| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.78K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
درخت، توئی ــ
خزه، توئی ــ
بنفشه‌هایی که باد می‌نوازدشان، توئی.!
تو کودکی آن بالا
و همه‌ی این‌ها،
در چشم دنیا ابلهانه است..
@phobicool


#ازرا_پاوند
Lady At Eden Concert (1903)
By Pablo Picasso
و قلب
این کتیبه‌ی مخدوش
که در خطوط اصلی آن دست برده‌اند
به اعتبار سنگی خود دیگر
احساس اعتماد
نخواهد کرد...
@phobicool


#فروغ_فرخزاد
آسوده باش

این روزها
دیگر کسی میان باد
در انتظار بوسه ای نمی ایستد

جهان
جای شلوغی ست ...
@phobicool

#هومن_داوودی
Sungsoo Kim (b.1969 in Busan, South Korea)
"لعنت به شما،

که جز عشق ِ جنون‌آسا
همه چیز ِ این جهان ِ شما
جنون‌آساست!"
@phobicool

#احمد_شاملو
من نمی‌توانم ابرها را برایت به چنگ آورم
و یا به خورشید برسم
من هرگز آن کسی نبودم که تو می‌خواستی...
متاسفم از این که رویای تو را تعبیر نکردم
من تنها برایت آوازی خواندم
و گذشتم...
@phobicool

#شل_سیلورستاین
از وهم فاصله می‌گیریم
تا واقعیت
راه زیادی نیست
اما
مهمانان
نه برای وهم شکیبایی دارند
نه برای واقعیت
نه حسرت‌های ما
جواب واقعیت را می‌دهد
نه تنهايی‌های ما
در وهم غرق می‌شود

چاره چیست؟!
باید مرگ شاعران را
باور کرد
و باران را متوقف کرد
که به تابوت شاعران نبارد
هر چه در باران بود
کبود شد
پیشانی ما
رؤیاهای ما
حافظه‌ی ما
حیرت‌های ما
دلواپسی‌های ما
اما ــ
تنهایی ما روشن و شفاف ماند!

چه کسی باور می‌کرد
وقتی همه ‌‌‌چیز
پایان یافت
و ما امید پیدا کردیم
دانستیم جواب آزمایش ما را
آزمایشگاه غلط داده است
و دیگر تا مرگ
فاصله‌ای نداریم.
@phobicool
۳۰ اردیبهشت؛ زادروز #احمدرضا_احمدی
👍1
The Evordes Road (1890)
By Ferdinand Hodler
من کور هستم. مردم می‌گویند نابینا. نمی‌دانم چرا. کوری که ربطی به بینایی ندارد. یعنی می‌خواهند به کورها احترام بگذارند؟ چه احترام خنده داری. چشم برای دیدن است. چشم که نشان بینایی
نیست. حدود دو سال است که من دیگر با چشم‌هایم نمی‌توانم ببینم. یواش‌یواش، و تقریباً به آسانی با ندیدن کنار آمدم. یعنی آن‌قدرها هم که در وقتِ چشم‌داری فکر می‌کردم سخت نبود. ندیدن اصلاً سخت نیست. دیده‌نشدن سخت است.
@phobicool
_بشقاب مقوایی
#بهمن_فرسى
ما از جهان دور‌ بودیم
آرام بودیم
کسی‌ را صدا نکردیم
که نشانی جهان را
به ما بدهد ...
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
Le Parc des Sources (1970)
By David Hockney
سقف به سقف
از خانه اما به دور
شهر به شهر
بی وطن
در کوچه و پس کوچه...

خودم را سازماندهی میکنم
تا اتحادیه ای به نامم ثبت کنی
روی سنگی سفید
سیاه بنویس؛

دنبالم میگشت با پای برهنه
در نسخ شکسته
در مسخی که...
دهان نگشود به سامانش!
@phobicool
#مهسا_طلوع
تنها زیانی که هنرمند بودن می‌تواند برای شما داشته باشد این است که سبب می‌شود پیوسته اندکی غمگین باشید!

@phobicool

_دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم
#دیوید_سلینجر
موافقید گزینه ی کامنت رو از کانال حذف کنیم
Anonymous Poll
74%
آره
26%
نه
آه
آن‌چنان به خویشتن افتاده‌ام
که بازوانم دیگر
بازو نه ، رشته‌های نیاز
و آز بی‌فرجامی‌ست
که صبح و شامی را پیوند می‌دهد
وز معبر زمانه پلی می‌بندد
تا امن ، تا حقارت .
کاش این زمان به راه نفس سرب و سنگ می‌رویید .
در کوچه و خیابان
اینک
اندام‌های کور و کر موج می‌زند
@phobicool
#محمد_مختاری