من کور هستم. مردم میگویند نابینا. نمیدانم چرا. کوری که ربطی به بینایی ندارد. یعنی میخواهند به کورها احترام بگذارند؟ چه احترام خنده داری. چشم برای دیدن است. چشم که نشان بینایی
نیست. حدود دو سال است که من دیگر با چشمهایم نمیتوانم ببینم. یواشیواش، و تقریباً به آسانی با ندیدن کنار آمدم. یعنی آنقدرها هم که در وقتِ چشمداری فکر میکردم سخت نبود. ندیدن اصلاً سخت نیست. دیدهنشدن سخت است.
@phobicool
_بشقاب مقوایی
#بهمن_فرسى
نیست. حدود دو سال است که من دیگر با چشمهایم نمیتوانم ببینم. یواشیواش، و تقریباً به آسانی با ندیدن کنار آمدم. یعنی آنقدرها هم که در وقتِ چشمداری فکر میکردم سخت نبود. ندیدن اصلاً سخت نیست. دیدهنشدن سخت است.
@phobicool
_بشقاب مقوایی
#بهمن_فرسى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درباره احمدرضا احمدی از زبان عباس کیارستمی
@phobicool
@phobicool
ما از جهان دور بودیم
آرام بودیم
کسی را صدا نکردیم
که نشانی جهان را
به ما بدهد ...
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
Le Parc des Sources (1970)
By David Hockney
آرام بودیم
کسی را صدا نکردیم
که نشانی جهان را
به ما بدهد ...
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
Le Parc des Sources (1970)
By David Hockney
سقف به سقف
از خانه اما به دور
شهر به شهر
بی وطن
در کوچه و پس کوچه...
خودم را سازماندهی میکنم
تا اتحادیه ای به نامم ثبت کنی
روی سنگی سفید
سیاه بنویس؛
دنبالم میگشت با پای برهنه
در نسخ شکسته
در مسخی که...
دهان نگشود به سامانش!
@phobicool
#مهسا_طلوع
از خانه اما به دور
شهر به شهر
بی وطن
در کوچه و پس کوچه...
خودم را سازماندهی میکنم
تا اتحادیه ای به نامم ثبت کنی
روی سنگی سفید
سیاه بنویس؛
دنبالم میگشت با پای برهنه
در نسخ شکسته
در مسخی که...
دهان نگشود به سامانش!
@phobicool
#مهسا_طلوع
تنها زیانی که هنرمند بودن میتواند برای شما داشته باشد این است که سبب میشود پیوسته اندکی غمگین باشید!
@phobicool
_دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم
#دیوید_سلینجر
@phobicool
_دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم
#دیوید_سلینجر
آه
آنچنان به خویشتن افتادهام
که بازوانم دیگر
بازو نه ، رشتههای نیاز
و آز بیفرجامیست
که صبح و شامی را پیوند میدهد
وز معبر زمانه پلی میبندد
تا امن ، تا حقارت .
کاش این زمان به راه نفس سرب و سنگ میرویید .
در کوچه و خیابان
اینک
اندامهای کور و کر موج میزند
@phobicool
#محمد_مختاری
آنچنان به خویشتن افتادهام
که بازوانم دیگر
بازو نه ، رشتههای نیاز
و آز بیفرجامیست
که صبح و شامی را پیوند میدهد
وز معبر زمانه پلی میبندد
تا امن ، تا حقارت .
کاش این زمان به راه نفس سرب و سنگ میرویید .
در کوچه و خیابان
اینک
اندامهای کور و کر موج میزند
@phobicool
#محمد_مختاری
گاهى آدم نمىداند بعضى چيزها به كجا يا کى تعلق دارد ، مىنويسيم تا يادمان بيايد و گاهى تا آن پارهی به ياد آمده را متحقق كنيم برايش زمان و مكان مىتراشيم . گاهى هم چيزى را مثل وصلهاى بر پارچهاى مىدوزيم تا آن تكهی عريان شده را بپوشانيم ، اما بعد مىفهميم آن عريانى همچنان هست
@phobicool
ــ آينههاى دردار
#هوشنگ_گلشیری
@phobicool
ــ آينههاى دردار
#هوشنگ_گلشیری
👍1
برگی که سبز نیست ولی
از پیشانیِ سپید میریزد
در خوابهای من و تو ریشه داشتهست
و زمانی که هماکنون برای تو میچرخانم
خاطره نیست
گردش سبز است و
گروه شبپره و
هوای پنهان.
@phobicool
#محمود_شجاعی
از پیشانیِ سپید میریزد
در خوابهای من و تو ریشه داشتهست
و زمانی که هماکنون برای تو میچرخانم
خاطره نیست
گردش سبز است و
گروه شبپره و
هوای پنهان.
@phobicool
#محمود_شجاعی
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز
معمای سبزِ رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آی از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم
سالهاست که مُردهام...
