| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
...
گوش کن ببین چی می‌گم دختر! همون انگلیسی‌ها یه ضرب‌المثل دارن که می‌گه:« به مردی که سیگار نمی‌کشه و عرق نمی‌خوره، اعتماد نکن». البته سیگار و عرق چیز خوبی نیست. اینو انگلیسی ها هم میفهمن. اما منظور اینه که مردی که یه پنچری‌های کوچیک نداره، شاید یه پنچری بزرگ داشته باشه. یعنی به این آسونیها بهش اعتماد نکن. تو همون موقع که شوهرت گیاه خوار شد باید بهش شک می‌کردی. نه اینکه وایسی آشپزی کنی و خودت هم گیاه خوار بشی. اینجور آدم ها که می خوان زیادی خوب باشن خیلی خطرناکن.

@phobicool

#مهدی_فخیم‌_زاده_آذر_شهد_خت_پرويز_و‌_دیگران
رجعت بده مرا
دوباره به آن روزهای خوب
به عاشقی ها
مرا برگردان به دوران عزیمتم ازهجر
مرابرسان به کوچه هایی که دیدار را
هنوزبه انتظارنشسته اند
این روزها عجیب مرده ام

@phobicool
#مهسا_طلوع
برای اینکه خودتان را از بین ببرید ، باید یک روح پیچیده و اسرارآمیز داشته باشید . هرچه سطحی تر باشید بیشتر در امان هستید...!

@phobicool
_عروس بیوه
#جویس_کرول_اتس
داستان کوتاه
مهسا طلوع
_خونآبه ( بخشی دیگر از داستان )

سرش رو بالا نیاورد. دیگه نمیخواست هیچکدوممون رو ببینه. قبلش من تو حالت خواب و بیداری بودم. ولی خلسه ای در کار نبود. کیفش دست نخورده با گوشیش روی میز کنار اتاق موند. لال شده بودم ،خیلی عجله داشت. گفتم شاید میره سیگار بگیره بیاد که هیچی نگفته در رو بست.
من تب شدیدی داشتم ،روی کاناپه غرق عرق شده بودم که دیدم هنوز برنگشته.
قلبم اومد تو دهنم. سابقه ی خود کشی داشت.اونم نه یکی دو بار.
باد به پنجره ها میکوبید. دریا طوفانی بود.
هیچوقت فکر نمی کردم ،حتی به مخیله ام راه نمیداد که عاقبت بتونه از شرّ خودش خلاص بشه.
پلیس رنگ کمربندش رو که پرسید ، نشونی نگین روی بینی تراشیده ش رو که داد ...
اینبار موفق شده بود .
کشوی سردخانه را که کشیدند گریه نکردم . موفقیتش رو تبریک گفتم. گفتم به آرزوت رسیدی؟
مادرم فقط خواب بود. سرد بود. آروم و بی تفاوت ... دیگه نه آرزویی در کار بود و نه موفقیتی ، من تو اون برهه هنوزم به این چیزا فکر میکردم.
@phobicool

#مهسا_طلوع
آه... آدم ها چرا جور دیگری دیده می شوند در نگاهم؟ آدم ها دیگر چرا مثل پیش از این شعف مرا بر نمی انگیزند؟
و من - شگفتا ! - چه بی کس هستم؟!

@phobicool

#محمود_دولت_آبادی
#سلوک
_تو به نظر آدم آرام و متینی می آیی.

لبخند زد و دستم را فشرد، و من به این فکر کردم که چقدر متین و آرام هستم! آرام بودن یعنی اینکه در چهره ات هیچ تشویشی نباشد. یعنی هیچگاه عصبی نشوی، در ابهام و تاریکی زندگی نکنی،
ادمی مثل من که از سویی مشتاق و امیدوار و از سوی دیگر ترسیده و راه گم کرده و نمیداند باید چه بگوید و چکار کند؛ ناخن هایش را می جود و نمی داند کدامین ستاره را دنبال کند، آیا آرام است؟

@phobicool
#ربکا
#دافنه_دوموریه
صبح امروز احساس کردم
که در من جسارتی تازه جان گرفت
و ناگهان در قاب پنجره ام
حصاری متحرک درخشید.
حصاری که از آسمان به زمین می رفت
مورب، بی امان و لطیف

@phobicool
#ژان_کوکتو
انسان
موجودی ست که
گاهی سیگار،
گاهی درد می کشد
انسان موجودی ست که گاهی
سیگار را با درد می کشد.

@phobicool
#علیرضا_روشن
امید تنها چیزی است که آدمیزاد لازم دارد. امید که نباشد، آدم دلسرد می‌شود. یاد دوره‌ای افتادم که نیواُرلئان بودم. و چند هفته، مدام، با روزی دو تا شکلات پنج سنتی سر می‌کردم تا بتوانم با خیال راحت بنشینم به نوشتن.
اما، متاسفانه، گرسنگی کشیدن، باعث اعتلای هنر نمی‌شود؛ سد راهش می‌شود. روح انسان تو شکمش ریشه دارد. آدم بعد از خوردن یک استیک شاهانه و نوشیدن نیم بطر ویسکی، خیلی بهتر می‌تواند بنویسد تا بعد از خوردن یک شکلات پنج سنتی. این افسانه‌هایی که راجع به هنرمندِ آس و پاس به‌هم بافته‌اند،چرت وپرت است.

@phobicool

_هزار پیشه
#چارلز_بوکفسکی