک برگشته و چشمهای گرد بی حالت طوطی خيره شده بود. ناگاه طوطی با لحن داشی با
لحن خراشيده ای گفت:
مرجان... مرجان... تو مرا کشتی... به که بگويم... مرجان... عشق تو... مراکشت...
Phobicool
#داش_اکل
#صادق_هدایت
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