برانژه: الکل میخورم که دیگر نترسم.
ژان: ترس از چه؟
برانژه: درست نمیدانم. از دلهرههایی که نمیشود اسم رویشان گذاشت. در این عالم وجود - میان مردم - خودم را ناراحت حس میکنم. خوب دیگر. آن وقت یک گیلاس میزنم تا آرام بشوم. راحت میکند. فراموشی میآورد. خودت را فراموش میکنی. خستهام... سالهاست که خستهام.
@phobicool
#اوژن_یونسکو
_کرگدن
ترجمه: جلال آل احمد
ژان: ترس از چه؟
برانژه: درست نمیدانم. از دلهرههایی که نمیشود اسم رویشان گذاشت. در این عالم وجود - میان مردم - خودم را ناراحت حس میکنم. خوب دیگر. آن وقت یک گیلاس میزنم تا آرام بشوم. راحت میکند. فراموشی میآورد. خودت را فراموش میکنی. خستهام... سالهاست که خستهام.
@phobicool
#اوژن_یونسکو
_کرگدن
ترجمه: جلال آل احمد
Cloudy Now
Blackfield
And a man who drinks just to drown the pain...
WE ARE THE FUCKED UP GENERATION!!!
WE ARE THE FUCKED UP GENERATION!!!
Smoking & Drinking (1860) By Honoré Daumier
خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم
چرا سیگار میکشم؟! خودم هم نمیدانم!
دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است به لب میگذارم.
دود آن را در هوا فوت میکنم.
این هم یک ناخوشی است!
@phobicool
#صادق_هدایت
#زنده_بگور
خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم
چرا سیگار میکشم؟! خودم هم نمیدانم!
دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است به لب میگذارم.
دود آن را در هوا فوت میکنم.
این هم یک ناخوشی است!
@phobicool
#صادق_هدایت
#زنده_بگور
Forwarded from ساعت چند و نیم (a)
ایستاده و آرام
به سمت آینه می خزم
با اضطراب دلهره آور تعویض چشم ها
و تازه می شود دل
از تماشای دو مروارید درخشان
بر کیسه پاره پوره یِ صورتم.
جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود
کدام بود؟
این آینده کدام بود
که بهترین روزهای عمر را
حرام دیدارش کردم؟
@theMemOriEs
#حسین_پناهی
به سمت آینه می خزم
با اضطراب دلهره آور تعویض چشم ها
و تازه می شود دل
از تماشای دو مروارید درخشان
بر کیسه پاره پوره یِ صورتم.
جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود
کدام بود؟
این آینده کدام بود
که بهترین روزهای عمر را
حرام دیدارش کردم؟
@theMemOriEs
#حسین_پناهی
شهرهاى ناشناس چه خوبند.
وقت و جاى آن است كه تصور كنى همهى كسانى كه جلويت سبز مىشوند، آدمهاى مهربانى هستند.
وقت روياست...!
@phobicool
#لویى_فردينان_سلين
_سفر به انتهای شب
وقت و جاى آن است كه تصور كنى همهى كسانى كه جلويت سبز مىشوند، آدمهاى مهربانى هستند.
وقت روياست...!
@phobicool
#لویى_فردينان_سلين
_سفر به انتهای شب
گفتم
دستهایت را
برای من بگذار و برو؛
من مىتوانم بدون تو
با سایههای دستهای تو
روی دیوار زندگی کنم..!
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
دستهایت را
برای من بگذار و برو؛
من مىتوانم بدون تو
با سایههای دستهای تو
روی دیوار زندگی کنم..!
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
نیلوفر و باران در تو بود
خنجر و فریادی در من
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من
در گذرگاهت
سرودی دگر گونه آغاز كردم
@phobicool
#احمد_شاملو
خنجر و فریادی در من
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من
در گذرگاهت
سرودی دگر گونه آغاز كردم
@phobicool
#احمد_شاملو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما اینجاییم که آبجو بنوشیم
جنگ را تمام کنیم
و به نابرابریها بخندیم
و آنقدر خوب زندگی کنیم
که مرگ از گرفتن جانمان بر خود بلرزد.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
جنگ را تمام کنیم
و به نابرابریها بخندیم
و آنقدر خوب زندگی کنیم
که مرگ از گرفتن جانمان بر خود بلرزد.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
پرندگان همه خیساند
و گفتگویی از پریدن نیست
در سرزمین ما
پرندگان همه خیساند
در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید میدانم!
@phobicool
#خسرو_گلسرخی
و گفتگویی از پریدن نیست
در سرزمین ما
پرندگان همه خیساند
در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید میدانم!
@phobicool
#خسرو_گلسرخی
«از فصل ماندن»
شب کنار ما ایستاده بود
و نغمههای زبانی دیگر را
نجوا میکرد.
جرأت دوستی در ما میمیرد
و این
به گمان گروه
استعفاست
ما _بیدفاع_ میگوئیم: نه
«نه»ی ما
باری
هرم دود است
دیگران
سخنی _اگر هست_
بگویند.
ما خویش را در شک میبافیم
هنگام که خنیاگران «هیچ» مینوازند.
این صدای تنهایی جمعیت است
و ما
این افول را
به یاد داریم.
کو راه رفتن؟
که ماندن همیشه ماندن است.
@phobicool
– وقت خوب مصائب
#احمدرضا_احمدی
شب کنار ما ایستاده بود
و نغمههای زبانی دیگر را
نجوا میکرد.
جرأت دوستی در ما میمیرد
و این
به گمان گروه
استعفاست
ما _بیدفاع_ میگوئیم: نه
«نه»ی ما
باری
هرم دود است
دیگران
سخنی _اگر هست_
بگویند.
ما خویش را در شک میبافیم
هنگام که خنیاگران «هیچ» مینوازند.
این صدای تنهایی جمعیت است
و ما
این افول را
به یاد داریم.
کو راه رفتن؟
که ماندن همیشه ماندن است.
@phobicool
– وقت خوب مصائب
#احمدرضا_احمدی
زندگی به امواج دریا مانند است
چیزی به ساحل می برد و
چیزی دیگر را میشوید.
چون به سرکشی افتد
انبوه ماسهها را
با خود میبرد...
اما تواند بود
که تخته پارهیی نیز با خود به ساحل آرَد
تا کسی بام کلبهاش را بدان بپوشاند.
@phobicool
#مارگوت_بیکل
ترجمهی #احمد_شاملو
Waves
Painting By
上原古年 Uehara Konen (1877–1940)
چیزی به ساحل می برد و
چیزی دیگر را میشوید.
چون به سرکشی افتد
انبوه ماسهها را
با خود میبرد...
اما تواند بود
که تخته پارهیی نیز با خود به ساحل آرَد
تا کسی بام کلبهاش را بدان بپوشاند.
@phobicool
#مارگوت_بیکل
ترجمهی #احمد_شاملو
Waves
Painting By
上原古年 Uehara Konen (1877–1940)
Hurricane
30 Seconds To Mars
unplugged