| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
نه راهى به رويا مى‌رسد
نه رويايى به راه

برمى‌گردم
به رنگ‌هاى رفته‌ى دنيا

به موهاى مادرم
پيش از آن كه پدر ببافدش
به خاک
پيش از آن كه تو در آن به خواب روى
و آن كتابِ كوچكِ غمگين:
پيامبر شدن در جزيره ى متروک

از هم
به هم گريخته‌ايم
از خاک
به زير خاک
و انگار تمام جاده‌ها را
با پرگار كشيده است
و انگار مرگ نقطه‌اى‌ست
كه به پايان تمام جمله‌ها مى‌آيد

و آن پرنده‌ى كوچک
كه روياى من و تو بود
در دهانش برگى گذاشته‌اند
تا سكوت كند

از شب به شب گريخته‌ايم

دست‌هايت را به تاريكى فرو ببر
و هرچه را لمس كردى
باور كن.

@phobicool

#گروس_عبدالملکیان
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ
ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ، ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ می‌کند ﮐﻪ
ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ .

«بیشعوﺭﯼ» ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ است ،
خیلی‌ها نمی‌فهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !

@phobicool
#خاویر_کرمنت
چشم‌هایم به تماشای تو از دور ندارد عادت
یا به این که بروی و بروم از یادت
شعر لورکا وسط حافظه‌ام چپ کرده
زلف بر باد نده تا ندهم بر بادت
مسکوی یخ زده ات رفت و مرا کشت کسی
مانده ام در وسط گرمی عشق آبادت
روح آزرده‌ی من در تو هگل می خواند
بی‌فروغم وسط قصه‌ی فرخزادت

چشم‌هایی که به من خیره شده…می پاید
چشم‌هایت که به این صورتکم می‌آید

ساعت پنج شد و وقت سخنرانی تو
ساعت پنج شد و موقع ویرانی تو
ساعت پنج و من و گاو و تو و خون بازی
ما و ما های من و ما و رجزخوانی تو
به مساوات همه اهل جهان را کردی
من و ما خیس تو و حالت بارانی تو
ما که در بند توییم و همگی آزادیم
خوش به حال همه‌ی مردم زندانی تو

چشم‌هایی که به من خیره شده…می پاید
چشم‌هایت که به این صورتکم می‌آید

روزها رفت و من و عشق و تو را برد کسی
روزها رفت و درون من و تو مُرد کسی
روزها رفت و کسی قصه‌ی ما را ننوشت
روزها رفت و در این حادثه پژمرد کسی
روزها…بی‌هدف و گیج و پر از پایان است
می‌نویسد ته خط، قصه ی ابزورد، کسی
گاوها حین چرا شعر تو را می خوانند
کارگرهای جهان مُت…و مرا خورد کسی

چشم‌هایی که به من خیره شده…می پاید
چشم‌هایت که به این صورتکم می‌آید

@phobicool

#حمیدرضا_امیرخانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
کنار پنجره راه میروم، پشت پنجره نيستی! جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛ به وسعت یک پنجره! کنار پنجره بهمن کوچک، پر از نیکوتین های مرگ است! و گلدان ها ... @phobicool #مهسا_طلوع
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من راه میروم...!

@Phobicool
#مهسا_طلوع
آه... ای شاعر!
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟

@phobicool

#محمود_دولت_آبادی
#سلوک
رنج کشیدن هر کدام از ما، موسیقی مخصوص به خودش را دارد !

@phobicool
#رولان_بارت
Forwarded from Loca Loca
آخرین جمله باب مارلي به پسرش: «با پول نمی‌توان زندگی را خرید».

#باب_مارلی
@Kaarbon
نگاه کردم در آیینه؛ از خودم خوشم می‌آمد. ولی نه در آیینه.
من این شکلی نیستم.

@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_هالیوود
Forwarded from من فمنیست هستم (Bita♀=♂)
این که همیشه میگیم فلانی خیلی مرده ،مخصوصا اینکه مونث رو مرد خطاب می کنیم خودش یه توهین از باب ترجیح برتریت جنسی حساب می شه. حتی خود زن ها هم غالبا وقتی به احوالات شگفت مادی و معنوی یک فرد پی میبرند ، او را مظهر مردانگی می بینند و میخوانند. یا میگویند زن جنس ضعیفی ست..!
این که جنس زن ضعیف باشد یا قوی هم در استثناء جاتی* وارد آمده بر می گردد باز به همان تمثیل در عین زن بودن خیلی مرده که این هم مقصرش از ریشه و بن ما زن ها ( البته بدون دلیل بر ضعیف بودنمان ) ریشه دوانده.
زن بودن یا مرد بودن مسئله این نیست.
مهم به کار ورزیدن انسانیت است ، مرد باش زنانه ، زن باش مردانه !
انسانیت است که جهانی را آرام می کند.
#مهسا_طلوع

حقوق برابر زن و مرد=فمنیسم
@man_feminist_hastam