| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
یک روز داشتم با کورا صحبت می‌کردم . کورا برای من دعا کرد ، چون خیال می‌کرد من گناه را نمی‌بینم ، می‌خواست من هم زانو بزنم دعا کنم . چون آدم‌هایی که گناه در نظرشان فقط چند کلمه‌ست ، رستگاری هم در نظرشان فقط چند کلمه‌ست!
@phobicool
#ویلیام_فاکنر
_گور به گور
ترجمه‌ی #نجف_دریابندری
قدوم تو متواری‌ست،
و پرتگاه به هر سوی...!

برای آن‌که بیایی،
صدها هزار پل
به پرتگاه هرآن‌سوی
نهاده‌ام که تو راهی شوی بدین سوی قرن.

برای آن‌که بیایی،
صدها هزار راه،
طلب نمای تو،
ــ در دست ــ
نهاده‌ام که برآیی ز قله‌ی این عصر،

برای آن‌که بیایی،
ولیك
قدوم تو متواری‌ست،
و صبح و ظهر گذشت‌ست!

کجاست کاروان قدومت؟
که عصر،
سر زده سرد.

برای خاطر این سرد،
آفتاب بیار ..!
که عصر،
گرم شود

و تا کجای این‌سوی قرن
به زیر ِ تافتن‌ات
کلام نرم شود

قدوم تو متواری‌ست،
و صبح و ظهر گذشته‌ست.

@phobicool
— آی میقات نشین
#اسماعیل_شاهرودی
در بند این مباش که اگر چیزی خصوصی از خود نوشتی، دیگران ممکن است به نوعی دیگر درباره‌ی تو قضاوت کنند؛ ممکن است دیگران در تو دیگر به دیده‌ی احترام ننگرند، دیگران ممکن است از شرم سرخ شوند. این مهم نیست که قضاوت‌های قراردادیِ دیگران درباره‌یِ تو چیست و چه خواهد شد. تو آمده‌ای تا تمام قراردادها را بشکنی، تمام قوانین را از میان برداری، تمام اصالت‌ها را برهنه کنی و رسوا شدن‌شان را نشان بدهی. باید موقع نوشتن به خود بگویی: سر بکش ای غول درون تا ببینم دیگر به چه زیبایی‌هایی آراسته‌ای، سر بکش ای درون تا ببینم در تو چه چیزهای دیگری نهفته است.
@phobicool

#رضا_براهنی
_ چاه به چاه
چه اندوهى!
لبانم اينک
طعم تو را از خاطر برده است...
@phobicool


#آنا_آخماتووا
داستان های عاشقانه کلاسیک بزرگ را می شناسی؟
در آن ها بوسه ای نبود! هرگز.
خالص وناب. به همین جهت بزرگ هستند ؛
احساس های ناگفتنی، فراموش ناشدنی اند ...
@phobicool

🎬نوستالژیا
#آندری_تارکوفسکی
در می‌خواستیم
دیوار لازم شد
@phobicool

#علیرضا_روشن
By Galina Khailu
وقتی نازکانه خوابی و آرام –
و در متن
سپیده می‌زند
رابطه‌ی نزدیک
با نَفَس‌های تو می‌دارد
گلوبند
که فراموش کرده‌ای باز کنی

به شیرینی و تلخی رخوت
می‌مانی و
چٌرتی کوتاه
با آبی دخترانه‌ی بدقولی‌ها
در گلخانه‌ی سایه‌دار
که دم کرده‌ست
@phobicool
#بیژن_الهی
خال‌خال نمی‌شود جانم
به نقش ریحان و سبوی مهتابی
نه عزیزم...
جانم
شیرینم
بگذار بخوابم
و دسته‌ای کبوتر
نشسته به خون خویش بینم.
@phobicool
#هرمز_علی‌پور
Photo By Laura Makabresku
Le baiser du Sphinx (1895)
Franz von Stuck
Badende By Otto Mueller
👍1
فارغ شده بودم یک دم
از کلاف بود‌ و نبود
حالا دیگر من بودم
چون او بود
بی‌نیاز از تحلیل دل‌گیر عشق
و تبعید زیباترین احساس‌مان
به دورترین نقاط

@phobicool
#حسین_پناهی
#سالهاست_که_مرده‌ام
انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده‌
نمایان شد
انگار از خطوط سبز تخیل بودند
آن برگ‌های تازه که در شهوت نسیم نفس می‌زدند
@phobicool

#فروغ_فرخزاد