| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.71K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
بيا ز سنگ بپرسيم
درون آینه‌ها درپی چه می‌گردی؟ ــ
بيا ز سنگ بپرسيم
که از حکايت فرجامِ ما چه می‌داند.!؟
بيا ز سنگ بپرسيم
زآنکه غير از سنگ،
کسی حکايتِ فرجام را نمی‌داند...
@phobicool
#فریدون_مشیری
در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک. اما از درون غیرممکن است. وقتی به این حالت دچار می‌شوم، می‌خواهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم!
@phobicool


_زندگی در پیش رو
#رومن_گاری
Glow Of The City (1929)
By Martin Lewis (1881 - 1962)
من عطرهای منتظر تاریکی را
سوختن عبوس آسمان
در فریاد پلک‌ها
دریافت بلند ساقه‌ها
در ترنم برکه‌ها
و ستاره‌ها
که به نجوای دیررسی پناه برده‌اند
با ما کسی
بانتظار نرسیده است
با ما کسی
اینچنین آشنا نبوده است
من عطرهای منتظر تاریکی را
دوست می‌دارم
و در تناوب سنگین برگ‌ها
بدستهای خویش
خو کرده‌ام.
@phobicool
#محمدرضا_اصلانی
_شب‌های نیمکتی، روزهای باد
از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی، لباس‌هایی هستند که راه می‌روند، دروغ می‌گویند، عاشق می‌شوند، می‌میرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش " انسان" وجود داشته باشد. به‌راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.
@phobicool
_رختکن‌ بزرگ
#رومن‌_گاری
Finestra di Düsseldorf (1912)
by Giacomo Balla (1871-1958)
انسان تنی دارد
بسیار تنها
روح از این غلاف منجمد
ناخوش است.
تن با گوش
و چشم‌هایی اندازه‌ی دکمه‌ها
پوست و توده‌ی زخم‌ها
ردایی از استخوان.
@phobicool
نگاه
برفراز بهار بهشت گون
پر می‌کشد
به چرخ زنه ی یخی
به آواز پرنده‌ها
آنسوی میله های زندان.
در گوش ها...
غوغای جنگل و علفزارها
کرنای دریا.
روح بدون تن
مثل تن است بدون پیرهن.

نه در زندگی یا مرگ
نه در سطرها یا مفاهیم
این معما را پاسخی نیست :
چه کسی دوباره خواهد رقصید
جایی که کسی نمی رقصد...؟

من روحی دگر گونه را می‌خواهم
ملبس به ردایی دگر:
از شک به یقین،
سوزان،
بی هیچ ردپایی،
 مانند الکل.
بی هیچ اشتباهی.
@phobicool
Арсений Тарковский
#آرسنی_تارکوفسکی
تکلیف ما کاملا روشنه"
ما همه بلاتکلیفیم!
@phobicool

#ساموئل_بکت
رسیـده‌ها چه غریب و نچیـده می‌افتند
به پـای هرزه علف‌های بـاغ کال پرست...
@phobicool
#محمدعلی_بهمنی
۲۷ فروردین ۱۳۲۱ #زادروز
سرودمت،
به همان باوری که در من بود
و شعر،
حنجره‌ام شد که خوش صدا باشم
و خواندمت!
که قشنگ است روز و شب
از تو بخوانم
و نگران نخوانده‌ها باشم...
@phobicool
#محمدعلی_بهمنی
''Love in a Mist''
By Sophie Gengembre Anderson
‏دنیا دچار دردسر شده
و فقط هم دو راه حل موجود است:
‏آنقدر بخندیم تا منفجر شویم،
یا فقط منفجر شویم!
@phobicool
_مردی با کبوتر
#رومن_گاری
Laughing fool
By Jacob Cornelisz van Oostsanen (1470 -1533)
وقتی متولد می‌شویم قراردادی را برای زندگی امضا می‌کنیم ...اما سالها بعد زمانی می‌رسد که از خود سوال می کنیم «چه کسی این قرارداد را به جای من امضا کرده است؟»
@phobicool


_ بینایی
#ژوزه_ساراماگو
و او دیوانه‌ای تنهاست با آوار صد دیوار
و گاهی
چشم در چشمانِ مردان و زنان شهر می‌دوزد
و می‌خواهد بخواند خط ‌ناخوانای رازی را
که پشتِ چشم‌ها خفته است؛
و می‌خواهد بپیماید بیابان سیاهی را
که پشتِ قلب‌ها مانده است،
و می‌خواهد بکوبد گام بر هر جاده‌ی پندار
و در هر گام او تنهاست با آوار صد دیوار...
و شب‌ها پشت درها می‌نشیند
کسی او را نمی‌بیند!
و گویی چشم‌هایش زآن او نیست
و گویی زانوانش زآن او نیست
و گویی دست‌هایش زآن او نیست
@phobicool
#رضا_براهنی
Drawing By Edvard Munch