@phobicool
#حسین_پناهی
The River Seine (1905)
Painting By Theodore Scott-Dabo
و خوشحال که هنوز
معمای سبزِ رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آی از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم
سالهاست که مُردهام...
@phobicool
#حسین_پناهی
The River Seine (1905)
Painting By Theodore Scott-Dabo
و من برای تو خواهم گفت ـــ
قصهها که نه! ــ آوازها...
تا ببینم در دل
چشمهای تو تاریک میشود
و در ته چشمهات
برق سرخی از شراب
و دورشان
حلقهای آب زلال...
@phobicool
#گونر_اکلوف
ترجمهی #بیژن_الهی
قصهها که نه! ــ آوازها...
تا ببینم در دل
چشمهای تو تاریک میشود
و در ته چشمهات
برق سرخی از شراب
و دورشان
حلقهای آب زلال...
@phobicool
#گونر_اکلوف
ترجمهی #بیژن_الهی
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺮﺩ بشوم ؛ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺎکستر
ﺷﺪﻥ . ﺑﺎﺩ ﺧﺎکستر ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺍﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﺗﯿﺰﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ
@phobicool
#علی_اشرف_درویشیان
Artwork By Lauren Cohen
ﺷﺪﻥ . ﺑﺎﺩ ﺧﺎکستر ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺍﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ؛ ﺍﻣﺎ ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﺗﯿﺰﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ
@phobicool
#علی_اشرف_درویشیان
Artwork By Lauren Cohen
یک روز داشتم با کورا صحبت میکردم . کورا برای من دعا کرد ، چون خیال میکرد من گناه را نمیبینم ، میخواست من هم زانو بزنم دعا کنم . چون آدمهایی که گناه در نظرشان فقط چند کلمهست ، رستگاری هم در نظرشان فقط چند کلمهست!
@phobicool
#ویلیام_فاکنر
_گور به گور
ترجمهی #نجف_دریابندری
@phobicool
#ویلیام_فاکنر
_گور به گور
ترجمهی #نجف_دریابندری
قدوم تو متواریست،
و پرتگاه به هر سوی...!
برای آنکه بیایی،
صدها هزار پل
به پرتگاه هرآنسوی
نهادهام که تو راهی شوی بدین سوی قرن.
برای آنکه بیایی،
صدها هزار راه،
طلب نمای تو،
ــ در دست ــ
نهادهام که برآیی ز قلهی این عصر،
برای آنکه بیایی،
ولیك
قدوم تو متواریست،
و صبح و ظهر گذشتست!
کجاست کاروان قدومت؟
که عصر،
سر زده سرد.
برای خاطر این سرد،
آفتاب بیار ..!
که عصر،
گرم شود
و تا کجای اینسوی قرن
به زیر ِ تافتنات
کلام نرم شود
قدوم تو متواریست،
و صبح و ظهر گذشتهست.
@phobicool
— آی میقات نشین
#اسماعیل_شاهرودی
و پرتگاه به هر سوی...!
برای آنکه بیایی،
صدها هزار پل
به پرتگاه هرآنسوی
نهادهام که تو راهی شوی بدین سوی قرن.
برای آنکه بیایی،
صدها هزار راه،
طلب نمای تو،
ــ در دست ــ
نهادهام که برآیی ز قلهی این عصر،
برای آنکه بیایی،
ولیك
قدوم تو متواریست،
و صبح و ظهر گذشتست!
کجاست کاروان قدومت؟
که عصر،
سر زده سرد.
برای خاطر این سرد،
آفتاب بیار ..!
که عصر،
گرم شود
و تا کجای اینسوی قرن
به زیر ِ تافتنات
کلام نرم شود
قدوم تو متواریست،
و صبح و ظهر گذشتهست.
@phobicool
— آی میقات نشین
#اسماعیل_شاهرودی
در بند این مباش که اگر چیزی خصوصی از خود نوشتی، دیگران ممکن است به نوعی دیگر دربارهی تو قضاوت کنند؛ ممکن است دیگران در تو دیگر به دیدهی احترام ننگرند، دیگران ممکن است از شرم سرخ شوند. این مهم نیست که قضاوتهای قراردادیِ دیگران دربارهیِ تو چیست و چه خواهد شد. تو آمدهای تا تمام قراردادها را بشکنی، تمام قوانین را از میان برداری، تمام اصالتها را برهنه کنی و رسوا شدنشان را نشان بدهی. باید موقع نوشتن به خود بگویی: سر بکش ای غول درون تا ببینم دیگر به چه زیباییهایی آراستهای، سر بکش ای درون تا ببینم در تو چه چیزهای دیگری نهفته است.
@phobicool
#رضا_براهنی
_ چاه به چاه
@phobicool
#رضا_براهنی
_ چاه به چاه