| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
فرشته سقوط کرده گفت:
اینجاست آن منطقه، آن زمین، و آن هوا، و آن اقامتگاهی که میباید بجای آسمان، در آن بمانیم ...؟
این تاریکی یکنواخت، در برابر آن نور آسمانی؟! باشد! حال که فرمانروای مطلق، نسبت به آن چه عادلانه است تصمیم میگیرد، نظر میدهد، هرجا دورتر از او برایم بهتر است!
بدرود، ای دشت های سعادت آوری که تا ابد شادمانی و بهجت در شما ساکن است! و درود بر وحشت! درود بر عالم دوزخ! و تو ای دوزخ ژرف؛ مالک جدیدت؛ اندیشه ای به ارمغان میآورد که هرگز نه با زمان، نه با مکان، دستخوش تغییر
نخواهد شد.
🔲Art Magazine; Phobicool
_ بهشت گمشده
#جان_میلتون
Autumn. Mill. Plyos. (1888)
Painting by Isaac Levitan

🔲 P h o b i c o o l
دریغا
ما که زمین را آماده‌ی مهربانی می‌خواستیم خود مهربان شدن نتوانستیم

🌑 Art Magazine ; Phobicool

#برتولت_برشت
Forwarded from ᕈɾɑ̀ηɑɑ́ ᗣɾt
در ورودی کلیسایی، روی پوستری که اجرای هنر فوگ باخ را اعلام می‌کند، یک نفر با حروف بزرگ نوشته "خدا مرده است." در کنارِ نامِ آهنگ‌سازی که مدت زمانی که به فوگ یا کانتاتی از او گوش می‌کنیم، خداوند، بر فرض هم که فوت کرده باشد، بار دیگر زنده می‌شود.

عواقب به دنیا آمدن - امیل سیوران

William Blake - Pestilence, Death of The First Born - 1805


📡 Pɾɑ̀ɳɑɑ́; Aɾt & Liteɾɑtuɾe | پرانا؛ هنـر و ادبیـات
Forwarded from ᕈɾɑ̀ηɑɑ́ ᗣɾt
🔘 Music

. Band: Warmth
. Album: The Darkest Place (2021)
. Genre: Ambient | Drone
. Country: Spain
آدم‌ها آخرین خداحافظی را برای کسی نگه می‌دارند که بیشر از همه دوستش دارند.

🖇 Art Magazine ; Phobicool

#اورهان_پاموک
Forwarded from That's all folks! (Nima)
به‌خاطر بچه‌های خواهرم هرروز بی‌تی‌اس گوش می‌کنم. گاهی برای‌شان چیزهایی می‌گذارم گوش کنند. بدشان نمی‌آید اما به‌شرطی که من هم اعتراف کنم بی‌تی‌اس خیلی هم خوب است. اعتراف نمی‌کنم. دو هفته‌ی دیگر آلبوم تازه‌ی کورتنی بارنت می‌آید. چندتایی کتاب دارم که خواندن‌شان کیف دارد. دوستم یک روش تازه‌ی درست کردن نسکافه یادم داده و چندروزی آرام خواهم بود. چیزی که می‌نوشتم دارد یک راه‌هایی پیدا می‌کند. مثل باریکه‌های آب توی زمینی گلی. خیلی آرام و دلخواه و خواستنی. دلت می‌خواهد دستت را توی گل فرو کنی که مسیر آب عوض شود! نکن! بگذار آب مسیر خودش را برود! بگذار کار خودش را بکند! تو هیچ‌کاره‌ای در سرنوشت آب! فقط نگاه می‌کنی! نگاه کن!
تمام ضابطه‌هایم رها شدند
رهایی‌ام همه بر پا ایستاد

دو ساق نامرئی که تمام میدان را پا
به جای پای دیگر گذاشتند
به من گفتند:
کویر تو همیشه همان است
و تو همیشه همان
چهل بار به فرزانگی که می‌آمد گفتم
چهل چهره همان چهره‌ای‌ست
که شکل زانو داشت
و روی زانو مادر
بی‌چهره ماند.

