این حقیر نابغهٔ عظیمالشأن گمنامی هستم که بعدها قدرم را خواهند شناخت و مجسمهام را خواهند ریخت و روی قبرم گل لاله عباسی نثار خواهند کرد.
@phobicool
_توپ مرواری
#صادق_هدایت
Painting by : mahsa tolou
@phobicool
_توپ مرواری
#صادق_هدایت
Painting by : mahsa tolou
گاهی کابوس ها رهایت نمی کنند
_ حتی در بیداری ..
و تو میتوانی پایان این کابوس ها باشی ،
حتی وقتی کنارم خوابی ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
_ حتی در بیداری ..
و تو میتوانی پایان این کابوس ها باشی ،
حتی وقتی کنارم خوابی ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
می گویند پروانهی خیسی
که زیر بوتهی باد مرده بود
دیگر خواب عطر انار و
شکوفهی نرگس نخواهد دید
باورش دشوار است ...
@phobicool
#سیدعلی_صالحی
که زیر بوتهی باد مرده بود
دیگر خواب عطر انار و
شکوفهی نرگس نخواهد دید
باورش دشوار است ...
@phobicool
#سیدعلی_صالحی
Painting by : Mahsa Tolou
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
امتحان می دهی
امتحان می دهم
امتحان می شویم
بی لبخند
بی لبخند
پاسخ تمام اینها در آینه ی شکسته ای ست که
روزی من لبهایم را با رژ لب
و چشمهایم را با مداد سیاه
و گونه هایم را با سیلی سرخ نگه می داشتم .
می دانم
آخرین امتحان روزی ست
که هر دویمان حذف می شویم.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
امتحان می دهم
امتحان می شویم
بی لبخند
بی لبخند
پاسخ تمام اینها در آینه ی شکسته ای ست که
روزی من لبهایم را با رژ لب
و چشمهایم را با مداد سیاه
و گونه هایم را با سیلی سرخ نگه می داشتم .
می دانم
آخرین امتحان روزی ست
که هر دویمان حذف می شویم.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
زندگی دریاست
این دریاها را
من بس دیدهام،-
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان
با موجهاشان
با گردابهاشان!
گذشته وداعی بود.
گذشتهها را من
به دریا ریختم
دریاها
(رنگین
رنگین)
رفتند،
موجها
(سنگین
سنگین)
خفتند،
گردابها...!»
@phobicool
#اسماعیل_شاهرودی
The Fog Warning (1885)
Painting By Winslow Homer
این دریاها را
من بس دیدهام،-
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان
با موجهاشان
با گردابهاشان!
گذشته وداعی بود.
گذشتهها را من
به دریا ریختم
دریاها
(رنگین
رنگین)
رفتند،
موجها
(سنگین
سنگین)
خفتند،
گردابها...!»
@phobicool
#اسماعیل_شاهرودی
The Fog Warning (1885)
Painting By Winslow Homer
و گفت کسی باید که به چشم نابینا بوَد
و به زبان لال و به گوش کر،
که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
@phobicool
#تذکرة_الأولیاء
_ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
#عطار_نیشابوری
و به زبان لال و به گوش کر،
که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
@phobicool
#تذکرة_الأولیاء
_ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
#عطار_نیشابوری
پناهنده ای بودم از خاورمیانه؛
در جستجوی
الدورادوی آغوشت
از رنج ها گذشته ام،
اما ذهن تو
مرز پر تردد یونان بود ،
هوس غرق شدن مرا داشت
در دریایی از بی تفاوتی
و غرور...
@phobicool
#مجتبى_امیری
در جستجوی
الدورادوی آغوشت
از رنج ها گذشته ام،
اما ذهن تو
مرز پر تردد یونان بود ،
هوس غرق شدن مرا داشت
در دریایی از بی تفاوتی
و غرور...
@phobicool
#مجتبى_امیری
از چيزى حرف مىزد كه حرفش نبود.
به چيزى مىخنديد كه در خلوت
به گريهاش انداخته بود.
او با كسى بود كه دوستش نداشت و صورت كسى را پشت چشمانش داشت كه انكارش مىكرد.
او از آنچه نبود نقابى ساخته بود و آنچه را كه بود پشتش پنهان كرده بود...
@phobicool
#آلبر_کامو
به چيزى مىخنديد كه در خلوت
به گريهاش انداخته بود.
او با كسى بود كه دوستش نداشت و صورت كسى را پشت چشمانش داشت كه انكارش مىكرد.
او از آنچه نبود نقابى ساخته بود و آنچه را كه بود پشتش پنهان كرده بود...
@phobicool
#آلبر_کامو
👍1
برانژه: الکل میخورم که دیگر نترسم.
ژان: ترس از چه؟
برانژه: درست نمیدانم. از دلهرههایی که نمیشود اسم رویشان گذاشت. در این عالم وجود - میان مردم - خودم را ناراحت حس میکنم. خوب دیگر. آن وقت یک گیلاس میزنم تا آرام بشوم. راحت میکند. فراموشی میآورد. خودت را فراموش میکنی. خستهام... سالهاست که خستهام.
@phobicool
#اوژن_یونسکو
_کرگدن
ترجمه: جلال آل احمد
ژان: ترس از چه؟
برانژه: درست نمیدانم. از دلهرههایی که نمیشود اسم رویشان گذاشت. در این عالم وجود - میان مردم - خودم را ناراحت حس میکنم. خوب دیگر. آن وقت یک گیلاس میزنم تا آرام بشوم. راحت میکند. فراموشی میآورد. خودت را فراموش میکنی. خستهام... سالهاست که خستهام.
@phobicool
#اوژن_یونسکو
_کرگدن
ترجمه: جلال آل احمد
Cloudy Now
Blackfield
And a man who drinks just to drown the pain...
WE ARE THE FUCKED UP GENERATION!!!
WE ARE THE FUCKED UP GENERATION!!!
Smoking & Drinking (1860) By Honoré Daumier
خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم
چرا سیگار میکشم؟! خودم هم نمیدانم!
دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است به لب میگذارم.
دود آن را در هوا فوت میکنم.
این هم یک ناخوشی است!
@phobicool
#صادق_هدایت
#زنده_بگور
خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم
چرا سیگار میکشم؟! خودم هم نمیدانم!
دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است به لب میگذارم.
دود آن را در هوا فوت میکنم.
این هم یک ناخوشی است!
@phobicool
#صادق_هدایت
#زنده_بگور
Forwarded from ساعت چند و نیم (a)
ایستاده و آرام
به سمت آینه می خزم
با اضطراب دلهره آور تعویض چشم ها
و تازه می شود دل
از تماشای دو مروارید درخشان
بر کیسه پاره پوره یِ صورتم.
جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود
کدام بود؟
این آینده کدام بود
که بهترین روزهای عمر را
حرام دیدارش کردم؟
@theMemOriEs
#حسین_پناهی
به سمت آینه می خزم
با اضطراب دلهره آور تعویض چشم ها
و تازه می شود دل
از تماشای دو مروارید درخشان
بر کیسه پاره پوره یِ صورتم.
جهان پر از لبخند و پروانه سفید بود
کدام بود؟
این آینده کدام بود
که بهترین روزهای عمر را
حرام دیدارش کردم؟
@theMemOriEs
#حسین_پناهی