🕷 Art Magazine ; phobicool

#یدالله_رویایی
#در_جستجوی_آن_لغت_تنها
Forwarded from ‌ ignascio
“Autumn Landscape at Dusk”
c.1885
Vincent van Gogh
(Dutch, 1853–1890)

”کسی با پاييز می‌رود“

‌ ‌کسی با پاييز می‌رود
‌‌گام‌هايش در باران
‌ ‌برگها را در دهانْ گرفته می‌سرايد.

‌‌ ‌درخت را تنها
‌ ‌‌شاخه‌هايش را زيبا
‌ ‌‌باد را آوازخوان ‌هدهد
‌‌ ‌شانه‌به‌سر را می‌خواند.
‌‌‌ ‌انگشتانش سبزند. دهانش آواز.
‌ ‌لب که می‌گشاید‌ ‌عشق می‌بارد.

‌‌ ‌نگفته بود که می‌رود
‌‌ ‌اما می‌داند که با پاييز کسی بايد برود؛
— پس می‌رود.

‌ ‌صبح که بيايد
‌ ‌جای پاهايش
‌ ‌کفش‌هايش – را جا گذاشته
‌ ‌حرف‌ها و خاطره و لبخندش را
‌‌ ‌و همه می‌فهمند که‌ ‌کسی با پائيز رفته است...




” کسی با پاییز رفته است “

‌ ‌باد می‌ريخت
‌ ‌برگ روی برگ
‌ ‌در پای درخت
‌ ‌زرد و زرد و زرد.

‌ ‌با غبار و خاکستر—
‌ ‌آستانهٔ خالی—
‌ ‌قفلی زنگار بسته بر در—
‌ ‌کسی با پاييز رفته است.


اسماعیل یوردشاهیان
‌ ‌دو‌ شعراز دفترِ «کسی با پاییز می‌رود»
(پایانِ ‌شعر) ‌؛‌ پاییز و زمستان ۱۳۸۵
میرا (1382)
اثر : #مهسا_طلوع
تکنیک کنته روی کالک

🖤 p h o b i c o o l
سیاه می نویسم
اما تو سپید بخوان ،
کسی چه میداند کاینهمه سیاه و سپید شاید خاکستری شود
بر باد رفته ،
در روزگاری که هیچ کنتراستی
وزن بودنمان را نخواهد گریست

که عصر
عصر شاعرانیست که واج به واجشان پر از مخدر های بی تسکین است
آری سیاه مینویسم که بارى سپید بنگری
دنیای خاکستریمان را...

🗿 Art Magazine ; phobicool

#مهسا_طلوع
_خونآبه
”سكوت“


سكوتِ حك شد برلبانم
روزی دری را كه نبايست گشودم
چيزی را كه نبايست ديدم!
تصوير زنی را با نوشته‌ها در سطرهای كوتاه
در لوح‌ها و صفحه‌های گلی و كاغذين
بر ستونی بلند
يا نصب شده بر ديوار
و سكوتی كه از ميان همه چيز می‌گذشت...

زنی می‌آمد سرخ
با اناری سرخ در دست
از ميانِ انبوهِ مردمِ سكوت
كه آمدنش نيامدن بود
— تصويرِ سطری ناخوانده بود —
كه سكوت را صدا می‌زد؛
(تو چرا
هميشه
با نگاهت
مرا
بسكوت كشانده‌ای؟)
🔲Art Magazine ; phobicool
#اسماعیل_یوردشاهیان
November Morning
c.1901-02
By Dwight William Tryon
(American, 1849–1925)
🔲 p h o b i c o o l
گاه در اوهامم تو را میبینم که در _ برزخ _ با دو بسته سیگار دنبالم میگردی
_ بگذریم ،
حالم همچنان خوب نیست...

🦽 Art Magazine ; phobicool

#حسین_پناهی